انسان دوستی به شرط چاقو! یا: چرا غزه می تواند مساله ما باشد اما دارفور نه؟

یکی از دوستان که می توان او را – آنگونه که خودشان این اصطلاح را دوست دارند- “روشنفکر دینی مسلمان” نامید در وبلاگش یادداشتی نوشته است در مورد حادثه‌ حمله نیروهای اسرائیلی به کشتی های حامل کمک‌های بشردوستانه که راهی غزه بوده اند و در آن ضمن پرهیز دادن از خلط چنین مباحثی با مواضع و ژست‌های تبلیغی دولت ایران نوشته است: غزه مساله ماست چون آدمی مساله ماست.

با این سخن او بسیار موافقم و گمان می‌کنم به همین خاطر است که می‌توان این حادثه را فارق از مساله اسلام و یهودیت و عرب و اسرائیلی موشکافی کرد. پیش از هر چیز البته باید خاطرنشان ساخت که زورگویی و سخت‌گیری نیروهای اسرائیلی علیه فسلطینیان و به ویژه ساکنان نوار غزه محکوم است و این رژیم باید در مجامع بی‌طرف بین‌المللی برای اتهاماتی که به آن در مورد اقدامات ضدانسانی‌اش وارد است پاسخگو باشد و در صورت لزوم مجازات نیز بشود.

در مورد ماجرای اخیر هم طرف اسرائیلی به خاطر هلی برد نیرو به کشتی هایی که در آبهای آزاد قرار داشته اند و درگیری های خونین پس از آن مقصر است و این اقدامش قابل رسیدگی در مجامع حقوقی بین المللی.

اما هرچند آغازگر این ماجرا اسرائیلی ها بوده اند، نباید از نقش پررنگ طرف مقابل در به خونین شدن آن اتفاق چشم پوشی کرد. آنگونه که در فیلم‌های منتشر شده دیده می‌شود در ابتدا نیروهای نظامی اسرائیلی –پس از اخطارهای علنی- صرفا بر روی کشتی پیاده می‌شوند اما بر روی کسی آتش نمی‌گشایند و این افراد مستقر در کشتی هستند که با چماق و میل‌گرد به سوی آنها حمله می‌کنند. اگر اینگونه باشد باید دانست که حمله به نیروهای مسلح تحت هر شرایطی و در هر کشوری و به هر دلیلی پاسخی جز آتش ندارد. (سهل ست در برخی کشورها حتی حضور یافتن‌ شهروندان در فاصله چند صد متری اطراف آنها و یا تماشا کردن از بالکن هم پاسخش شلیک مستقیم است!) به عنوان مثل در ایالات متحده آمریکا وقتی پلیس در جاده و به خصوص در شب، به هر دلیلی به سرنشینان اتوموبیلی مشکوک شود از راننده می‌خواهد که در گوشه‌ای پارک کرده و بدون پیاده شدن و یا برداشتن چیزی از داشبورد و سایر اعمال مشابه به سوالات او –که معمولا با انداختن نور چراغ قوه به صورت راننده همراه است- پاسخ دهد. در چنین حالتی، حتی اگر تخلف یک سرعت غیرمجاز ساده باشد، پلیس مجاز است در صورت هرگونه اعمال خشونت و یا حتی قصد اعمال خشونت از طرف مقابل، مستقیما به مخاطب شلیک کند. فراموش نکنیم که تخلف نیروهای اسرائلی در بازرسی یک کشتی “عازم” به آبهای اسرائیل یک مساله است و آتش گشودن بر روی افرادی که با اسلحه سرد به نظامیان حمله می آورد مساله ای دیگر.

خوانندگان می‌توانند خود را بجای سرباز مسلمسل بدستی بگذارند که زیر ضربات چماق و میله‌گرد عده‌ای “بشردوست”ِ “غیر مسلح” قرار گرفته است و یا شاهد زخمی شدن همقطارش است.

ماجرا اما -حتی به فرض مظلومیت و عدم خشونت مطلق سرنشینان کشتی‌ها – فراتر از این است و سوالات هم می‌تواند فراتر برود. در خبرها آمده است که عده‌ای “بشردوست” از آسیای دور، از مالزی هم سوار این کشتی بوده‌اند. یعنی اگر بشردوستان تُرک(=شهروند ترکیه) چند صد میال آنطرف‌تر سوار کشتی‌های یونانی شده‌اند تا خود را به مردمان نیازمند غزه برسانند، مسلمانان زرد پوست بشردوست، چند هزار کیلومتر رنج سفر را بر خورد هموار کرده‌اند تا به ترکیه و قبرس برسند. و سوال اینجاست: برای بشردوستی، چه نیازی به طی این همه طریق؟ اگر حتی این مسلمانان چشم بادامی با کمبود نیازمند در کشورهای خودشان مواجه بوده‌اند؛ چرا اندکی آنسوتر به بنگلادش نرفتند که بر طبق آمارهای جهانی یکی از فقیرترین کشورهای جهان است و سالانه صدها هزارنفر در آن نواحی بر اثر فقر و کمبود دارو می‌میرند یا زندگی مشقت‌باری را در خیابان‌ها تحمل می‌کنند؟ حتی اگر حس غیرت و تعصب اسلامی را هم در نظر بگیریم باز هم خوشبختانه یا متاسفانه از این حیث کمبودی در نواحی بنگال و کشمیر و افغانستان مشاهده نمی‌شود.

امدادرسانی البته با کشتی لوکس بیشتر ماجور استیافتن پاسخ البته چندان مشکل نیست: چون در این نواحی مساله مواجهه اسلام و یهودیت –دو دین ابراهیمی بسیار شبیه هم، و به همین دلیل رقیب و دشمن ذاتی- وجود ندارد؛ چون نمی‌توان سوار بر کشتی‌های زیبا به کمک گرسنگان کشمیر رفت و پس از چند هفته سرخوش و راضی به وطن برگشت، چون دوربین‌ها بر هیچ کجای جهان به اندازه اسرائیل و فلسطین زوم نکرده‌اند،… چون آنجاها محل قدرت‌نمایی و چانه‌زنی‌ نیست.

در دارفور تا سال2008 بر طبق آمارهای سازمان ملل طی سال های گذشته 300 هزار  نفر در جریان جنگ‌های قومی و مذهبی کشته شده‌اند و حکومت این کشور رسما در دادگاه لاهه برای آدمکشی مسقیم و یا حمایت از نسل‌کشی‌های گسترده محکوم شده است. اما کودکان سودانی که هزار-هزار بر اثر کمبود مواد غذایی و داروی بسیار ارزان و ابتدایی جان خود را از دست می‌دهند، زنانی که هربار با هر یورشی مورد تجاوز قرار می‌گیرند و انسان‌هایی که سال‌هاست از سرزمین‌های پدری خود آوراه‌اند هرگز با محموله‌های بشردوستانه عده‌ای صلح‌طلب که حتی حاضرند برای به انجام رساندن خیرخواهی‌شان با چماق به نیروهای نظامی حمله برند مواجه نمی‌شوند. سهل است همین بشردوستان مسلمان در مقابل هر گونه “تجاوز خارجی” به کشوری که عمرالبشیر مسلمان بر آن حکمرانی می‌کند به شدت مخالفند و حتی اعزام صلحبانان سازمان ملل به آن منطقه را توطئه غرب برای دست اندازی به سرزمین مسلمین می دانند. همانگونه که با براندازی حکومت ملاعمر و بن‌لادن مخالف بودند و با همان عشقی که هنوز عکس شهید صدام حسین مسلمان را در کیف‌های جیبی خود نگه می‌دارند و با همان حرارتی که از ایرانی‌های معترض به دولت احمدی‌نژاد می‌پرسند: چرا از رئیس جمهور به این خوبی که در مقابل آمریکا ایستاده و می‌خواهد اسرائیل را نابود کند ناراضی هستید؟!

شاید به همین دلیل است که مادرترازاهای مسلمان به جای آنکه ده‌ها سال در محله‌های فقیر نشین هند و بر بالین جزامیان دیده شوند در هیات عبدالقادرها و مِهمِت اسلامبولی‌های میله‌گرد بدستی ظاهر می‌شوند که در بشر دوستی‌شان بیشتر از آنکه کمک به کودکان بیچاره فلسطینی منظور باشد، روکم‌کنی از اسرائیل و آمریکا در منطقه‌ای که -به گمان آنها- مرز اسلامست هدف است. و اگر در این نمایش قهرمانانه آسیبی هم ببیند جز با همدردی جهانی و انتقام‌گیری امت واحده، این بشردوستان صلح طلب آرام نمی‌شوند.

این رقابت خودخوانه البته دوسویه است. جهان غرب هم از سنگرسازی در آن ناحیه حمایت می‌کند. خیل گزارشگرانی که لحظه به لحظه از وقایع ریز و درشت ناحیه اسرائیل-فلسطین گزارش تهیه می‌کنند نشانه‌ای انکار ناشدنی از این سنگرسازی‌ست. اگر قاعده تمام رسانه‌های آزاد، دنباله‌روی از مولفه‌هایی همچون “اشتیاق عمومی، نزدیکی، شگفت‌آوری، اهمیت زیست‌محیطی…” برای تهیه گزارش و به خصوص زوم کردن بر روی یک موضوع است، مقایسه کوچکی میان فاجعه‌های انسانی دارفور و غزه به خوبی نشان می دهد که بنگاه‌های خبری بزرگ جهان غرب نیز کاملا مغرضانه با مسائل انسانی برخورد می‌کنند. خواننده این متن خود قضاوت کند که تا کنون چندبار گزارشی جامع از فاجعه دارفور که بارها و بارها گزارشگران سازمان ملل از آن به عنوان یک فاجعه عظیم انسانی یادکرده‌اند (و تعداد آوارگان و کشته شدگان آن تا سال 2008 نزدیک به سه میلیون نفر یعنی بیش از دو برابر کل جمعیت غزه بوده است) دیده و خوانده است و چند بار از غزه؟ از میان اینهمه فجایع انسانی سازمان‌یافته و مدارم که دارفور فقط یکی از آنهاست، حضور این‌همه گزارشگر در اسرائیل و نواحی خودمختار فلسطینی‌نشین نشانه چیست؟ جز این است که آنها با زوم کردن بیش از حد بر روی آن منطقه در صدد هستند تا توجه افکار عمومی را به آن منطقه معطوف کنند و بر اهمیت بحرانی آن بیفزایند؟ حتی بی‌بی‌سی فارسی که از نظر تعداد گزارشگر با کمبود نیروی شدید مواجه است نه فقط تیم خبری ثابتی در تل‌آویو دارد بلکه به طور منظم و در بیشتر اوقاتی که “خبر” خاصی در آن نواحی نیست، آنتن را در اختیار گزارشگر خود در آن منطقه قرار می‌دهد تا گزارش‌هایی عادی در مورد زندگی یهودیان و مسلمانان عرب و اسرائیلی ارسال کند. و البته این زمان در مواقع بحرانی چندین برابر افزایش می‌یابد.

تاکید می‌کنم که با تمام این اوصاف به هیچ عنوان نمی‌توان سرنوشت مردمان نگون‌بخت آن منطقه را از نظر دور داشت. مردم ستمدیده فلسطین و حتی یهودیانی که به اسرائیل کوچ کرده‌اند و زندگی ظاهراراحت‌تری دارند، همگی بازیچه چانه‌زنی قدرت های منطقه‌ای از یک سو و متعصبان ریاکار دینی از دیگر سو هستند. والبته باید این نکته را در نظر داشت که حتما در این میان عده‌ای صلح‌طلب و بشردوست واقعی هم حضور دارند.

اما سخن این است که آنچه در ماجرای اخیر دیده می‌شود نه فقط صادقانه نیست و حکایت از مستمسک قرار دادن محرومان ساکن در نوار غزه دارد بلکه نشانه‌ای از سواستفاده از مسائل بشردوستانه و صلح‌طلبانه در مقیاس جهانی است. در این میان به ویژه  دیدن پشتیبانی از تعصبات دینی ساده‌لوحانه جمعی خشونت‌طلب که در پشت نقاب انسان‌دوستی پنهان شده‌اند از سوی “روشنفکران دینی” و نخبه‌گان مسلمان تاسف را عمیق‌تر می‌کند. شاید بهتر باشد دوستان تا هنگام ظهور نخستین مسلمانان بشردوست صلح‌طلب  در میان صدها راهبه‌ای که سال‌هاست شبها با فقرای کلکته می‌خوابند و روزها به مداوای هندوهای بیمار می‌پردازند تامل کنند. و البته اگر از نظر دینمدارانه آنها این مشرکین بت پرست نجس و مستحق مرگند، سودان و کشمیر و بنگلادش هم مورد قبولند چون به قول آن دوست عزیز: “آدمی مساله ماست”. فقط لطفا بدون سر و صدا، بدون چماق، بدون دوربین، بدون کشتی… .

————

پی‌افزود: اصلاح کوچکی در متن انجام شد.

40 دیدگاه در “انسان دوستی به شرط چاقو! یا: چرا غزه می تواند مساله ما باشد اما دارفور نه؟”

  1. حرف هایت درباره ی دارفور و بنگلادش درست؛ امّا آنجا که از نظامیان اسرائیلی دفاع می کنی انگار فقط به دنبال خالی کردن عقده های خودت از کودتاچیان داخل کشور هستی! هیچ نمی پرسی نظامیان اسرائیلی به چه حقی در آب های آزاد – نه درخاک سرزمین های اشغالی – وارد یک کشتی شده اند؟؟؟
    با استدلالی که در این باره مطرح کرده ای می توان به برادران عرزشی! – که اتفاقاً نظامی هم شمرده می شوند – حق داد که خانه های مردم را بگردند و در تجمعات مسالمت آمیز را به خاک و خون بکشند!

    1. آفرین به سانسورچی. و یک مساله ی دیگر، مردم اون کشورهایی که می گی، دارن در جنگ های داخلی از بین می رن، ولی اینجا تعدادی اشغالگر وحشی ان که هدفشون فقط از بین بردن نسل مسلمون هاست در فلسطین. آبهای غزه در کنترل اون هاست و ماه هاست اجازه ی عبور کشتی رو نمی دن. ماهی 15000 تن فقط مواد غذایی اجازه ی ورود به غزه رو داره. ولی در بنگلادش و بنگال و حتی کشورهای آفریقایی چنین مشکلاتی وجود نداره. شما دوست داری علاقه به دوربین رو بذاری روی چنین کاری، و واقعا شرایط سختی که هست رو نمی خوای درک کنی.

    2. جناب سانسورچی، گیریم که سربازان اسرائیلی به قول شما در آبهای بین المللی وارد یک کشتی شده اند، اولاً این کار با اعلام محاصره دریایی غزه، طبق قوانین بین المللی این حق را به اسرائیل می دهد و نزدیک شدن به آن منطقه که نیروهای نظامی مسلح و آماده حضور دارند، ورود به منطقه‌ی خطرناک و ممنوعه محسوب می شود.
      دوماً گیریم که این حق را از دید شما نداشته باشند که سربازان اسرائیلی وارد کشتی ها شوند، این فعلان مثلاً بشر دوست و مثلاً صلح طلب!!! باید با چاقو و قمه و میله های فلزی به سربازان مسلح حمله کنند؟؟ آیا فکر نمی کنند که این کار “خریت و بلاهت” است و ممکن است به قیمت جانشان تمام شود؟؟ ارتش اسرائیل یک ارتش کلاسیک است، نه چماقدار. در ارتش کلاسیک، نیروهای مسلح زمانی که مورد حمله قرار گیرند و به خطر بیافتند، می توانند به طور مستقیم به مهاجمین حمله کنند. اگر سربازان روسی و چینی و آمریکایی و ژاپنی هم بودند، همین کار را می کردند. پس صرف ِ اسرائیلی بودن این سربازان، نباید دست‌مایه‌ی سرزنش عمل ِ دفاعی آنان قرار گیرد.
      وانگهی، بارها و بارها و بارها، کشتی های ایرانی در آبهای بین المللی توسط ناوگان نیروی دریایی آمریکا مورد بازرسی قرار گرفته و گاه توقیف هم شده اند، پس باید ملوانان ایرانی نیز با چوب و چماق و قمه و الله اکبر گویان به سربازان آمریکایی حمله می کردند. نه؟!
      لطفاً عینک اسرائیل ستیزی را از چشمانتان بردارید، نور چشمتان بیشتر می شود و دنیا را روشن تر می بیند. باور کنید ایدئولوژی (چه اسلامی، چه مارکسیستی) چیز خوبی نیست. چشم عقل را کور می کند. سعی کنید آن را با کمک عقل و منطق ترک کنید.

  2. این که مساله ما آدمی است،درست. به مساله دارفور هم اشاره کرده ای باز هم درست. اما دفاع از نظامیان وحشی اسرائیلی مضحک است. اولا به قول خودت با اسلحه در دست آنجا بوده اند و گیرم آنها با چماق به آنها حمله کرده اند، اما آیا با يک تیر هوایی همانها فرار نمی کردند؟!
    از اینها که بگذریم،
    http://www.youtube.com/watch?v=sMzc1N1Cx3s
    این رو نگاه کن، فکر می کنم نظرت راجع به دفاع از این رژيم عوض خواهد شد.

  3. استدلال صهیونیست‌ها که می‌گویند به کشتی حامل کمک‌های بشردوستانه راهی غزه، هشدار داده بودند در صورت ادامه حرکت به سمت این بندر محاصره شده، به کشتی شلیک می‌کنند پس مسوول این فاجعه گروه‌های حقوق بشری‌اند نه ارتش اسراییل شما را یاد سرزمینی در دوردست‌ها نمی اندازد که روزی در آن گفته شد هر که آمد در خیابان خونش پای خودش است و مسوول کشته شدنش آن که به خیابان دعوتش کرده؟ من راستش نمی‌فهمم چطور این دومی جنایت بود و آن اولی اقدام قانونی نظامیان ملوس صهیونیست. توحش، توحش است. فرق نمی‌کند قربانی توحش اهل کجای جهان باشد. کاش توحش را تطهیر نکنیم.

  4. بسیار خوشحالم که برای اولین باردر زندگی با آزادی و بدون دغدغه ،حرف دلتان را میزنید .فقط دوست دارم احساستان را در این مورد بدانم .چون خودم چنین تجربه ای را داشته ام .

  5. جناب فرجامی مقاله ات بسیار زیبا بود. بسیار به دل من نشست. کاملا حق مطلب را بیان کردی. متاسفانه ما سالهاست که به جای حقوق بشر افراد مختلف بیشتر به مذهبشان توجه داریم. چه کنیم که از وقتی این اسلما وارد ایران شد ما هویت ایرانی خود را از دست دادهایم و بیشتر به حقوق اعرابی توجه داریم که حتی ما را مسلمان نمی دانند و از هویت ایرانی ما بیزارند. سالهاست که در دارفور انواع جنایات انجام می شود ولی کسی از رهبران کشورهای اسلامی حتی لغتی از ان بیان نکرده است. خواهش می کنم بیشتر بنویس و ایرانیان را بیشتر روشن کن . با درود بر تو . پاینده ایران زمین.

  6. با درود
    فقط برای اطلاع:
    دفتر و اطاق های آن سازمان بشر دوستانه ترک (در آنتالیا) که تدارکات سفر به غزه را هماهنگی کرده در سال های پیش چندبار ،بعلت مظنون بودن به اسلامگرایی، توسط پلیس ترکیه مورد تفتیش قرار گرفته اند. ( برادشته از روزنامه Frankfurter Allgemeine Zeitung- آلمان، اول ژوئن)

  7. آقای عزیز
    حکایت عبید را لابد شنیده اید که «خراسانی با زینه [نردبان] در باغ دیگری رفت تا میوه بدزدد. خداوند باغ رسید و پرسید در باغ من چه می کنی؟ گفت زینه می فروشم. گفت زینه در باغ من می فروشی؟ گفت زینه از آن من است هر جا که خواهم می فروشم». حالا اگر همین سؤال را از ساخلوهای اسرائیلی بپرسید که در کشتی دیگزان در آب های آزاد چه می کنند، لابد خواهند گفت که تیر در می کنیم. اگر جسارتا بپرسید، در ملک دیگران تیر در می کنید؟ خواهند گفت پیشتاب مال خودمان است، هرجا بخواهیم در می کنیم.

  8. با درود
    دوباره برای اطلاع:
    در کشتی انسان دوستانه ترک به طرف غزه دو نماینده حزب چپ آلمان نیز حضور داشتند. چپ آلمان در یهود ستیزی دست کمی از فاشیست های یهود سوز آلمانی ندارد و چپ ها المان این یهود ستیزی را از استاد خود به ارث برده اند: از مارکس.

    http://www.chubin.net/?p=4349

  9. سلام آقای فرجامی، خیلی عالی بود. بسیار تحسینتان می کنم که در شرایط حساس تحت تأثیر جو قرار نمی گیرید و سعی می کنید همه جنبه های یک ماجرا را مورد توجه قرار دهید.

  10. با سلام

    با مواردی از متن شما موافقم! ولی می دانید درد مردم ایران چیست؟ هزار و یک مورد +این که حتی روشنفکرانش که ما باشیم کمترین کنجکاوی برای دانستن نداریم! من نمی دانم که چه اتفاقی در آن کشتی افتاده..به احتمال قوی دوستانم که هیچ کدامشان نه مسلمان بودند و نه اهل ریا اگر از زندان اسراییلی ها بر گشتند به سوید برایم تعریف خواهند کرد! یک خواهش کوچک و وقت گیر! شما و جهاندوخت گرامی قبل از اظهار نظر و سند قرار دادن مطالب رسانه ها بروید به خوانید که Skip to Gaza
    از چه کشوری و توسط چه افرادی بنیانگزاری شده! وقتم بسیار گرقته شد برای نوشتن به فارسی ولی شادم که می توانم دانسته هایم را به شمامنتقل کنم..با گروه های صلح و زنان در شهر کوچکی در سوید همکاری می کنم..اولین مرتبه ای که در جلساتمان در بارهKip to Gaza برای ارسال امکانات زندگی به غزه صحبت شد؛خنده ام گرفت و فکر کردم که دوستان گروه صلح رویایی تر از من رویا پرور و آرمانگرا فکر می کنند! دوسالی طول کشید..از حرف و جلسه تا عمل..حتما متن انگلیسی که برایتان فرستادم به خوانید ترجمه از سویدی است! خواستید همین جا بنویسید؛ جوابتان را می دهم.. تا انجایی که دیدم و بودم نه افراطی در بین این جمع سویدی بود و نه آدمکش!!
    Corporate Plan

    The current state
    In the middle of May 2010 eight ships sailing from different ports in Europe towards a single objective: the tiny Gaza strip between the Mediterranean Sea and the Negev Desert, Israel and Egypt. The convoy, which is organized by a coalition of international social movements and human rights organizations, is a nonprofit and peaceful action that aims to break an illegal blockade, alleviating a humanitarian emergency and the practice among humans show Gaza population that it is not exclusive or forgotten. The vessels will be meddföra – in addition to a cargo of building materials, prefabricated houses and diesel-powered electrical equipment – about 800 passengers from across Europe, including Palestinians and Israelis: MPs and actors, journalists and activists.

    Background
    One of the coalition members are In Gaza, Sweden. The idea was brought in late 2008 by a few activists in response to the rapidly deteriorating situation in Gaza, as occupying forces after the withdrawal in 2005 were being held up and isolation. Even before the Winter War of 2008-9, the situation was disastrous. Industrial output had virtually ceased, the construction industry was crippled, agriculture and fishing industry suffered damage. More than four out of five Gaza resident had been dependent on humanitarian aid for survival.
    The war exacerbated the catastrophic situation. 22 days of massive bomb attacks claimed about 1400 casualties, of which more than 300 were children. Residential, day care centers, hospitals, industries, infrastructure turned into piles of gravel. Illegal weapons that white phosphorus was used in the attacks, which in addition to resistance fighters and civilians also directed at the United Nations.

    Society
    In Gaza Association was formed February 8, 2009 in order that as soon as is financially and practically possible to send a ship with the requested supplies from Scandinavia via ports in Europe and the Mediterranean Sea to Gaza. The association’s platform emphasizes that it must be party political and religious independence, and made up of individuals and organizations working to promote respect for human rights and international law. It also makes clear that receipt of our aid into Gaza will be run by politically independent organizations.
    After initially have been an issue for two local teams, and Stockholm, Gothenburg, was founded in the year groups in a growing number of Swedish cities: Malmö, Jönköping, Uppsala, Varberg, Orebro, Karlstad, Sjuhäradsbygden, Helsingborg, Umeå. Networking in Sweden has resulted in support from a little over 20 organizations, including the LO, Olof Palme International Center, Left, Emmaus Björk, Swedish Muslim Council. Networking outside of Sweden has led to contacts with like-minded organizations around Europe.

    Operations
    This work has in the past year passed along four main tracks: 1) raise money, 2) find business partners, 3) to find suitable vessel, crew and cargo, 4) formation of public opinion. Money has been collected on the classic folkrörelsevis: guns, solidarity events and concerts. The most profitable form of assistance has consisted of so-called mile certificates. For a sum of 1000 SEK or 100 Euro, private persons, store owners, associations and companies could buy a nice certificate to frame and put up on the wall. Organisations, political parties and individuals have also contributed. Altogether we succeeded in our first year collecting roughly 900000 GBP.
    A lot of money, but still far from the sums needed to purchase ships, fuel and cargo and hiring crew. Thanks to the international network we got in contact with partners in Greece and Turkey, which were shown to have similar plans as we do.

    Future
    Through collaboration with In Gaza, Greece, we now have bought us into a vessel in a first turn, then will go in above convoy to Gaza in May. But the project In Gaza is not the end of it. Thereafter, the vessel will be counter to Scandinavia, to which again loaded and again – through our collaborative ports on the Atlantic coast and the Mediterranean – go to Gaza. This trip is currently scheduled to go sometime in August-September 2010. Also our partners in Greece and Turkey plans to send more ships to Gaza after the first convoy. Another joint project is to dredge up a mobile and floating port in Gaza City. Consequently, work continues to date with fundraising, networking, opinion formation.

    Contact Information In Gaza Association
    Homepage: http://www.shiptogaza.se

    Contact the Ship to Gaza:
    Dror Feiler, musician, artist, president of Jews for Israeli Palestinian Peace, President of the European Jews for a Just Peace
    Tel. 070 2855777
    E-mail: dror.feiler @ gmail.com

    Mattias Gardell, professor and author.
    E-mail: @ mattias.gardell teol.uu.se

    Mariam Osman Sherifay, former Member of Parliament (s).
    Phone 070-210 71 66,
    E-mail: @ mariam.sherifay sundbyberg.se

    Plusgiro at Nordea: 46359-6 for payment from a Swedish account or deposit through bank branches in Sweden. 
 For deposits from foreign accounts or foreign banks, then: 
 SWIFT NDEASESS 
 IBAN: SE92 9500 0099 6026 0046 3596
    ..

  11. این هم ترجمه کوتاه به فارسی اهداف انجمن بنیانگزار Ship to Gaza
    همه ما می دانیم که ساکنان غزه در چه شرایط سخت و دشواری زندگی می کنند. کمبود شدید غذا,آب آشامیدنی, برق, مسکن ودرمان و عدم امکان تامین معاش و حتی امکان رفت و آمد آزاد در محدوده ی مرزی خودزندگی را برای این مردم طاقت فرسا کرده است.
    ما می دانیم که این فاجعه بشری ریشه سیاسی دارد وحل آن نیازمند اقدامات سیاسی است.
    ما متوجه شدیم که بیش از این نمی توانیم دست روی دست بگذاریم و منتظر عمل کرددولتها شویم. وقت آن رسیده بود که خود اقدام کنیم و به همین دلیل دست به تشکیل سازمان “Ship to Gaza” زدیم.

    هدف ما این است که یک کشتی از اسکاندیناوی از طریق دریای مدیترانه به غزه روانه سازیم. کشتی مورد نظر در بنادر مسیر خود کمک های بشر دوستانه گردآمده را با خو د به غزه خواهد رساند.
    این سفر تنها پاسخی به نیازهای فوری مردم غزه نیست بلکه یک پیام مشخصی را باخود برای مردم غزه به همراه دارد:” که شما تنها نیستید”.

    ما انتظار داریم که هر دولتی بنیادحقوق عمومی بین المللی برای عبور آزاد کشتی ها در آبهای بین المللی را محترم شمرده اجازه آزادکشتی رانی و در ضمن امنیت کشتی ها را در بنادرشان برای لنگراندازی ضمانت نماید.

    کمیته ی ” کشتی به سوی غزه ” به هیچ گروه سیاسی و یا مذهبی خاصی وابسته نیست اما,اشخاص وسازمان هایی که با این کمیته همکاری می کنند به گروهها ی مختلف سیاسی فرهنگی و مذهبی گوناگون تعلق دارند .
    ..

  12. (و تعداد کشته شدگان دارفور تا سال 2008 سه برابر کل جمعیت غزه بوده است).
    ظاهرا حتی وقت ندارید که جمعیت غزه را گوگل کنید. من هم مقاله درباره دارفور خوانده ام، هم کتاب. ولی تا حال متنی تا این مزخرف درباره همه چیز و هیچ چیز نخوانده بودم.

    1. در مورد اشکالی که به آمار گرفته بودید حق با شما بود و تصحیح شد. منظور این بود که تعدا کشته شدگان و آوارگان دارفور که 3000000 نفر تخمین زده می شود چند برابر جمعیت غزه است.

  13. آقای فرجامی عزیز مقاله ات بسیار پر از مغلطه به نظر می رسید:
    1- “در ابتدا نیروهای نظامی اسرائیلی –پس از اخطارهای علنی- صرفا بر روی کشتی پیاده می‌شوند اما بر روی کسی آتش نمی‌گشایند و این افراد مستقر در کشتی هستند که با چماق و میل‌گرد به سوی آنها حمله می‌کنند”: یعنی چی! آمده بودند 13 بدر روی کشتی. یا هلی کوپتر جا نداشت گفتند یک عده برویم توی کشتی!!! خوب پس شروع ماجرا چگونه بود. نکند انتظار داشتی وقتی از هلی کوپتر یک عده می آیند پایین برایشان کف بزنیم که به به چه فرودی!

    2- “باید دانست که حمله به نیروهای مسلح تحت هر شرایطی و در هر کشوری و به هر دلیلی پاسخی جز آتش ندارد.” خوب در نتیجه همانگونه که سانسورچی گفت برادران ارزشی ما هم حق دارند. این که نشد استدلال

    3- ” به عنوان مثل در ایالات متحده آمریکا وقتی پلیس…” ببین این مثال با گفته ات ارتباط مستقیمی ندارد. اولا می گویی در آمریکا این یک قانون است. آیا حمله در آب های آزاد هم قانون است!!! دوما می گویی پلیس. پلیس با نیروهای مسلح نظامی تفاوت دارد. برای مثال ما خودمان در کشور عزیزمان می گوییم چرا بسیچی گیر می دهد نیروی انتظامی چه کاره است. این خود خیلی مهم است. آبهای آزاد پلیس خودش را دارد برادر جان. ثالثا: در همان آمریکا هم به این تخیلی که شما می فرمایید نیست. برای مثال اگر بعد از دست بند زدن پلیس به شما ضربه ای بزند او شدیدا مقصر است (اشاره به داستان آن پسر ایرانی در کتابخانه دانشگاه کالیفرنیا)

    4- “در خبرها آمده است که عده‌ای “بشردوست” از آسیای دور، از مالزی هم سوار این کشتی بوده‌اند…”: ببین عزیز امیدوارم تفاوت یک کار نمادی با کار کمک رسانی برایت مشخص باشد. این کار نمادین است. وگرنه بهتر بود بجای این همه آدم غذا می فرستادند که بیشتر بکار غزه ای ها بیاید. این کار برای این بوده است که شاید این قلدر بی شعور از روی این همه آدم خجالت بکشد

    5- “چرا اندکی آنسوتر به بنگلادش نرفتند که بر طبق آمارهای جهانی یکی از فقیرترین کشورهای جهان است و سالانه صدها هزارنفر –یعنی چند برابر کل جمعیت غزه- در آن نواحی بر اثر فقر و کمبود دارو می‌میرند یا زندگی مشقت‌باری را در خیابان‌ها تحمل می‌کنند؟” چون که تفاوت است میان یک فعال حقوق بشر با یک کمک رسان خیریه. کسی که در غزه از گرسنگی می میرد از فقر نیست . وگرنه این آدمها برای ریشه کن کردن فقر سوار کشتی نشده اند

    6- با این صحبت که چرا به دارفور می روند و اینکه احتمالا حرارت این ماجرا ریشه های مذهبی دارد موافقم. اما این دو بهم ربطی ندارد. گیرم یک سری آدم از روی اعتقاد غلط کار درستی بکنند. آیا ما باید بگوییم چون آنها اعتقاد غلط دارند ما این کار را نمی کنیم! این نتیجه گیری درست و منطقی به نظر نمی رسد.

    7- “…در هیات عبدالقادرها و مِهمِت اسلامبولی‌های میله‌گرد بدستی ظاهر می‌شوند که در بشر دوستی‌شان بیشتر از آنکه کمک به کودکان بیچاره فلسطینی منظور باشد، روکم‌کنی از اسرائیل و آمریکا در منطقه‌ای…”آخر برادر من چرا جو می گیرتت. انتظار داری توی کشتی چیا پیدا کنی؟ چاقو و میلگرد توی همه جا راحت پیدا می شود. فیلم زیر را ببین:
    http://www.youtube.com/watch?v=s8cNly4uYCc&feature=player_embedded
    فیلم اسلحه هایی است که پیدا شده. واقعا گرخیدم. بجز اون تیرکمان سنگی باقیش فکر نمی کنم خیلی غیر طبیعی در کشتی حامل آذوقه باشد. تیرکمان هم واقعا ترسناک بود.
    اون آچر لوله گیر که خداییش اسلحه خطرناک و ترسناکی بود :دی

    7- “دوستان تا هنگام ظهور نخستین مسلمانان بشردوست صلح‌طلب در میان صدها راهبه‌ای که سال‌هاست شبها با فقرای کلکته می‌خوابند و روزها به مداوای هندوهای بیمار می‌پردازند تامل کنند” ببین باز هم می گوییم حقوق بشر از فقر بیماری زلزله و … جداست

    در آخر می خواهم بگویم بنده نه اسلام را قبول دارم و نه خدا. بنده به عنوان یک آته ائیست از انسان های غزه (چه مسلمان و چه غیر مسلمان) دفاع می کنم. اگرچه زمانی شعار می دادم نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

  14. به نظر می‌رسد که نفرت از جمهوری اسلامی قدرت استدلالت رو زأئل کرده. استدلالت به غایت مسخره است و فریبکارنه. فرض کنیم افراد داخل کشتیها بر علیه سربازان اسراییلی متوسل به خشونت شده اند، این حق قانونی‌ آنان است که در داخل آبهای بین‌المللی از خود دفاع کنند. به این گفته میشود دفاع مشروع، همانگونه که دفاع در برابر دزدان دریایی مشروع است. مانند این است که دزدی وارد منزلی شود و پس از مقاومت صاحبخانه او‌ را بکشد و سپس مدّعی شود که در دفاع از خود مرتکب قتل شده است. و اما مقاومت در برابر دزد: شما را نمیدان ولی‌ بسیاری در برابر دزد مقاومت میکنند. مثال تان در مورد پلیس آمریکایی‌ فریبکارنه است و کاملا بی‌ ارتباط به موضوع: پلیس حق و وظیفه قانونی‌ دارد که فرد متخلف یا حتا مشکوک را متوقف کند و شهروندان امریکایی وظیفه قانونی‌ دارند در برابر اخطار پلیس بدون هیچ مقاومتی تمکین کنند. در همان آمریکا شهروندان موظف نیستند در برابر اخطار یک دزد تمکین کنند که سهل است اگر دزد وارد شده به منزلتان را با تیر بزنید مسئولیت قانونی ندارد. مورد اخیر مثل دوم است نه انگونه که شما جعل کرده‌اید مثال اول.

    توصیه: دست از نشخوار سی‌ ان ان بردار، مغز برای فکر کردن است.

  15. چه استدلال بی‌ منطقی‌ کردین. به جای اینکه بی‌ توجهی‌ به دارفور را تقبیح کنید و خواهان این باشید که به دارفور هم همانند غزه توجه بکنن، خواهان این هستید که به به غزه هم همانند دارفور کم توجهی‌ بکنن. واقعا آدم شرم می‌کنه از استدلال شما

    ضمنا درسته که مردمان زیادی به اسرائیل دید خوبی‌ ندارند ولی‌ این به آن معنی‌ نیست که اینها یهود ستیز هستن. ولی‌ البته اسرائیل تلاش می‌کنه که هر مخالفتی با اسرائیل را با مخالفت با یهود تعبیر بکنه.

  16. پرت و پلا نوشتی آقا. همین شماها هستید که خشونت را به بهانه های مخلتف در دنیا توجیه می کنید. یک روز کرد را بگیرند بکشند. یک روز کسانی را در آّبهای آزاد مثل دزد دریایی بربایند. شماها توجیه گر این جهان کثیف هستید

  17. محمودِ عزیز.متاسفانهْ یهود ستیزی با خونِ بسیاری از ما عجین شده است.بزرگترین نویسنده مان(صادق هدایت)مستقیم تحت تاثیر از کافکای یهودی است؛ولیکن آثارش مملو از نفرت به سامیان است؛اما برای تطهیرِ خودشْ داستان پردازی میکند که کافکا از یهودیت بیزار بود.یکی از بهترین آهنگسازانِ ایرانْ که موسیقی اصیل بسیار به او مدیون است؛استاد مرتضی خانِ نی داود که مرغ سحر یکی از آثارش است؛یهودی بود.القانیان؛صاحب کارخانهء پلاسکو؛در زمان انقلاب در ایران نبود؛بعد از انقلاب برگشت به ایران و دستگیر شد.در دادگاه چند دقیقه ایش؛فقط میگفتْ من چه گناهی کرده ام.من صنعت پلاستیک سازی را به ایران آوردم.من به کشورم خدمت کردم.الکی اعدامش کردند؛هنوز ساختمانهای آلمینیوم؛ پلاسکو و کارخانهء پلاستیک سازیش برجاست.از این فجایع بسیار روی داده است.تحقیق کنید و ببینید؛پشتوانهء دانشگاه امام جعفر صادق چیستْ که حتی صدای مرحوم منتظری هم در آمده بود.بزرگترینْ کارخانهء تولید کاشی در خاورمیانه(ایرانا) صاحبش که بود و اکنون صاحبش کیست.چرا گروهی از فراریان از اردوگاه اشرف در عراق؛با هزار مشقت خود را به اسراییل رساندند.جواب این آخری را خودم میدهم!.چون در اسراییل قانون حکمفرماست.و راجع به این حادثهء اخیر و دایه های از مادر مهربان تر.ارتش اسراییل؛با این حادثهء ناگوار برخورد میکند و اگر عمل خطایی از سوی کماندوهای اسراییلی سر زده باشد؛آنها بسزای اعمال خویش خواهند رسید.علی الحساب ما ایرانیان؛هزار تا کار مهم تر داریم.این بابایی که ندا را کشت را اول پیدا کنیم؛سر فرصتْ به خدمت این صهیونیستها خواهیم رسید.

  18. این نوشته غیر متعارف فقط برای جلب مشتری است. انگار که ماست های ترشیده حاچ محمود دیگر مشتری جلب نمی کند.

  19. اقای فرجامی: از محتوای نوشته ات– اگر بتوان نوشته اش نامید– می گذرم که خیلی خنده دار است. این با آن می ماند که به کسی که به فقیری کمک می کند اعتزاض کنیم که چرا به آن یکی فقیر کمک نمی کند. مسئله غزه با دارفو و بنگلادش از زمین تا اسمان فرق دارد. غزه توسط یکی از قوی ترین دولت های منطقه به زندانی بدل شده است که مردم به جز گرسنگی هر روز شاهد توهین و تحقیر های مستقیم هستند. بیش از این وقت ام را تلف نمی کنم که از بسکه ابکی نوشته اید که تا نصفه اش خواندم.

    اما به آن بخش کاملا جعلی اش اشاره ای می کنم. نمی دانم چند بار به آمریکا آمده اید و یا اینکه چقدر در اینجا زندگی کرده اید اما بهر حال هر چی در باره رفتار پلیس آمریکا با متخلفین نوشته اید جعل اند. در آمریکا پلیس فقط و فقط زمانی بر روی فرد مضنون آتش می گشاید که متوجه شود که آن فرد اسحله اتشین در دست دارد و نشانه گرفته است. حتی اگر طرف اسحله اتشین داشته باشد اما پشت به پلیش فرار کند پلیش حق تیر اندازی ندارد. اگر ماشینی بعد از ایست کردن گاز داده و به راه به افتد پلیس فقط تعقیب اش می کند و اصلا و ابدا حق تیر اندازی ندارد. من چندین سال است که در آمریکا زندگی می کنم و شاهد ده ها بار تعقیب مضنونینی بودم که بعضا ساعت ها بطول انجامیده استو این همه مدت پلیس حتی یک بار هم بر لاستیک های ماشین هم تیر اندازی نکرده است.برای اینکه پلیش مطمین نیست که ایا فراری اسلحه دارد یا نه و اگر داشته باشد ایا استفاده خواهد کرد یا نه و یا اینکه ممکن است که طرف تحت تاثیر مواد بوده باشد یا اینکه ممکن است فقط ترسیده و فرار می کند. پایس برای دستگیری همچو فردی با پخش میخ های لاستیک شکن سد راهش می شود.
    در خود آمریکا اگر کسی غیر قانونی وارد خانه ات شود — اگر با نیت نیک هم وارد شود– صاحبخانه حق دفاع از خود را دارد. خودتان که قبول می کنید که نیروهای اسرائیلی غیر قانونی وارد کشتی ها شده که در اب های ازاد مسافرین کشتی صاحب خانه هستند و حق داشتند که از خود — حتی با اسلحه گرم– دفاع کنند. این نوشته ات را چنان با عصبانیت نوشته اید که هم اشتباهات تایپی زیادی دارد و زبانش هم خیلی ضعیف است. یکی از نشانه های اینکه ایا نوشته ای اشغال است یا نه این است که ایا این نوشته در سایت ایران گلوبال منتشر شده است یا نه.؟ خوشبختانه نوشته شما در آن جا منتشر شده است.
    با احترامات

  20. اقای محمود فرجامی(؟)
    بنی ادم اعضای یکدیکرند، شما درست میفرمایید در هر جای دنیا بی عدالتی باشد ، بایستی با ان مبارزه کرد. برای دفاع از سربازان اسراییلی بیلیون ها دلار خرج لابی میشود و احتیاجی به دفاع شما ندارند مگر شما احتیاجتان بوسیله انها رفع میشود؟ اگر از دیدگاه فشار دولت ادمکش احمدی نژاد به دفاع از اسراییل میخیزید؟ جانب یک اشتباه اشتباه دیکر را توجیهنمی کند.چون بنا به دلایل زیر احمدی نژاد خودش دستش در دست راستگراهای اسراییلی هاست.
    1- همکاری علی اصغر اولادی مسلمان و… با وی
    2- هواداری چند رووزنامه اسراییلی از وی
    3- ارسال سه ناو زیر دریایی اتمی اسراییل به خلیج فارس در ماه خرداد، ماه جنبش سبز، برای دادن بهانه عربده کشی های ظاهری ضد اسراییلی احمدی نژادا
    4- نوع حملات احمقانه احمدی نژاد که تمامی مفسرین سیاسی عرب، غربی و ایرانی معتقد هستند بجز قدرتمند کردن اسراییل بویژه جناح راست هدفی ندارد.
    اگر تنفر شما مانند من از احمدی نژاد به این راه کشانده شما را به عنوان یک نگارنده برای شما متاسفم. و اگر دیگری است که خوب هر کس در امدی میخواهد و نگاشتن هم شغلی است.

  21. متاسفانه اسلام گرایان نزاد پرست در میان ما زیاد هستند. همین است که 30 سال است جمهوری اسلامی ما را مثل گوسفند در هم سر می برد. اسلام دین نژاد پرستی است. چون مسلمان بودند ما ناراحتیم ولی اگر یهودی یا مسیحی بودند کک ما هم نمی گزید چون آقا گفته اونها کافرند پس بمیرند بهتر است. به جای این که از این نوشته پربار درس بگیریم و بفهمیم تمام آدمها یکی هستند سعی می کنیم توجیه کنیم که خوب باید از خودشون دفاع می کردند. اگه شما در نیروی دریای ایران بودید و یک کشتی را بازرسی می کردید و می دیدید که افراد داخل کشتی دوست و هم رزم شما را با میله و چاقو مورد حمله قرار می دادند اونوقت چه می کردید؟ وای میستادین و تشویق می کردید؟
    قریدون فرخزاد حرف قشنگی زد قبل از مرگش. خدا بیامرز گفت : خاک بر سر اون مردمی که فرق میان عالم و قاتل رو نمی دونن. و حالا ما 30 ساله که زیر چکمه های قاتلین و راه زن ها له می شویم و هنوز نفهمیدیم که فرق بین عالم و قاتل چیه. هر چی سر ما ایرانی ها میاد حقمونه . 1400 ساله تبدیل به گوسفند شدیم و خودمون هم نمی دونیم.

  22. درست درهمین جاست که حاکمان بالفعل ومتحجر ایران عزیز می توانند احساس پیروزی کنند ودرست هم باشد:
    “وادارکردن ما وبویژه نخبگان ما درجهت خروج از تعادل ومنطق وانسانیت وورود هیجان انگیز واحساساتی به “ملاطفت اجماع جهانی انسان”. یا…هو

    پ ن:
    چنین بنظر می رسد که محمود فرجامی با هرچه سردترشدن تنوراصلی بیشتر”گر” می گیرد. دربحبوهۀ سوزندگی جنبش هم به این گداختگی نبودی.

  23. هومن, در ژوئن 2, 2010 در 14:06 گفت:
    جناب فرجامی مقاله ات بسیار زیبا بود. بسیار به دل من نشست. کاملا حق مطلب را بیان کردی.
    بر خلاف کاربر گرامی هومن میخواهم بگویم که بهیچ وجه حق مطلب را بیان نکردی هر چند که مقاله ات بسیار جالب بود. جالب از این نظر که تلاش میکنی که علت این همه توجه به مسلمانان مظلوم ؟؟؟ فلسطینی در غزه را ریشه یابی کنی ول حق مطلب را با مثالی که در رابطه با دارفور زدی (« بدرستی ») ادا نکردی. درست است که در دارفور بزرگترین جنایات و نسل کشی قرن بهد از جنگ دوم جهانی هنوز هم در حال انجام است ولی چون عاملین مسلمان و قربانیان نامسلمانند کامنت های برادران مسلمان روی این پاسخ کلیشه ای دور میزند که غربیها با چشمداشت به منافع نفت منطقه (که متعلق به ما است و عکس آنهم بهیچ وجه مسموع نیست) با حکومت برادر البشیر سر ستیز دارند.
    مثال های که کاملن منطبق بر شرایط موجود میباشد و باید استفاده میشد اوضاع قتل عام شدن برادران مسلمان چچن بدست خرس های روسی و کشتار و سرکوب مسلمانان اویغور در ایالت سین کیانگ توسط اژدها های چینی بود. چگونه است که هیچگاه افراد و گروه های انساندوست جهانی و حتی ترک های غیرتمند با رهبری قهرمان جدید دنیای اسلام رجب آقا طیب خانِ اردوغان (از رهبران عرب که دست نشانده آمریکا هستند بگذریم) صدائی بگوش نرسید ؟ از سیاست (کثیف) جهانی بگذریم و رهبران جمهوری اسلامی را هم بخاطر معذوریات سیاسی که دارند بحال خود وا گذاریم، این اخوین و همشیره هائی که در اینجا برای غزه ئیان جامه میدرند چه دارند در برابر این سیاست یک بام و دو هوا دارند بگویند ؟
    میشود با احتیاط از همشیره گرامی یاسمن خانم سؤال کرد که چرا هیچوقت انجمن بنیانگزار Ship to Sinkiang یا ship to Chechnya بوجود نمیاید ؟ خوب پاسخ مشخص است چون این مناطق متاسفانه راه آبی که که در آن بشود کشتیرانی کرد ندارند!
    حقیقت چیست ؟ بجز ملاحظات و زد و بندهای سیاسی و منافع شخصی افراد و گروه ها که شما به آن اشاره ای کرده اید که چگونه توجه جهانی را فقط به این منطقه جلب میکند عامل دیگری هم هست و آن اینکه آدم عاقل تا وقتیکه اسرائیل هست اونجاشو با خرس روسی و اژدهای چینی در نمی اندازه. مطلب دیگری که ناگفته ماند اینست که خود این فلسطینیان در غزه گروگان تروریست های حماس هستند

  24. بعضی از نازنینان همیشه در صحنه هایی که بشود سیخونکی به اسرائیل کذا و کذا زد جان کلام مقاله را یا نگرفته اند یا صرف ندارد که بگیرند.
    چرا بشر دوستی موسمی اسلام پناهان فقط در دفاع از مسلمانان به گروگان گرفته شده از سوی حماس گل میکند که تازه جرم گروگانگیری مردم غزه را هم پای دیگری مینویسند و برای دفاع و کمک رسانی رنج سفر به دارفور و چچن و اویغور را به خود نمیدهند تا نشود حد اقل در مسلمان دوستی آنها شک و تردید روا داشت؟
    چرا کشور مسلمان مصر مرز زمینی خود را بر روی برادران و خواهران عرب که در غزه گروگان برادران اخوان المسلمین هستند چارتاق باز نمیکند؟
    چرا نازنینان همیشه در صحنه به مصر گیر نمیدهند؟

  25. با سلام،
    تحلیل جالبی بود، ولی دفاع شما از سربازان اسرائیلی کمی به دور از انصاف بود. بله حق با شما است، اگر کسی به سربازی حمله کند، طبیعتا سرباز هم در دفاع از خود دست به اسلحه میبرد. ولی آن سوی سکه را هم ببینید! اگر سربازی ناگهان در خانه شما را به زور بشکند و وارد شود، آیا شما سعی نخواهید کرد به هر وسیله ممکن از خود و حریم خود دفاع کنید؟ اگر شما در خاک کشور دیگری سرباز پیاده کنید، آیا میتوانید بگویید “خوب اول آنها آتش گشودند، ما فقط از خودمان دفاع کردیم”؟؟!!

  26. تلويزيون الجزيره يک فيلمی را گذاشته که نشون ميده اين صلح طلبان انسان دوست وقتی در حال نزديک شدن به اسراييل هستند دارند شعار ميدهند و ميخوانند که خيبر خيبر لشگر محمد می آيد. اين را شايد غربيها ندانند ولی شمای مسلمان بايد بدانی که منظورشان حمله به اسراييل بوده. امروز حمله ای آرامتر و تبليغاتی و فردا حمله ای بزرگتر برای اشغال سرزمين اسراييل و کشتار مردمانش همانطور که با يهوديهای خيبر کردند و بعد هم اسلامی کردن اين کشور مثل اين همه کشورهای ديگر که با زور جنگ و تجاوز مسلمان شده اند. در کتابهای اسلامی آمده است که چگونه محمد برای اينکه خيبر زودتر شکست بخورد آب را بر روی اين يهوديها بست تا از تشنگی زودتر تسليم بشوند يعنی دقيقا همان کاری که يزيد کرد و امروزه شيعيان يزيد را به خاطر اين عمل شيطانی آدم بدی ميدانند ولی هنوز ازمولايش يعنی محمد پيروی ميکنند.حمله خیبر درست به همان صورت انجام گرفت که این به اصلاح بشر دوستان چماقدار امیدوارند انجام بدهند . یهودیهای قبیله خیبر انتظار حمله از جانب مسلمانان را نداشتند چون محمد به آنها گفته بود که چون کافر نیستند و خدا پرستند کاری به آنها ندارد ولی این حرف فقط یک حیله بود مثل همین حیله ای که مسلمانان امروز به کار میبرند و به اسم کمک به مردم غزه قصد تبلیغ بر علیه اسراییل رادارند و تحریک مسلمانان دنیا به حمله به اسراییل. آخر کجای دنیا هیچوقت مسلمانی دیده شده که به اسم دین اسلام به کسی کمک کند؟ آیا تا حالا شنیده اید عربستان و ایران و مصر و کویت از ثروتهای عظیم نفتی شان بیمارستانی در کشوری ساخته باشند و گرسنه ای را سیر کرده باشند؟ فوقش یک مسجد در کشورهای مسلمان گشنه میسازند و تعلیم کشتار و قتل بهشان میدهند. از افتخارات ديگر مسلمانان اين است که ميگويند محمد بعد کشتار مردان يک قبيله يهودی ديگر خودش در همان شبی که رييس قبيله را کشته بود به دختر او تجاوز کرد.
    حالا آيا انتظار داريد که اسراييل در جواب يک عده متجاوز که اشغال کشورهای ديگر و قتل و زنا با زنان آن کشور را جهادی الهی ميدانند و حالا دارند با قيافه بشر دوستانه با حيله و نيرنگ جنگی جديد راه می اندازند . شايد مسلمانان ايرانی اگر مسلمانی ديگر به دخترش و پسرشان تجاوز کند اعتراضی نکنند ولی در هر کشور ديگری جواب تجاوز را ميدهند حالا اين تجاوز به مرزهای کشور باشد يا آبهای آن کشور و يا مردم آن کشور.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *