بچه بازی در ادب پارسی

ناصر غیاثی در برنامه ای که خوشبختانه متن آن هم موجود است کتاب بسیار ارزشمند "شاهدبازی در ادبیات فارسی"ِ سیروس شمیسا را در رادیو زمانه معرفی کرده و به این بهانه به طور فشرده نتیجه تحقیقات دکتر شمیسا را بیان کرده است.
حتما می دانید که این کتاب چند سال پیش در ایران منتشر و بعد از مدت اندکی از بازار جمع شد. دکتر شمیسا در این کتاب با مدارک و شواهد بسیار زیاد نشان می دهد که منظور از شاهد و معشوق و یار و ساقی و این قبیل چیزهایی که در آثار منظوم و منصور فارسی زیادند، نه یک زن یا دختر بلکه موجودی مذکرند.
در معرفی آقای غیاثی روی این نکته تاکید شده که منظور حضرات در بسیاری از مواقع "عشق مرد به مرد" بوده است. به همین خاطر احساس کردم نکته ای ناگفته مانده و بهتر است من هم برداشت خودم را از عشق حضرات (چی بناممشان: عرفا؟ ادبا؟ شعرا؟) بنویسم.

در مورد اینکه عشق و در حقیقت عملیات جنسی مرد به مرد در آثار مذکور فراوان است و بر خلاف بعضی که به هر ضرب و زوری هست می خواهند آن را یک عشق الهی (مثلا عشق بنده به حضرت باری!) تعبیر کنند، منظور دقیقا عمل لواط بوده؛ هیچ شکی نیست. در این زمینه آنقدر نمونه هست که به تعبیر مرحوم عمران صلاحی هرجور که بخواهیم قضیه را با تاویل و تفسیر، ماست مالی کنیم، باز دم خروس می زند بیرون.
موضوع بدتر که در همین معرفی جناب غیاثی مغفول مانده این است که آقایان به همجنس بازی ساده هم قانع نبوده اند و رفتارشان با هیچ مبنای انسانی همخوانی ندارد. بیشتر توضیح بدهم؟ فرض کنید الف (که می تواند شمس الدین باشد یا مصلح الدین یا عبید یا هر عزیز دل انگیز دیگری) عاشق مردی به نام ب شده و با او لواط کرده است. این کار در شرع اسلام مجازات سنگینی دارد ولی در قوانین بسیاری از کشورهای امروزی یک عمل همجنس خواهانه مجاز است. بر مبنای حقوق بشری هم اگر اینکه یک مرد گنده عمل خیری روی یک مرد گنده بکند که به هر دلیلی موافقت کرده مخیور(!) واقع شود،  قابل هضم است، ان شاالله!

اما جنبه بسیار زشت و غیر انسانی ماجرا اینست که حضرات معمولا این کار را روی بچه ها انجام می داده اند. اسمش هم بی خود نشده "بچه بازی" و جنس تا وقتی مال بوده که از حد "نوخط"ی جلوتر نرفته باشد. نمونه هم آنقدر فراوان است که نگو. از ریشنامه عبید تا گلستان حضرت سعدی که مستقیما به این اشاره کرده اند تا جناب حافظ که غیر مستقیم و البته ایرج میرزا که واقعا کرده.
روش کار هم اگر علاقه مند باشید که خبثیات ستارگان آسمان ادب و عرفان فارسی را بهتر بشناسید در چند راه خلاصه می شده:

خرید جنسی پسران با پول یا جنس، گول زدن پسربچه ها، به زور تجاوز کردن به پسران، ترتیب دادن غلامان و زیر دستان، تبادل لینک!

توصیه می کنم از این بعد که اثری از گنیجنه ادب و عرفان فارسی خواندید که پر از واژه های دل انگیز درباره یار بود، یک پسربچه 13 ساله را درنظر بگیرید. اینطوری ممکن است حالت تهوع و سرگیجه بگیرید، ولی در عوض به درک بهتر متن تان کمک می شود.

 

5 دیدگاه در “بچه بازی در ادب پارسی”

  1. من با یاد اوری پسر 13ساله نه سرگیجه میگیرم نه حالت تهوع فقط الت من راست میشود ودوست دارم دراغوش بگیرم وکون نازوبی موولطیف اون رو با کیرم نوازش بدم

  2. شاید آقایان ناصر غیاثی وسیروس شمیسا خودشان هم جنس باز بوده اند یا رفیق آخوندهابوده اند که این خیالات را می کنند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *