بیشعوری تمام شد

 این چند ماهه، از پاییز پارسال بگیر تا الان (که ساعت سه و نیمِ سیزدهم خرداد است) به ترجمه کتابی گذشت طنزآمیز، از انگلیسی به فارسی که در نوع خودش کم نظیر است. اول از همه به این خاطر که با نثری مخلوط به "نثر علمی وزین" و "زبان کوچه بازاری اطراف هارلم" نوشته شده و پر است از لغات چندپهلو و بعضا مجعول؛ و از این رو جگردرآور برای آدمی مثل من که نه مترجم حرفه ای هستم و نه آن طرفها زندگی کرده ام.
 
دیگر به خاطر تحلیل اجتماعی قوی و حرف حساب هایِ شنیدنیِ نویسنده کتاب، که هر چند مطالب خودش را با چاشنی طنز و شوخ طبعی همراه کرده، اما موضوع کتابش آنقدر تکان دهنده هست و مثالهایش آنقدر دقیق که خواندن آن بر هر کسی تاثیر جدی می گذارد.
 
این کتاب درباره بیشعوری در دوره معاصر است. بله، بیشعوری! و تاثیر عمیقی که بیشعورها با نفوذ در اجتماع، سیاست، علوم، تجارت، دین و امثال اینها در دنیای معاصر می گذارند. به نظر نویسنده، بیشعورها احمق نیستند، اتفاقا بیشتر آنها نابغه اند؛ اما نابغه هایی خودخواه؛ مردم آزار، خودخواه، با اعتماد به نفس بالا و البته وقیح که نتیجه تیزبازی هایشان در نهایت به ضرر خودشان و اطرافیانشان می شود.
 
چاپی که من دارم سال 1990 در آمریکا چاپ شده، اما آنقدر عمیق و به روز است که انگار همین الان نوشته شده است. همانطور که خود نویسنده هم در ابتدای آن اشاره کرده، تمام اسامی و وقایع جعلی اند، اما برخی نشانی ها از آدمهای بیشعور به قدری بر روی معاصران قابل تطبیق است که خواننده با خواندن آنها گمان می کند دقیقا با توجه به وضعیت فعلی جهان نوشته شده است. ( من هم احتمالا مجبور خواهم شد آنها را سانسور کنم تا متهم به غرض ورزی با برخی ، نباشم!)

نویسنده با شوخ طبعی و یک عالمه ماجراهای ساختگی (اما در واقع بسیار شبیه به اتفاقاتی که هر روز دور و بر ما می افتد) نظریه من درآوردی خودش را مطرح می کند: بیشعوری یک بیماری مسری است و دارد دنیا را تهدید می کند! باید کاری کرد والا بیشعورها دنیا را نابود می کنند.

 لااقل برای ما تکان دهنده است، نه؟
 
همزمان با ترجه من، متن ها یک بار دیگر با یکی از اساتیدی که ده ها سال مقیم کانادا بوده اند، چک می شد. معنی بسیاری از جملات پیچیده و به خصوص دوپهلو و اصطلاحات را از ایشان (آقای دکتر هادی خرقانی) پرسیدم و اگر کمک های آقای خرقانی نبود معلوم نبود که از پس ترجمه بربیایم یانه. از ایشان بسیار سپاسگزارم.
 
به زودی بازنویسی کتاب را شروع می کنم. هنوز شک دارم که بهتر است خودم هم چیزهایی به آن اضافه کنم یا ترجمه –حتی المقدور- همانطور که اصل هست، باشد. اما فکر می کنم طنزش زیادی آمریکایی است و بهتر است ضمن حفظ اصل حرفها، لحن طنز کتاب، ایرانی شود.
 
فعلا خیلی خسته ام. بروم بنشینم با سهراب یک کمی کارتون نگاه کنم.
راستی اسم کتاب را نگفتم؟ بس کن بیشعور!
 
 

9 دیدگاه در “بیشعوری تمام شد”

  1. سلام محمودو
    از اين کتاب لطفا يک نسخه برای فرشاد بفرست تا کمی خود شناسی به دست بياره.
    ضمنا من فکر می کنم از اون کتاب های سرصدا کن بشه. موفق باشی

  2. فكر می كنم ترجمه بهتری برای تیتر كتاب “بس كن قلچماق” باشد! البته مسلما شما نمی توانستید چنین تیتر یا تیتر مشابهی را به كار ببرید!!

  3. from here
    بنابراین گزارش، هر کاربری با ارسال یک پیام کوتاه با متن
    asshole no more
    به شماره 09125132638 در هر ساعتی از بانه روز، از این ویروس در امان باشد.
    and then I found it in amazon.com! I am going to buy and read it. Thanks. And good luck for the translation

  4. Hi! Wonderful site! Great job! I want to share some cool info with you where you can get cheap levitra,buying viagra,buying viagra online, buy cialis doctor online, purchase viagra online, viagra for sale without a prescription, buy viagra online,cheapest cialis. Hope this helps. Happy holidays!

پاسخ دادن به تسه تسه لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *