بیماری خبر سایبر ما (نقدی بر سایت های خبری اینترنتی ایرانی)

خیلی وقت بود که می خواستم درباره جریان بیمار خبری در فضای سایبر چیزی بنویسم ولی هر بار منصرف می شدم. تا اینکه چند شب پیش نزد دوستی بودم که بر چند سایت بزرگ خبری نظارت دارد. دیدم مدیریت بخش شمارشگرهای چند سایت بر روی لپ تاپش باز است و علاوه بر آن با استفاده از سایت الکسا، مشغول “مقایسه” آن سایت هاست. بعد هم نظر داد که فلان سایت اینقدر بازدید دارد و بهمان آنقدر و این در مدت یکماه اینقدر رنکش بالا رفته و آن آنقدر… و بعد هم یک نتیجه گیری بر همین مبنا و تعیین میزان موفقیت هر سایت.
از این مدل قضاوت ها در حوزه اطلاع رسانی اینترنتی قبلا هم البته دیده بودم، ولی وقتی به یادم آمد که این دوست، هم از سطح تحصیلات بالایی برخوردار است (دانشجوی دوره دکتری در دانشگاه تهران) و هم بطور رسمی و غیر رسمی، مورد مشورت چند شخصیت و نهاد مهم و تاثیرگذار هست؛ احساس کردم کار به جایی رسیده که نمک هم دارد می گندد! به این خاطر مصمم شدم مطلبی در این مورد بنویسم. شاید در رفع بعضی سوتفاهم ها و کژفهمی ها موثر باشد.
———————–


از ابتدای دهه هشتاد و بطور مشخص تر با راه افتادن و رونق گرفتن وب سایت های بازتاب و گویانیوز، توجه شخصیت ها و نهادهایی که به هر دلیلی علاقه مند به حضور رسانه ای در فضای اینترنت بودند؛ به این سو جلب شد. گویی قرار شد همان نقشی که مطبوعات در فاصله سال های 76 تا79 بجای احزاب بر عهده داشتند را این بار رسانه های اینترنتی بر عهده گیرند. خاصه آنکه با وجود تمام سختگیری ها باز هم در این سال ها حضور رسانه ای درفضای سایبر بسیار راحتتر از فضای واقعی بوده و هست. در چنین فضایی نه نیازی به گرفتن مجوز بود و نه معرفی مدیران و همکاران رسانه و نه حتی مشخص کردن مکان و شماره ای از آن. این خود باعث شد تا به خاطر دوری از نظارت نهادهای قانونی و (بخصوص فراقانونی!) تاحدودی فضای رسانه ای سایبر از فضای رسانه ای واقعی در ایران، بازتر باشد، اما در مقابل به همان میزان جا را برای شارلاتانیسم رسانه ای نیز هموار کرد.
این شمارنده های لعنتی
متاسفانه معمولا برای سنجش و مقایسه سایت های خبری؛ تعداد بازدیدکنندگان، تعداد صفحات بازدید شده و حتی میزان هیت، به عنوان ملاک بکار می رود. این در حالیست که عوامل بسیاری در بالارفتن تعداد بازدید یک سایت موثرند که بعضا مطلقا ربطی به وجه خبری ندارند. در مملکتی که –با تمام فیلترها- سایتی مثل آویزون میزان بازدید شگفت آوری دارد، کافیست در یک صفحه از سایتی، کلمه یا کلماتی که مورد علاقه جستجوگران فارسی زبان است، عمدا یا سهوا درج شود تا آمار بازدید آن سایت تا مدتها دستخوش تغییر شود و البته کم نیستند خبرنگاران و خبربسازانی که با استفاده از چنین ترفندهایی، آمار سایتشان را تضمین می کنند.(1)
نکته قابل توجه آنکه بر خلاف رسانه های کاغذی، این امکان در اینترنت وجود دارد که فقط یک یا چند مطلب از یک سایت مورد بازدید قرار گیرد، اما این دسترسی محدود بر روی آمار کل سایت تاثیر می گذارد. یعنی کافیست که یک خبر از یک سایت خبری با همان ترفند جذب موتورهای جستجو یا به مدد لینکدونی هایی مثل بالاترین و صبحانه پربیننده شود تا کل آمار سایت بیشتر شود و بر پایه آن، «تحلیلگرانی» که آمار سایت را ملاک کیفیت و تاثیرگذاری آن می دانند به قضاوت های نادرستی دچار شوند. این در حالیست که در خارج از این فضا، برآیند کل مطالب یک رسانه است که مخاطبان آن را جذب یا دفع می کند. یعنی به ندرت ممکن است که برای یک خبر خاص یا حتی یک ستون خوش کیفیت، مخاطبان به طور ناگهانی جذب یک رسانه شوند و اگر هم چنین شود معمولا موقتی ست و این حربه دوامی ندارد.(2)
این ها فقط چند مورد از آفات های “شمارنده محوری” است.
شنیده می شود
در یک جامعه خبری بیمار، آزادی بیان هم بیمار متولد می شود. اینچنین است که امکان ناشناس ماندن گردانندگان سایت های خبری و در نتیجه مصونیت آنها از تعقیب قضایی، بیشتر ازآنکه به آزادی بیان منجر شود به آنارشیسم خبری منتهی می شود. یکی از بزرگترین آفات رسانه های اینترنتی ایران، نقل یا به عبارت بهتر ساختن اخبار بر اساس شایعات یا اغراض خاص است. در سایه نظارتی که بسیار کمرنگ است، کافیست گردانندگان یک سایت –که معمولا هم مشخص نیستند- اراده کنند خبری بسازند که در آن به ایجاد یا رواج شایعه ای کمک کنند، آبروی کسی را ببرند، نهادی را تحت فشار بگذارند و هر کار بدور از اخلاق انسانی و حرفه ای را انجام دهند؛ و آن را در فاصله چند دقیقه انجام دهند.
تمام اینها در حالی صورت می گیرد که حتی امکان دسترسی کسیکه مثلا خواهان درج جوابیه در یک سایت خبری است، به صورت شفاف مهیا نیست. در بیشتر این سایت ها امکان ایجاد ارتباط خوانندگان با دستندرکاران رسانه بخش “نظرات” و صفحه “تماس با ما”ست که نه به هیچ کدام اعتمادیست و نه کسی بعدا می تواند ثابت کند که جوابیه ای فرستاده است. در صورتیکه که در یک نشریه کاغذی بالاخره آدرسی یا شماره ای مشخص است که شاکی می تواند با مراجعه حضوری، فکس یا ارسال پستی، رسما با رسانه ارتباط برقرار کند و سند داشته باشد.
شاید به همین خاطر هم باشد که گروه های فشار سیاسی و اقتصادی، علاقه وافری نسبت به تاسیس سایت خبری دارند تا به مدد آنها شایعات و تهمت ها را با کمترین هزینه وارد جریان خبری کنند.
نقل های بی تحلیلِ چرخشی
عدم پاسخگویی و حتی مشخص بودن هویت گردانندگان بسیاری از سایتهای خبری باعث می شود که آنها اخباری را بسازند که باب طبع گروهی از رسانه های رسمی باشد که خود از انتشار این اخبار به طور مستقل معذورند. این در کنار کم دانشی یا اغراض سیاسی دستندرکاران این رسانه های رسمی باعث شده است تا هر روز اخبار شگفت آور بسیاری، از این سایت های نا شناخته و کم بیننده در رسانه های رسمی و پرخواننده منتشر شود ودرچنین است فرآیندی این منابع مجهول الهویه به چرخه “رسمی” خبر وارد می شوند(3) و از آن سو رسانه های رسمی به کمک “ذکر منبع” هم خود را شر پاسخگویی و احیانا عواقب قضایی دور دارند و هم خواسته یا ناخواسته در تلقین موثق بودن این منابع عمل می کنند.
عجله کن… زود!
عجول بودن دستندرکاران و به خصوص اسپانسرهای مالی سایت های خبری در “بالا آمدن” یک پایگاه خبری، یکی از آفت های جدی این حوزه است. این بالا آمدن معمولا ناظر به جذب تعداد بیشتر بازدیدکنندگان (یا بالا رفتن آمار صفحات بازدید شده) و نیز “اثرگذاری” اخبار است. این “اثرگذاری” اما، نه از جنس آن اثرگذاری به معنای انتشار اخبار مهم و تحلیل های دقیق است، بلکه به معنای انتشار “اخبارِ بترکون” است! خبرهایی عجیب که زود نقل محافل شود یا آنقدر تند و تیز که واکنش های مختلفی در تکذیب آنها برانگیخته شود و جنجال به پا کند.
با این اوصاف اگر به یک کرشمه دوکار -و بیشتر- برآید بسیار مطلوبتر است: خبر هم عجیب باشد و هم واکنش مخالفان را برآشوباند و هم دشمنان را تحت فشار بگذارد و هم آمار بازدید را بالاتر ببرد!
و به این ترتیب است که هر روز مطالبی راست و دروغ از زندگی خصوصی فعالان سیاسی و اجتماعی بر روی اینترنت رواج می یابد و صد البته که مقبول صاحبان اصلی سایت ها هم هست.
در چنین شرایطی، حتی اگر خبرنگاری آنقدر فهیم و وظیفه شناس و با سواد باشد که بخواهد در مورد مسایلی چون محیط زیست، وضعیت سدها، خسارات کشاورزان، مشکلات کارگران و آلودگی صوتی گزارشی تهیه کند کدام مدیر سایتی حاضر خواهد شد بابت چنین مطالبی که نه بازدید را بالا می برد و نه کسی را به زیر می کشد و نه واکنش آنی را باعث می شود پول خرج کند؟ کیست که بخواهد چند ساعت –حتی توسط اینترنت- به دنبال آمارها بگردد، به ادارات تلفن بزند و به میان مردم برود، وقتی در طول یک ساعت می شود ده خبر ساخت و “ترکوند”؟!
معجزه کپی پیست
همین امروز چند سایت متوسط خبری فارسی را ببینید و نگاهی به ستون کناری هر کدام بیندازید. خواهید دید در هرکدام از این سایت ها یادداشت ها، گفتگوها و مقالات خوبی از عبدالکریم سروش، عباس عبدی، امیر محبیان، اکبر گنجی، فواد صادقی، مسعود بهنود، حسین شریعتمداری، کمال خرازی، محمد قوچانی و خلاصه هر کسی که مشهور است یا دست به قلم خوبی دارد، یافت می شود. روال کار چنین اعجازی البته معجزه کپی پیست است که به مدد نبودن قانون کپی رایت همه از آن بهره مندند. از موارد استثنا که بگذریم روال این کار اینست که در بعضی سایتها یکی از افراد مطلبی را می خواند آنرا می پسندد و بعد در سایت کپی پیست می کند آنگاه اگر با انصاف بود منبع آن را ذکر می کند و اگر نبود نه.
جنبه پیشرفته تر ماجرا آنست که در سایت های باقی مانده حتی زحمت خواندن مطلب را هم کسی به خود نمی دهد و با مراجعه به سایت های دست اول(!) مطالب کپی می شوند.
حاصل می شود ستونی که هر چند شاید مطالب آنها خواندنی باشند، ولی ارتباطی با هم ندارند و بودن بعضی از آنها در کنار دیگران، و در سایتی با خط و مشی کاملا متضاد، مضحک می نماید. این مطلب نه فقط به اعتبار خود این سایت ها لطمه می زند بلکه اگر پایگاهی بخواهد با رعایت حد اقل اصول روزنامه نگاری، با پرداخت حق التحریر به نویسندگان و روزنامه نگاران مطالبی را تولید کند به یاسخواهد کشید. وقتی در کمتر از چند دقیقه، مطلب تولیدی رسانه ای، در ده ها جای دیگر بازتولید(!) شود، آیا انگیزه و توانی برای آن خواهد ماند؟
به گزارش خودمان!
احتمالا رسانه های ایرانی تنها رسانه هایی هستند در دنیا که چه خبری را تولید کنند و چه از دیگران نقل کنند، حتما قید “به گزارش خودمان” را به آن اضافه می کنند!
همانقدر که در یک خبر “بی بی سی” دیدن کلمه “به گزارش بی بی سی” مضحک است در –تقریبا- تمام سایت های خبری رسمی و غیر رسمی ایرانی این امر معمولی تلقی می شود. دلیل این مساله شاید آن است که رسانه اینترنتی ایرانی احساس نیاز ترحم انگیزی نسبت به “نقل شدگی” توسط سایر رسانه ها دارد. خبرنگار یا دبیر یک خبرگزاری یا سایت خبری، حتی اگر خبری را فقط از سایت دیگری نقل کرده باشد، نام پایگاه خود را در عبارت “به گزارشِ…” حتما می گذارد تا وقتی همکار راحت طلبش در یک رسانه دیگر این خبر را کپی و پیست می کند، نام رسانه اش تکرار شود.
وقتی ملاک های موفقیت و تاثیر گذاری یک رسانه در سطح “شمارنده” و “جوابیه” و “نقل قول” باشد، این هم یک رویه خواهد شد. چرا که نه؟ امروز نام سایت ما 18 بار در روزنامه ها تکرار شده!
کشکول های خبری
فقط سایت های خبری ایرانی، علاقه فراوانی به “جامعیت” دارند. وقتی زحمت انتشار خبری تا حد یک کپی پیست راحت شده باشد و ملاک ها هم آنچنان که ذکرش رفت تعریف شده باشند، چرا یک سایت به جای چند موضوع محدود، به تمام موضوعات عالم نپردازد؟ البته به همین میزان “جامعیت” به “سطحی بودن” هم منجر خواهد شد، اما دقت و تخصص جزو ملاک های سنجش نیست. به همین دلیل هم هست که خبرهای فراوانی هر روز تولید و بارها بازمنتشر می شوند که با کمی دقت درآنها می توان اشتباهات فجیعی را یافت اما معمولا این اشتباهات توسط “کپی پیست کنندگان” حرفه ای کشف نمی شود. وخامت اوضاع تا بحدی است که حتی خبرگزاری های بزرگی چون ایرنا و فارس هم به این ورطه افتاده اند بطوریکه هر از بخش های تازه ای در آنها در آنها راه می افتد و میزان نقل اخبار عجیب از منابع ناشناخته فزونی گرفته است.(4)
——————————
آفت های این حوزه بسیار بیشتر از این هاست و جای آن دارد که در قالب مقالات تحقیقی و حتی پایان نامه های دانشگاهی به این مقوله پرداخته شود. این نوشته صرفا در حد پراکنده گویی های روزنامه نگاری است که بیش از دانش، تجربه ای در این زمینه دارد و با تجربه اندک خود بعضی مشکلات را عملا تجربه کرده است. این یادداشت له یا علیه هیچ رسانه یا گروهی نیست و از دوستان و همکاران می خواهم با نقد دقیق تر جریان خبری فارسی در فضای سایبر و آسیب شناسی سایت های خبری ایرانی، موضوع را پی بگیرند.
—————————————————–
پانویس ها
1) در یکی از سایت های خبری که با آن همکاری دارم، روزی دیدم که یکی از دوستان خبری تنظیم کرده با عنوان “انتشار عکس های تازه ای از بازیگر فیلم نرگس” و در آن نوشته بود “شنیده شده” که “تصاویر نامناسبی از بازیگر نقش زهره در جنجالی سریال نرگس در کنار دریا منتشر شده است”! و در مقابل اصرار من بر حذف این خبر، اطمینان می داد و شرط می بست که در طرفه العینی این خبر هزاران خواهد داشت و البته همه ما می دانستیم که در ادعایش صادق است؛ هرچند اصل خبرش کاذب باشد! (این خبر البته در آن پایگاه منتشر نشد)
(2) حتی در مسایل افشاگرانه هم این مساله صادق است. مثلا بسیاری از مردم، روزنامه کیهان را برای افشاگری های صفحه دوم آن می خرند تا با توجه به ارتباطات پیدا و پنهان آن با ساختار قدرت، بتوانند آمادگی های لازم را برای حوادث آتی(!) داشته باشند، اما روزنامه سیاست روز که افشاگری های مشابهی را هر روز به چاپ میرساند، هیچگاه اقبال کیهان را ندارد، چرا باز هم دربرآیند کلی نسبت به کیهان ضعیفتر است و در نتیجه مخاطب ترجیح می دهد کیهان بخرد. در صورتیکه اگر این دو روزنامه، بصورت دو سایت خبری فعالیت می کردند، همواره بخشی از خوانندگان به این مطالب علاقه دارند، به مدد لینکها، بخشی از مطالب کیهان را می خواندند و بخشی از مطالب سیاست روز را.
(3) به طور مثال، روزنامه دولتی ایران پس از آنکه به طور کامل به تصرف هواداران دولت نهم درآمد، همراه با منابع رسمی خبر (مثل خبرگزاری ها) اخبار سایت های جدیدالتاسیس همسو را نیز نقل می کند که این به طور ناخودآگاه این مطلب را به خوانندگان این روزنامه تلقین می کند که این منابع کاملا موثق اند. سایت خبری همسر سخنگوی دولت بیشترین سود را از این ترفند ایران برد.
(4) به عنوان مثال چندی پیش خبرگزاری فارس خبری مبنی بر “روپایی زدن پسر روپایی ایران از قم تا جمکران” را به نقل از «قمنا» به طور ویژه منتشر کرد! یا مثلا “خبرگزاری قرآنی ایران” که علی رغم تشکیلات و کارکنان عظیم در بهترین وضعیت روزانه 5 هزار بازدید بیشتر ندارد (<a href="http://www.alexa.com/data/details/traffic_details?site0=iqna.ir&site1=doomdam.com&site2=&site3=&site4=&y=p&z=3&h=300&w=610&range=3m&size=Medium&url=mtv.com“>مقایسه با وبلاگ دوم دام)، بخش ویژه زبان “شیپ” دارد!

3 دیدگاه در “بیماری خبر سایبر ما (نقدی بر سایت های خبری اینترنتی ایرانی)”

  1. سلام… حرفهای شما درسته … اما شما تو سایتی که خودت صاحبشی هم در نقل خبرها از مهر و …. میزنی به گزارش «فرارو» و به نقل …
    خودت تو سایتی که داری اعمال کن… بعد … به هر حال تیراژ یا هیت یک رسانه، بیانگر میزان موفقیت آن است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *