خدا رحم کرد شدیــــــــــــــــــــــــــــد!

اول اینکه بعد از سال و ماهی، به پیشنهاد یکی از دوستان، هفته پیش بک آپی از دبش وآی طنز گرفتم. آن هم با چه اکراه و دل دلی. زد و پریروز کل دبش و آی طنز رفت روی هوا. یعنی بر اثر سهل انگاری من یا دوستان فنی، یا نامردی یک هکر بیکار، تمام دیتابیس مان پاک شد. اما با استفاده از همان بک آپ تقریبا تمام مطالب این دو سایت برگشت سر جای اولش. این از خوش شانسی اول.

خوش شانسی دوم یک مقداری از خوش شانسی اول بزرگتر است. دقیقش را بخواهم بگویم 1013 بار از آن عظیم تر است. ماجرا هم از این قرار بود که پریشب مادرزن جان که چند روزی ست میهمان ماست گفت انگار این سماور گازی جدیدی که خریده ایم معیوب است و بوی گاز می دهد. من هم مثل همیشه کار امروز را به فردا انداختم و گفتم بعدا نگاهش می کنم. شب که آمدیم بخوابیم دیدیم هوا خوب است پنجره ها را باز کردیم.

حوالی سحر عیال بوی گاز می شنود و از آنجایی که خیلی حواس جمع است بدون آنکه برق را روشن کند می رود ببیند چه خبر است. توی آشپزخانه که می رود می بیند آنقدر گاز جمع شده که هوای آنجا غلیظ شده. نگو شیلنگ پلاستیکی گاز در اثر تماس با سماور سوراخ شده بوده و گاز ساعت ها بوده که در هوا منتشر می شده.

خیلی با احتیاط هوله ای خیس می کند و گازها را بیرون می فرستد و ماجرا به خوشی تمام می شود. ماجرایی که خیلی طبیعی بود به یکی از صورت های زیر ختم شود:

1- من یا سهراب یا مادربزرگ سهراب برویم توی آشپزخانه، کلید برق را بزنیم و بـــــــــــوم! همگی به لقا الله برسیم.

2- به جای آنکه شعله سماور بر اثر یک امداد غیبی خاموش شود، خاموش نشده بود؛ در نتیجه با گاز نشتی متحد می شد و کل منزل را (فکر کردید چقدره همه ش؟90متر) بفرستند هوا.

3- هیچکس بیدار نمی شد و در نتیجه گاز ما را خفه می کرد، به خصوص اگر آخر شب پنجره ها را باز نمی کردیم.

 …

خلاصه گفتم که اینقدر نق و نوق می کنم و از بدبیاری ها می نویسم یک بار هم از این طور خوش شانسی ها بنویسم. احساس می کنیم نه فقط با حضرت باری حساب گذشته را صاف کردیم، بلکه تا یکی دو سال هم بدهی داشته باشم. خوبه احمدی نژاد هست حساب ها زود صاف می شود! 😉

5 دیدگاه در “خدا رحم کرد شدیــــــــــــــــــــــــــــد!”

  1. سلام خدا را شكر كه بخير گذشت. برو يه صدقه بده. بعد هم به جان آقاي ايمني دعا كن. بعد هم اينقدر كم كار نباش. بعد هم ما با سري تحليل هاي آژانس شيشه اي به روزيم. راستي اون سماورتون رو هم با شيلنگش خريداريم. براي هديه به تعدادي از رقباي انتخاباتي احتياجش داريم. خداحافظ

پاسخ دادن به دانشجوي هرز لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *