در فهم ارادت به حاجی اسفندیار!

برای درک بسیاری از رفتارهای احمدی نژاد و حلقه‌ی همفکران نزدیکش، رجوع به منطق سیاسی درست نیست و بیشتر منجر به پیچیدگی و تناقض در تحلیل و نتیجه‌گیری می‌شود. نمونه‌ها در این باب آنقدر زیادند که نیازی به نام بردن آنها نمی‌بینم. تازه‌ترین و شاید برجسته‌ترین رفتار احمدی‌نژادی از این دست، ماجرای رحیم مشائی است.

او نه تنها پس از حمله‌ی وسیع تمام اصلاح‌طلبان و بخش بزرگی از اصول‌گراها به رحیم مشائی بر سر داستان دوست خواندن ملت‌های اسرائیل و ایران کوتاه نیامد و تمام قد پشت سر او ایستاد، بلکه در شرایط بحرانی کنونی این دوست، همراه و خویشاوند خود را به مقام معاون اولی می‌رساند و در مقابل گسترده‌ترین اعتراض تاریخ سیاسی ایران در مقابل یک انتصاب سیاسی جانانه مقاومت می‌کند.
یافتن پاسخ برای چنین کار متهورانه‌ای با استفاده از منطق سیاسی در چنین شرایطی به چنین جواب‌هایی می‌انجامد: همه‌اش بازی‌ست… بین خودشان اختلاف است… می‌خواهند نشان بدهند که دولت هم تحت فشار قرار می‌گیرد… به کسی اعتماد ندارد…
جواب‌هایی که یافتن چند مثال نقض برای هر کدام چندان سخت نیست. اما به نظر من نه فقط در این مورد بلکه در بسیاری از موارد دیگر نیز باید روابط احمدی‌نژاد و نزدیکان درجه‌ی اولش (مشائی، الهام، بذرپاش، رجبی و معدودی دیگر) را از جنس روابط روحی و مذهبی دید. آنها همگی به قرائت‌های خاصی از مذهب شیعه و مسائل امام زمانی معتقدند که دایره‌ی روابط شخصی‌شان هم در همان محدوده شکل می‌گیرد. در این میان به خصوص رابطه‌ی احمدی‌نژاد و مشائی نوعی رابطه مرید و مرادی است.

حاجی در قجردر طول تاریخ ایران هرکجا خرافات مذهبی اوج گرفته چنین رابطه‌هایی در سطوح بالای سیاسی خودنمایی کرده است و البته نتیجه هم هربار فاجعه‌آمیز بوده است. بارزترین نمونه رابطه‌ی محمدشاه قاجار و حاجی میرزا آقاسی است. محمدشاه که شاهزاده‌ای شجاع و فرزند عباس‌میرزا، خوش‌نام‌ترین قجر تاریخ ایران بود؛ با لیاقت خود و درایت قائم مقام فراهانی به پادشاهی ایران رسید. اما خرافات مذهبی ممزوج با شیعه غالی از او چنان موجودی ساخت که در کمتر از یک سال، قائم مقام فراهانی را که وزیرش بود به دژخیمان سپرد و ميرزا بيات ايرواني معروف به حاجی ميرزا آقاسي را جانشین او کرد.

در قدرت بی حد و مرزی که شاه به حاجی داد و البته حماقت‌ها و بی‌کفایتی‌های حاجی میرزا نقل زیاد است. شاید بهترین توصیف که عمق فاجعه را نشان می‌دهد همان باشد که كنت دوسرسی وزير مختار وقت فرانسه درباره‌ی او نوشته‌است:
«حاج ميرزا آقاسي پيرمردي است كه تمام قدرت ايران و تمام بي كفايتي مسئولان دولتی آن در وجود او خلاصه شده است .»

حاجی در سفر و حضر!در چرایی دفاع همه‌جانبه‌ی محمدشاه از حاجی میرزا نیز کمک گرفتن از عقل و منطق سیاسی همان وضعیت بغرنجی را برای یک تحلیلگر سیاسی به وجود می‌آورد که اکنون بسیاری از تحلیلگران رفتار احمدی‌نژاد در قبال رحیم مشائی در آن قرار دارند و به نظر من هر دو از یک‌جا ریشه می‌گیرند. ارادت روحانی عمیقی که با مسائل مذهبی و کرامات غیبی و شبه شهودهای عرفانی همراه شده است و شخص را به چنان یقینی رسانده است که مطلقا از آن دست نخواهد شست. محمدشاه چنان اعتقادی از این دست داشت که معتقد بود علت آنکه دردپایش خوب نمی‌شود آن است که حاجی مقدر فرموده تا گناهانش در این دنیا شسته شود و پس از مرگ زودتر به بهشت شود. (شاه مبتلا به نقرس بود)

در دهه‌ی اخیر که سخیف‌ترین خرافات شبه‌مذهبی به کمک تریبون‌های رسمی و رسانه‌ی ملی(!) در قالب دین و اخلاقیات به خورد مردم داده شد و –به عنوان مشتی نمونه خروار- جمکرانیات آنچنان ریشه‌دار شدند که خود صاحبان بنا هم دادشان درآمد و در وزارت اطلاعات اداره‌ی عریض و طویلی برای دستگیری امام زمان‌های تقلبی که هر روز در جایی به ظهور می‌رسند دایر شده… ظهور حاجی میرزاها نباید هم چندان تعجب‌برانگیز باشد. آنچه شگفت خواهد بود برآمدن قائم‌مقام‌ها و امیرکبیرهاست!
 

18 دیدگاه در “در فهم ارادت به حاجی اسفندیار!”

  1. با سلام تحليل شما از رابطه محمد شاه با حاج ميرزرا آغاسي بر اساس واقعيت نيست. حاج ميرزا اغاسي به دليل مخالفتي كه با انگلستان و سياست هاي آنها داشت منفور استعمار پير شد. و براي همين در همه جا او را به بي كفايتي مشهور كردند.
    متاسفانه تاريخ نويسان بعدي هم بدون اينكه واقعا دليل درستي بياورند همين مطلب را عنوان كرده‌اند. تاريخ نويسان جديد با تحقيقات جديد خلاف اين نكته ر اثبا كرده‌اند و نشان داده اند كه دوران محمدشاه و حاج ميرزا آقاسي از درخشان‌ترين ادوار تاريخ دموكراسي در ايران بوده است. خدمات حاج ميرزا آقاسي هم به ايران قابل انكار نيست. مخصوصا خدمات عمراني وسيعي كه وي انجام داده است.
    جالب اينست كه علي رغم تبليغات دروغين ميرزا آقاسي به هيچ وجه به استعمار انگلستان وابسته نبوده و در برابر به اصطلاح روحانيون پرنفوذ هم به شدت مخالفت مي‌كند. من مقاله اي در اين باب نوشته‌ام.

  2. خوشحال می شوم آن را بخوانم. من درباره ناصرالدین شاه جدیدا به شواهد متعددی رسیده‌ام که نشان می‌دهد قضاوت عمومی درباره او کاملا اشتباه است. بعید نیست درباره میرزا هم چنین باشد البته هنوز مطلبی در این خصوص نخوانده‌ام و فعلا قضاوتم همان است که هست.

  3. باید تمام کفش های کهنه را به نشانه اعتراض به سیم های برق خیابان و درختان آویزان کرد به این دلیل که بگوییم اخمدی نژاد مانند کفش کهنه باید دور انداخته شود کفش ها را به هم ببندید به طوری که نیم متر با هم فاصله داشته باشند و سپس به بالای درختان و سیم ها پرت کنید تا گیر کند این کار در فیلم هالیوودی گربه را بجنبان برای کمک به سربازی دیوانه بود که که به دروغ به مردم گفته بودند اسیر شده است در ایران باید برای اعتراض به یک دیوانه که به دروغ رییس جمهور معرفی شده است

  4. I recommend you to read Homa Nategh’s book on خدمات حاج ميرزا آقاسي to have a better understanding of his works and projects .
    I wil send you later the link to download the book via the Internet.
    Best Regards,
    Reza

  5. سلام بر شما
    فکر میکنم این تحلیل جالبیست زیرا مبنای متفاوتی با چیزهایی که تا به حال شنیدم دارد
    اما در مورد اقاسی نمی دانم چیز هایی که دوستان میگویند چقدر درست اما در اصل مطلب فرقی نمیکند چون اتفاقات اخیر با این منطق قابل تطبیق است
    من تا امروز هر چه در مورد اقاسی شنیدم بد بوده البته باید بیشتر مطالعه کنم
    به هر صورت تحلبل جالبی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *