دوست خرس باش، ولی کنارش نخواب آقای رحیم پور ازغدی!

یادداشت قبلی من درباره آقای رحیم پور ازغدی واکنش های نسبتا زیادی را برانگیخت. طبعا از اینکه نوشته ام مورد توجه و بررسی قرار بگیرد خوشحالم اما از اینکه عده ای گمان کنند این بخشی از یک سناریو برای حمله به شخص ایشان بوده خشنود نیستم. حتی خبر دارم که خود آقای رحیم پور هم این نوشته را خوانده و گمان برده که این یک حمله به شخص او و نوعی ترور شخصیتِ حساب شده است. اصلا اینطور نیست و به جرات می توانم ادعا کنم که هیچگاه در پروژهای تخریب شخصیت، چه در وبلاگستان چه در مطبوعات و چه در عالم سیاست شرکت نکرده ام. آنچه نوشتم نظریات شخصی ام بود که بدون هیچ انگیزه “خاصی” نوشته و سعی هم کرده بودم که تا حد امکان لحنم خالی از تندی و توهین باشد. اگر جایی هم اینطور نبوده چه از ایشان و چه از شاگردان و هواداران آقای رحیم پور عذر می خواهم.
با این حال من سر کلیات یادداشت قبلی ام هستم و از نقدهایم درباره رحیم پور دفاع می کنم. عده ای اشکال گرفته بودند؛ من که می گویم ایشان در بحث هایش دقیق نیست و تا حدودی هوایی بحث می کند، چرا خودم با نقل و سپس رد منطقی حرفهای ایشان، مستدل و مستند بحث نکرده ام و باید این کار را می کردم.
در پاسخ باید بگویم من نه در مورد جزئیات سخنان و نظرات رحیم پور بلکه در مورد شیوه ارائه این مطالب به ایشان ایراد گرفته ام. به عبارت دیگر اشکال من یک اشکال گفتمانی است، یعنی بیش از آنکه به میزان صحت و سقم نظرات رحیم پور کاری داشته باشم، حرفم این است که فضای یا زبانِ (به تعبیر فلسفی) ارائه این نظرات ناسالم است. به عبارت دیگر قسمت زیادی از ایرادات من به کسانی چون رحیم پور، به تعبیر منطقیون صوری است و نه مادی.
می خواهم بگویم اصلا فرض کنیم به جای حسن رحیم پور ازغدی، عصرهای جمعه سلسله سخنرانی های سعید حجاریان یا ابوالحسن بنی صدر یا فرخ نگهدار یا اصلا خود ارسطو از شبکه یک سیمای ج اا پخش شود )فرض محال که محال نیست) باز هم در این حالت و با همان وصفی که در یادداشت قبلی کردم، این بحث ها مضحک است. اصلا مگر بحث دانشگاهی و فلسفی، به ضرب و زور تلویزیون همگانی می شود؟ کی گفته که هر چیزی در هر موقعیتی، صرفا به اعتبار فحوای خودش قابل ارائه است؟ مگر ممکن است شجریان در جُنگ محمود شهریاری یا عروسی هدیه تهرانی بهترین برنامه اش اجرا کند و انتظار داشته باشد ملت وسط آواز راست پنجگاهش خمیازه نکشند و نخبه ها هم به ریشش نخندند؟
تازه اینهایی که گفتم با فرض این بود که جناب رحیم پور واقعا بحث علمی بکند و نیتش هم فقط روشنگری و ارائه نظراتی که به آنها رسیده است باشد.ولی همیشه نمی توان اینقدر خوشبین بود و بر اساس فرض های خوب نظر داد. البته من نه می توانم نیت سنجی بکنم و نه اهل این طور کارهایی که مخصوص حکومت های توتالیتر و طرفدارنشان هستند، هستم. با این حال به خودم اینقدر حق می دهم که وقتی یک نفر نظریاتش با نظریه هایی که حکومت آنها را تبلیغ می کند منطبق است، وقتی یک نفر در بالاترین سطوح برای گردهمایی های نظامیان و شبه نظامیان و دست کم دانشجوهای شدیدا طرفدار نظام سخنرانی دارد، وقتی نوک پیکان انتقادات و حملات او دقیقا به سمت کسانی است که حکومت هم آنها را تحت فشار گذاشته و ضمنا آنها امکانات مشابهی برای پاسخگویی ندارند، وقتی سخنرانی های یک نفر از شبکه اصلی رسانه رسمی به طور مرتب پخش می شود، مقداری به ماجرا بدبین باشم.
باز هم تاکید می کنم که لزوما بحث بر سر حکومتی بودن شخصی به نام “حسن رحیم پور” یا بد نظامی به نام “جمهوری اسلامی ایران” نیست. اگر در حکومت دموکرات ها در ایالات متحده هم بفرض شرایط مشابهی برای چامسکی بوجود بیاید باز حرف من صادق است.
اصلا به نظر من نظر لطف قدرت، برای اندیشمندان حکم دوستی خاله خرسه را دارد و تنها راه در امان ماندن از شر این خرس قوی هیکل، دور بودن از آن است و قاعدتا این زینهارم برای کسانی ست که “خرسه” را دوست دارند، و الا کسانی که دوستش ندارند یا باهاش دشمن اند طبیعتا از آن دورند و از بیم خطرش دائما جانب احتیاط را رعایت می کنند.
اصلا خیلی وقت ها “موقعیت” است که تعیین می کند باید به “فحوا” چقدر و چگونه بها داد. مثلا همین اعترافاتی که در تلویزیون گه گاه پخش می شود چرا ارزش ندارد؟ آیا کسی مطمئن است که واقعی نیستند یا دست کم دربردارنده اندکی از واقعیات نیستند؟ طبعا کسی همچو علمی ندارد؛ اما وقتی یک نفر را بازداشت می کنند و هیچکس نمی تواند بفهمد او در چه موقعیتی نگهداری شده و با او چه رفتاری شده، این “موقعیت” کل ماجرا را از “اعتبار” ساقط می کند؛ حتی اگر مثل جهانبگلو بعد از آزادی هم کسی با پای خودش برود خبرگزاری و باز هم همان حرف ها را تکرار کند. حتی اگر واقعا در آینده ای نزدیک، صداقت بخشی از آن حرفها ثابت شود. واین نکته مهم است که اعتراض بخشی از دلسوزان نظام و حتی وزارت اطلاعات (مثل بچه های سایت بازتاب) را درآورده است.
بر این اساس است که فکر می کنم شاگردان و دلسوزان رحیم پور هم نباید از این “موقعیت” راضی باشند. حیف نیست حرف های استادشان به خاطر این موقعیت کذایی، باالبداهه بی اعتبار شود؟
من اگر جای آقای رحیم پور بودم و واقعا به دانش و نظریات و صداقت خودم ایمان داشتم، اول کاری که می کردم این بود که از فضا بیرون می آمدم. من کجا، اینجا کجا؟ می گویند عالمی خواست به دیدار حاکم شهر برود. دربان زخندانش گرفت که نمی گذارم. مرافعه شد. حکیمی از آنجا می گذشت، عالم به داوری خواستش. فی البداهه گفت تقصیر مرد دانشمند است. اعتراض کرد که تو ماجرا نپرسیدی، چطور خبط من معلومت شد. حکیم گفت اینجا نه جای توست، خبط از این بالاتر؟!
از این ها که بگذریم در جواب آن دوستانی که می پرسند چه اشکالی دارد که اندیشمند همراه و موافق قدرت باشد و مگر هر آدم عاقلی نمی خواهد به نظریاتش عمل شود، عرض می کنم هیچ اشکالی ندارد؛ خیلی هم خوب است. منتها همانطور که در یادداشت قبلی هم تاکید کردم به شرط آنکه مرافقت به خدمت ختم نشود. اندیشمند باید راه خودش را برود، حالا یک عده دنبالش رفتند هم چه بهتر، اما این کجا و جاده صاف کنی – آنها مطابق نقشه- کجا؟
خیلی باسوادترها و خیلی کمتر آلوده به قدرت ها از آقای رحیم پور، به خاطر چند ماه یا چند سال ارتباطات اینچنینی توی گور هم آسایش ندارند. نمونه اش هایدگر که سوای درستی یا نادرستی اندیشه هایش، هنوز یقه اش را چسبیده اند که چرا در دوره ای با نازی ها همکاری می کرد و سر این ماجرا دعوا ادامه دارد…
————————————
متاسفانه خسته تر و مشغول تر از آن هستم که این نوشته را آنطوری که دوست دارم تمام کنم و به اشکالات همه دوستان جواب بدهم. تا همینجا را قبول کنید و البته باز هم اگر نیازی بود در خدمت هستم.

35 دیدگاه در “دوست خرس باش، ولی کنارش نخواب آقای رحیم پور ازغدی!”

  1. سلام
    آقا خيلي هم درست كه ايشون آدم كثيفي
    خوب هست ديگه
    كسي كه براي شهرت و پول و … به امثال گلسرخي و دكتر شريعتي بپره كه الحمدالله به كفششون هم نمي رسه چه برسه به پاچه گرفتن، آدمه؟
    دعام كنيد

  2. man khodam yekbar sokhanranie in agharo goosh mikardam raje be hejab.migoft:ye khanume kharejii umadeh bud iran migoft agha in hejab che chize khubie ,hame marda be adam negah mikonan,dar khareje ma khodemuno lokht kikonim(manzuresh hamin bud)hich mardi be ma negah nemikone,zane irani bayad ghadre in hejabesho bedunbe aghe.lal besham age dorogh begam khodesh migoft.

  3. اي فرجامي بدفرجام . تو مردك بيسواد ومريضي بيش نيستي ودر دهان نيمه بازت هرچيزي بجز باران هست . افرادفاسدي مثل تو هنري جزاهانت و دروغ وفحاشي به آفتاب حقيقت ندارند. تو بااين لجن پراكني هابه چيزي نميرسي بدبخت.

  4. سلام. با نظراتتون کاملا مخالفم. اولین باره به وبلاگتون میام به نظرم فکر باز داشتن خیلی بهتره تا دهان نیمه باز … دهانتون هم بهتره به همین شکل نیمه باز بمونه یا ببنددینش تا وقتی که فکرتون باز نشده.

  5. سلام. با نظراتتون کاملا مخالفم. اولین باره به وبلاگتون میام به نظرم فکر باز داشتن خیلی بهتره تا دهان نیمه باز … دهانتون هم بهتره به همین شکل نیمه باز بمونه یا ببنددینش تا وقتی که فکرتون باز نشده.

  6. بنظرم مياد كه چندين جريان بشدت ازميزان تاثيرگذاري اين تِِيوريسين اسلامي ميترسن ولذا فقط ازطريق فحش وشايعه و توهين به مصاف او مي آيند . اين كارزشت راقبلا كديور و سروش وحتي خاتمي هم عليه اين استاد انجام دادند و جنابعالي كه عددي نيستي و اينكارهارامي كني تا مشهور شوي . ولي بهتراست از راه شرافتمندانه تري بدنبال شهرت باشي نه مثل برادر حاتم …….

  7. سلام محمود خان من اينبار نه نظرتو تاييد ميكنم ( چون از اساس باهاش مشكل دارم) و نه ردش ميكنم ( چون فقط مربوط به خودته) ايكاش اصلاً و از اول بي خيال قضيه ميشدي تا الان بهت نگم خسته نباشي. البته تجربه هميشه چيز خوبيه و اين هم تجربه اي ديگر براي (( همه ما )) بود. باقي بقاي تو عجالتاً

  8. سلام محمود خان. اينار نه نظرتو تاييد ميكنم ( چون هنوز هم اساساً باهاش مشكل دارم) و نه ردش ميكنم ( چون ديدگاه شخصي شما است و من نمي تونم به زور شما را قانع كنم). البته تجربه هميشه چيز خوبيه و اين يك تجربه براي (( همه ما )) بود. باقي بقاي تو عجالتاً

  9. اكثرنسبتهايي كه مخالفان به استادرحيم پور ميدهند دراثرعدم دقت درفرمايشات ايشان و يا تحريف عمدي است .چندي قبل هم ابطحي همين تحريف و توهين را كرد.آيااين شيوه هادرست است بنظرتان ؟

  10. واقعا لذت بردم حرف دل من يكي رو خوب زدي بنازم به اين حوصله كه از دايره نزاكت خارج نشد و گفت آنچه را كه بايد ميگفت

  11. شريعتي بانظريه پردازيهايش بنيادگرايي اسلامي را تيوريزه كردورحيم پور هم باتيوري پردازيهايش دوباره اين ايديولوژي رادردههء سوم انقلاب بنيادگرايان تجديدوبه روزوكمي هم تعميق كرد.ولي سروش وامثال او رانبايدبااينهامقايسه كردچون اوروش دمكراتتروروحيهءليبرالتري داشت واگربخواهيم مصداقي وروشنترصحبت كنيم بايدگفت محصول تفكرشريعتي دولت دههءاول انقلاب شدومحصول تفكرسروش دولت خاتمي شدومحصول تفكروگفتمان ازنوع رحيم پورهم دولت احمدي نژادشد.

  12. 1-مگر سروش هم مثل رحيم پور روزي ايديولوگ رسمي جمهوري اسلامي باسخنرانيهاي تلويز يو ني هفتگي نبود؟ 2- مگر عيبي داردكه كسي از ايد يولوژي و انقلاب مورد قبول خودش دفاع روشنفكرانه كند؟ 3-مگر رحيم پور ادعاي روشنفكري سكولار يا بيطرف را داشته؟ 4- مگر او در سخنرانيهايش اساسابحث سياسي ميكند؟ 5- مگربحثهاي او عمدتا انتقادي نبود به حدي كه پخش سخنان انتقادي او گاه بحدي عجيب بود كه بعضي ها آن را سوپاپ اطمينان رژيم خواندند ؟ وادبيات او بحدي اعتراضي بودكه آقاي خاتمي اوراسوسياليست خواند؟ @ بنظرمن اينها اشكالات واردي به رحيم پور نيست . مشكل او در طرز تفكر اوست كه ميخواهد براي همهء مشكلات نسخهء ديني بدهد و نميفهمد كه شدني نيست .اصلا دورهء اين حرفهاگذشته و رحيم پورها نمي خواهند اين را بپذيرند. اينها مزدور جمهوري اسلامي نيستند بلكه به آن معتقدند وراديكاليسم ايديولوژيك رادارند به نسل جديدهم منتقل ميكنند.مسئله اين است نه آنكه شما نوشته ايد.

  13. فکر کنم تصویر یا لینکی در وبلاگ قرار دادید که آدرسش به جای http با https شروع میشه. چون هروقت میام اینجا باید Certificate را قبول کنم.

  14. من هم زیاد وارد نیستم ولی اخیرا به بعضی از وبلاگهای ایرانی که سر میزنم با این پیام مواجه میشوم(عکس):
    http://i11.tinypic.com/6b1epub.gif
    تا حالا هم اشکال این بوده که لینکی که با … شروع میشود در صفحه قرار داشته. شما در ستون چپ هم به بالاترین لینک داده اید و آن آدرسش درست است ولی در صفحه اصلی لینک با … شروع میشود. فکر کنم اشکال از آنجا باشد. امیدوارم توضیح کافی بوده باشد.

  15. داش محمود تو کارت خیلی بیسته ، کیف می کنم خداییش مطالبت رو می خونم، مخصوصا از اون عکس چاوز لات و لوت با صدام کلی حال کردم. این ازغندی هم همینطور، چون 3 -4 سال بود از ÷رروییش لجم می گرفت. به هر حال کارت خیلی خیلی درسته، با مطالبت به شعور خواننده هات احترام می ذاری. در حقیقت به خودت.
    قربون آقا…

  16. بعضی دوستان بهتره کمی ادب رو رعایت کنن! واقعا که این آقا به خاطر این طرفداران باید به خودش بباله! دقیقا از ادبیات خودش استفاده می کنند برای مخالفت کردن..

  17. آقاي رحيم پور انصافا در اين سالها چند خدمت منحصر بفرد به فرهنگ ديني و روشنفكري كرد . اولا وسط دعواي دو گروه روشنفكري سكولار {حلقهء كيان ) با جريانات سطحي حزب ا… توانست باصطلاح يك جريان سوم يعني گفتمان اسلامي استدلالي و عقلا ني را ساماندهي كند و يك مشكل مهم را نسبتا حل كند واين دقيقا همان كاري بود كه شريعتي در زمان خود كرد و او هم موفق بود. ولذا هركدام در زمان خود دشمنان فحاش و هتاك بسياري داشته و دارند. 0 ديگر اينكه در دعواي اقتصادي بين طرفداران ليبراليزم اقتصادي و جريانهاي چپ سطحي ايشان توانست گفتمان عدالتخواهي را سامان بدهد.
    وو و من فكرميكنم همينها جرم كوچكي نيست ودشمنان زيادي براي ايشان دست و پا كرده است لذا توهينهاي شما آقا يا خانم فرجام به ايشان قابل فهم است .

  18. چرا هرسايتي ميروم صحبت از رحيم پور است؟ اكبر گنجي هم يكي دو بار عليه او مطلب نوشت. اين بابا مگر كيست ؟ دكترسروش هم درجلسه اي دوسه سال پيش گفته بود كه اين فرد تنها كسي ميان مخالفين ما است كه ميداند ضربه رابه كجا بزند.

  19. آقا فکر کنم در بعضی موارد تجاهل می کنی،اهل مشهدی و رحیم پور را نمی شناسی. ( ارتباط پدرش و دکتر شریعتی و محمدرضا حکیمی و انقلابیون مشهد) هیچ حرفی هم از فصلنامه کتاب نقد که توسط وی منتشر می شود و برخی شماره هایش چندبار تجدید چاپ شده نزدی. این که او باحضور در تلویزیون چه چیزی را دنبال می کند به زمان نیاز دارد.

  20. حضرت فرجامی, نه به آن شوری و نه به این بی نمکی و چاپلوس مسلکی مشهدی!
    چرا عاقل کند کاری که بعدش اینجور به تته پته بیفتد و نتواند روی حرفش بیاستد؟
    کارش از نقد تند و تیز – و البته کم مایه- در مورد ازغدی برسد به دلسوزی برای طرح مباحث ایشان در شرایطی که قدر آن مباحث دانسته نمی شود.
    اصولن برای جلب توجه و خود مطرح کردن حرف زدن اینها را هم دارد جناب دهان نیمه باز.
    در ضمن من نه مدافع ازغدی هستم و نه حتا تحمل شنیدن ده دقیقه از حرفهای سطحی و عوام فریبانه او را دارم.

  21. سلام
    با نظرات شما موافق نیستم . اما مثل خودتون هر وقت حالش بود و وقتش دلایلم رو براتون می نویسم

پاسخ دادن به دانشجو لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *