رساله هاسپیتالیه

نمی دونم تا به حال کسی از بیمارستان بلاگیده؟ اونم وقتی رفته همراه بیمار باشه؟

خب یکی از مزایای تکنولوژی و لپ تاپ و اینترنت بیسیم همینه دیگه. (یاد استاد بهنود باشه که سال آینده خواست برای سالنامه شرق یا اعتماد، یادداشت بنویسه و ملت رو با مظاهر تکنولوژی آشنا کنه، اینم بیاره؛ باشد که بیشتر کف کنند این جماعت!)

پدر و مادر پریسا هردو خیلی وقت است که سرطان دارند، این را می آوریم بیمارستان، آن را می بریم شیمی درمانی، این را می بریم برق، آن را بستری می کنیم… وضعیتی ست! وضعیت درمانی و به خصوص وجدان کاری و انسانی پزشک ها هم که ماشاالله…!

دیروز پریسا مادرش را برده بود شیمی درمانی، دیشب من پیش پدرش بودم. گاهی اوقات خوب است اینجور تنهایی ها. حتی اگه مثل من تمام وقت به وبگردی و مجله خوانی بگذره و باز هم تامل و تفکر مفقود باشه. عبرت آموزی و اخذ نتایج عرفانی و زاهدانه در مورد بی وفایی دنیا هم پیشکش (اصولا به اینها اعتقادی ندارم)

تنهایی یعنی آرامش.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *