روزگاری انتخاباتی درگرفت!

كمتر از 20 روز به انتخابات شوارهاي شهر و روستا يا به‌عبارت ديگر، گسترده‌ترين انتخابات مدني در كشور مانده‌است و انگار روي وبلاگستان گرد مرگ پاشيده‌باشند. هيچ خبري نيست و انگار نه انگار كه اين مصيبت‌هاي چهارساله، همه و همه از شوخي‌گرفتن همين انتخابات در سال 81 شروع شدند.

حق مي‌دهم به خيلي‌ها كه مجلس خبرگان و انتخاباتش برايشان چندان اهميتي نداشته‌باشد. همينطور براحتي منطق دور-و-بري‌هاي احمدي‌نژاد و به خصوص آبادگراني‌ها كه نفعشان در مشاركت پايين مردم در انتخابات است را درك مي‌كنم.

اما به هيچ وجه نمي‌فهمم  كه با آن افتضاحي كه شوخي بي‌مزه و مسئوليت‌ناشناسانه تحريم به‌بار آورد، چطور مي‌شود اين‌بار، اين باري كه خيلي از تحريمي‌ها يا به اشتباهشان اعتراف كردند و يا -به هر دليلي- ساكت مانده‌اند، اين‌قدر اين انتخابات بي‌قدر گرفته شده است.

 نمي‌دانم دوستاني كه مي توانند حرفي بزنند و چيزي بنويسند ولي تا به‌حال اين كار را نكرده‌اند، مي دانند اگر اين بار طيف احمدي‌نژادي‌ها انتخابات را ببرند چقدر به حجم فاجعه ملي‌اي كه الان درگيرش هستيم اضافه مي‌شود؟ وبلاگستان الان از اين نظر به لابيرنتي مي‌ماند كه حرف زدن در آن جز پژواك حاصلي ندارد؛ و چه كسي باور مي‌كند اين، همان بازارمسگرهايي بود كه در ايام انتخابات رياست جمهوري از فرط سر و صدا (حتي سر و صداي كساني كه نه خريدار بودند و نه فروشنده=تحريمي‌ها!) صدا به صدا نمي‌رسيد؟!

آهاي حامد قدوسي، كه قاليباف را بررسي مي‌كردي، كجايي؟

آهاي مهدي جامي كه زمانه تو را از ما گرفت، كو آن تحليل‌هاي دقيقت؟

كوروش عل‌ياني، چرا اينقدر بي‌خيال به نان سنگك و رستوران هاني چسبيده‌اي؟

آهاي كوروش ضيابري، نابغه كوچولوي وبلاگستان، صداي من به رشت مي‌رسد؟ چه خبره آن طرف‌ها؟

نيما اكبرپور تو چرا ساكتي؟ بابا مگه تو همان نبودي كه از 137 مي نوشتي؟

آهاي دوستان! با شمام…شمام…مام…م…م…!

 پ.ن.

آهاي بلاگرولينگ!

پدرسگ حالا وقت خراب شدن بود؟

13 دیدگاه در “روزگاری انتخاباتی درگرفت!”

  1. عزیز جان برادر ، یکبار هم که شده بدون سرعت گرفتن در جاده تحولات اجتماعی تاملی کن بر گذشته خود به عنوان نمادی از گذشته این جامعه ،مطمئن باش از حضور احمدی نژادیت در این جامعه خرسند هم خواهی شد چون این جامعه واقعا به این دوران گذار نیاز داشته و دارد.

  2. زیاد جوش و خروش می کنی جناب فرجامی عزیز . هنوز شما در گیر بازی های کثیف این حاکمیت هزار چهره هستید ؟ اصلن مگر ما وکیل و وصی مردم هستیم که برای شان تعیین تکلیف می کنیم ؟ اگر هر کسی نظر خودش را بگوید و نخواهد ژست پیامبر و مرشد و مراد و راهنما و رهبر را به خود بگیرد شاید کارها روال بهتری به خود بگیرد . آندره ژید می گفت به مردم راه نشان ندهید ، چشم هاشان را باز کنید آن وقت خودشان راه شان را خواهند یافت . کار ما نباید جز این باشد . رئیس جمهور فعلی دارد خیلی عالی کار می کند ! مزاحم اش نشویم . بگذاریم خبرگان و شوراها هم مال آن ها باشد . همه اش پیشکش خودشان . ما نمی خواهیم ننگ و نام را . آخر با آن افتضاح پارسال و تقلب گسترده چه تضمینی هست که دوباره فریب و بازی نخوریم و مضحکه نشویم ؟ فرض می گیریم کاندیدهای اصلاح طلب هم تایید صلاحیت شوند و رای هم بیاورند اگر در دقیقه ی 90 کس دیگری را از صندوق در آوردند چه ؟؟؟ آخر شما با کدام استدلال محکم این همه به خود مطمئن هستید و این همه ادعاتان می شود و دست از این بازی بر نمی دارید و از رو نمی روید ؟ با انتخابات ریاست جمهوری نهم فاز دیگری در فضای سیاسی ایران کلید خورد اما مثل این که شما هنوز متوجه نشده اید و یک فاز عقب تر هستید ! حالا لطفن بیایید مطلب من را هم در مورد انتخابات بخوانید شاید نظرتان عوض شود ، شاید هم نه . به هر حال بگذارید هر کس برای خودش فکر کند و تصمیم بگیرد .

  3. خـرابـي _ چون‌كـه از حـد بـگذرد _ آبـاد مي‌گردد.
    (جمله‌ي فـوق را بـه‌لـحن شـرطـي بـخوانـيد)
    اين دوتا نقطه‌اي كه زير “ي” ها مي‌گذاريد براي چـي است؟

پاسخ دادن به علی لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *