طنازان وبلاگستان – بخش دوم

(در ادامه یادداشت قبلی که برای ثبت در تاریخ و اطلاع عموم جهانیان، از نظرات این بنده حقیر و خاضع در مورد بلاگرین طناز درج شد، بخش دوم تقدیم می شود. محمود)

وقایع ابن محمود: ابن محمود یکی از بهترین و منسجم ترین وبلاگ های طنز را می نویسد که متاسفانه آنقدر که باید و شاید در وبلاگستان شناخته شده نیست (هر چند که پای هر یادداشتش هفت برابر یادداشت های من کامنت دارد!)
شاید یکی از دلایل کمتر شناخته شدگی، تمرکز او بر روی ادبیات و فرهنگ باشد. ابن محمود هرچند که گه گاه راجع به سیاست هم طنزهایی می نویسد اما دغدغه های ادبی، وجه غالب و خمیرمایه اکثر مطالب او در وبلاگش است و این هرچند که خواننده چندانی (در مقایسه با طنزهای سیاسی-ژورنالیستی) را جذب وبلاگ او نمی کند، اما به همان میزان باعث کیفی تر شدن طنزهای او می شود. (این کِیف، با آن کیف اشتباه نشود، هر چند که در زندگی روزمره شدیدا با هم مرتبط اند) نوشته هایی مثل نامه ای به رضا براهنی دقیقا از همان مطالبی هستند که منظورمند. اشعار او هم تقریبا همگی خواندنی و قوی اند.
در مقایسه با وبلاگ هایی مثل وبلاگ ناصر خالدیان و من، شاید بشود گفت که وبلاگ هایی مثل وقایع ابن محمود، مخاطب خاص دارند. ابن محمود من را شدیدا یاد بر و بچه های قدیم حوزه می اندازد. امیدوارم در سال 86 همچنان ما را میهمان طنزهای پخته اش کند. (گه گاهی هم اگر تفت داد، داد!)

تفتستان: گفتم تفت، یاد تفتستان افتادم. یک وبلاگ خوب و یکدست که گرچه خیلی دیربه دیر به روز می شود و هر یادداشتش هم معمولا خیلی کوتاه است، اما طنز شیرین و خاصی دارد. طنزی که جز در وبلاگ به عنوان یک رسانه قابل انتشار نیست. نه از این جهت که گه گاهی کلمات و مفاهیمی را به کار می گیرد که در این شرایط قابل انتشار در رسانه دیگری نیست، بلکه به خاطر خود ماهیت این مطالب. واقعا آیا می توان تصور کرد که نوشته هایی که در وبلاگ هایی مثل تفتستان، چخوف منو ندیدی در یک روزنامه خواند یا از رادیو شنید؟ راستی چخوف منو ندیدین؟

مرد رند: طبع شعر، یکی از ده ها چیزیست که من آرزوی داشتنش را می کنم و این یکی از همان چیزهاییست که مرد رند وبلاگستان دارد و اگر دست از شلخته نویسی بردارد و تمرکز بیشتری روی وبلاگش بگیرد، قطعا هم وبلاگش پرخواننده تر می شود و هم آثارش ماندگارتر. حالا البته به من مربوط نیست ولی من فکر می کنم مرد رند هم از همان دوستانی ست که زیادی "درگیر" وبلاگستان است. به قول معروف من البته کوچکتر از آنی هستم که پیامی داشته باشم ولی توصیه می کنم که مرد رند یک مقداری به جای کل کل وبلاگی، وقتش را بیشتر بگذارد روی سرودن اشعار طنز قوی. خدایی حیف نیست کسی که می تواند شعری مثل "گفتند که باز آمده فرزند رضایی…" بگوید، توی کامنتدونی ها علاف باشد؟

میرزا قلی خان راپورتچی: اگر به نثر قاجاری علاقه مندید، سری به این رفیق راپورتچی ما بزنید. میرزا قلی به نثر قاجاری تسلط خوبی دارد و از این جهت نظیره نویسی اش کم نقص است، اما اصطلاح سازی و جعل واژگانش چندان که شاید نیست و همین از بارِ طنز نوشته هایش می کاهد. نوشته های میرزاقلی بیشتر به درد روزنامه و مجله می خورند و کمتر وبلاگردی حوصله می کند راپورت های او را بخواند. توصیه من به کسانی نثرهای سنگین ادبی و تاریخی را نظیره نویسی می کنند این است که تکلف این نثرها را با واژه سازی های کمیک، انتخاب موضوعات جذاب و متنوع و کوتاه نویسی جبران کنند تا خواننده بیشتری به دست بیاورند، هر چند که من کوچکتر از آنی هستم که… ولی تو را بخدا وبلاگ هایتان را پینگ کنید.

حزب جوانان زیر آفتاب، نادر جدیدی: مطلبی که راجع به وبلاگ نادر نوشته بودم را گم کردم و از این بابت زورم می آید که در مورد کسی که زورش می آید وبلاگش را زودتر از ماهی یکبار به روز کند، دوباره نویسی کنم.  مختصر اینکه به نظر من هاردش بالاست، رَمَش متوسط و پردازنده اش کُند! توضیح و معنای این جمله مشعشع شبه عرفانی را اگر آن نوشته، یافت شد خواهید فهمید؛ حالا به یک تبلیغ میان برنامه ای در مورد آب هندوانه توجه کنید…!

(یحتمل باز هم ادامه دارد)

پ.ن.

اینهم چند خطی راجع به نادر که تازه یافتم:

نادر جدیدی یک بایگانی راکد اما ناطق وبلاگستان است. کافی ست بپرسید دماغ چند تا وبلاگنویس عقابی ست تا او بعد از پردازش خصوصیات دقیق دوهزار و هفتصد و سه تا وبلاگ نویس، از تاریخ قبل از اختراع آرپانت تا الان، جواب دقیق را به در قالب چهل و یک پرونده وبلاگی اعلام کند! خب البته خداوند همه چیز را به یک نفر نمی دهد و هرچقدر هارد نادر قوی است، پردازنده اش کند است و ممکن است این فرآیند سه چهار سالی طول بکشد…
طنز نویسی نادر هم متناسب با همین خصوصیات اوست. گاهی وقت ها به روز نیست و گاهی ماه به ماه وبلاگش را به روز نمی کند.تحت فشار مطبوعاتی هم یک بار تستش کردم که چندان خوب جواب نداد. در عوض به حال خودش که باشد، طنزهای خوبی می نویسد. طبع شعر هم دارد و مطالعات طنزش هم بیشتر از آن چیزی ست که نشان می دهد. این رفیق ترک مان رØ
§ که با آن مشهدی (ارژنگ حاتمی) مخلوط کنیم یک طنز نویس خوب و فعال مطبوعاتی در می آید. شرط می بندم!

12 دیدگاه در “طنازان وبلاگستان – بخش دوم”

  1. سلام.سال نوتون مبارک.
    تا حالا به سایت پرتیراژترین نشریه دانشگاهی کشور, نشریه طنز ستون آزاد سر زدین؟ http://www.sotooneazad.com/
    خوشحال میشیم اگه ببینیمتون.
    تا حالا به وبلاگ طنز من (دست دوم) سر زدین؟!
    خوشحال میشم اگه ببینمتون!

  2. در مورد نادر نیازی به زور و احیانا بازو نیست .نادر عاشق شده .آنچنان در بزم کنار رودخانه میگون غرق منقل و باد زدن بود اصلا متوجه نشد که من با حیرت دنبال چند تار مانده بر سرش هستم.بگذارید به عشقش برسد نه وبلاگ نویسی!

  3. سلام محمود عزيز
    نوروز آمد و من ضمن پاسداشت اين رسم ديرين و ارزشمند ايراني، آرزو مي‌كنم سال 1386 براي همه هموطنان عزيزم از جمله شما وبلاگ‌نويس محترم، سالي پر از بركت و شادكامي باشد.
    به همين بهانه كوشيده‌ام تا بهترين و بدترين وبلاگ زيست‌محيطي سال 1385 را انتخاب كنم. آيا در اين انتخاب دست ياريم را مي‌فشاريد؟
    باور كنيد محيط زيست رنجور وطن، ارزش آن را دارد كه دقايقي از وقت گرانبهاي خويش را به آن انديشه كنيد.
    درود بر شما و با بهترين آرزوها …
    [گل]

  4. سلام . بحث جالبی رو شروع کردی . همین طنازان وبلاگستان . یه پیشنهاد دارم . و اون اینکه به این وبلاگ هم یه سری بزنید . خیلی خیلی زیبا و باحال مینویسه …
    http://jighodaad.blogfa.com
    امیدوارم موفق باشی .
    وبلاگتون رو لینک کردم در وبلاگم تا بیشتر بهش سر بزنم .
    بدرود

  5. آشيخ محمود فرجامي
    اسعدالله فرجامك
    سلام و سال نوتان با اندكي(!) تاخير مبارك!
    گفتني ها را شما و ابن محمود فرموديد. لطف شماي را كه تواند شمار كرد؟!!
    فقط يك نكته: بهترين دوستان من آنهايي هستند كه در اثر كل كل بدست آمده اند… نشنيده اي كه مي گويند جنگ اول به از صلح آخر؟!!
    دمت گرم

  6. دو سه تاشان جدید بود ندیده بودمشان.
    کار خوبی است این معرفی وبلاگ های طنز. به شرط این که انصاف رعایت شود!!!
    خاگینه ی ما هم بعد از دو ماه و نیم به روز شد. خوشحال می شویم سرکی بکشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *