وقتی کلاش می‌خواست گولم بماله!

امشب آنلاين بودم و شديدا مشغول كاري كه ديدم يك پيغام بي‌ربط از بهمن هدايتي صاحب كلاشينكف ديجيتال آمد. راستش من و اين آقا بهمن تاحالا هيچ رابطه‌اي -اعم از افلاطوني و غير آن- با هم نداشتيم و فقط گويا يواشكي وبلاگ همديگر را مي خوانديم. اين پيغام بي ربط، سرآغاز اولين گپ دوستانه و باب آشنايي ما شد كه از قضا بي مزه هم نشد.

اين چت را با اجازه بهمن، اينجا مي گذارم، شايد براي شما هم مفرح باشد. چت دقيقا از همين‌جا شروع شده كه مي خوانيد. به جز چند كلمه، هيچ تغييري در متن ندادم و هنگام خواندن در نظر داشته باشيد كه خيلي سريع جواب‌ها رد و بدل مي‌شد. يك چند جايي هم بي ادبي و غيبت كرديم كه اميدوارم هم شما و هم آنهايي كه غيبتشان شد ببخشند.  

شكلك‌ها منتقل نشدند، به جايشان كركتر گذاشتم…


bahman hedayaty: http://www.sainttouka.persianblog.com/ وبلاگ توکا نيستاني
M F: عليك وبلاگ توكا نيستاني!
bahman hedayaty: 😛
bahman hedayaty: نگاه کنيد به کاغذي که جلوي کامپيوترش چسبانده : يه سوره از قرآن !
M F: قربان شما بد نيستم
bahman hedayaty: 😀
bahman hedayaty: آقا ..بالاخره بارون زد؟ شما آخ گفتيد ؟
M F: از اين ابري كه شما به سر اين مملكت آورديد
M F: روزي ده بار آخ مي زنيم
M F: شما گلنگدنت خوبه؟
M F: سمبه زدي؟
M F: تنظيف كردي خان ها رو؟
bahman hedayaty: روي رگبار هستم الن
bahman hedayaty: الان
bahman hedayaty: سمبه هم زدم!
bahman hedayaty: خشاب 75 تايي
bahman hedayaty: نوي نو!
M F: لوله ت داغ نكنه!
M F: 😀
bahman hedayaty: :))
bahman hedayaty: شما بايد يوزي مي شدي!
bahman hedayaty: خوب جواب مي دي
M F: يوزي كه ميرداماديه
M F: (حذف شد)
bahman hedayaty: :))
bahman hedayaty: يه مقايسه جالبي ديدم
bahman hedayaty: در مورد تقاوت سلاح شرقي و غربي
bahman hedayaty: کلاشينکف .، گلوله اش جوري است که مجروح مي کند …غالبا
bahman hedayaty: يعني دو سه نفر بايد مجروح رو حمل کنن عقب ..اينجوري نيروهاي دشمن زمنيگر مي شن …
bahman hedayaty: ولي مثلا ژ-3
bahman hedayaty: درجا مي کشه
bahman hedayaty: يک مرگ تميز غربي
bahman hedayaty: عادلانه است؟!
M F: هوم
M F: آقا شما الان كجاهايي؟
bahman hedayaty: خبرگزاري مهر
bahman hedayaty: خ ويلا
bahman hedayaty: کوچه بيمه
M F: چه باحال
bahman hedayaty: پلاک 35
bahman hedayaty: طبقه دوم
bahman hedayaty: سرويس سياسي
bahman hedayaty: ميز اول
bahman hedayaty: بهمن هدايتي
M F: پس ميز هم داري؟
M F: خوش به حالت
bahman hedayaty: نه بطور دائم
bahman hedayaty: ولي چيز خوبيه ..ميز دائم!
M F: به هر حال خوش‌حال انگيز شديم
bahman hedayaty: همچنين
bahman hedayaty: آتشباري شما روي مواضع فمينيست ها ..تحسين برانگيزه!
M F: حالا هي ما رو سر چوب كنين
M F: تا زير دست و پاي نازلي خفه شم
bahman hedayaty: 😀
M F: نامردا همه تون كه سوراخ موش كرايه كرده بودين
M F: ده نفري ريختن سرم
bahman hedayaty: ما عقبه رو داشتيم
M F: اونا عقب جلو حاليشون نيست كه
bahman hedayaty: که شما ماژينو رو بشکني
bahman hedayaty: 😛
M F: به جاي زبون درآوردن يه فكري به حال بالاييش كن
M F: خدا وكيلي از ضايعي گذشته
M F: وحشتناكه
M F: (دماغو ميگم)
M F: از بس در مدح احمدي نژ‍اد يه زماني دروغ گفتين
bahman hedayaty: =))
bahman hedayaty: من توي خط مقدم درگيري …(حذف شد!) هستم
bahman hedayaty: از اول تا حالا
M F: كدوم محمود؟
M F: X-(
bahman hedayaty: نجاد
bahman hedayaty: 😀
M F: نچاد!
bahman hedayaty: شما ايرانيد؟
M F: پس چي؟
bahman hedayaty: فکر کردم تورنتويي هستين
M F: برو بابا
M F: من الان بولوار كشاورزم
M F: يك روزم خارج نرفتم
bahman hedayaty: قليون باز هستي؟
M F: مدل هلالي اينا؟
M F: اي ناقلا تو هم…!
bahman hedayaty: مدل شيخ فضل الله نوري!
bahman hedayaty: پايه هستي بريم بکشيم ..امشب
M F: امشب؟؟؟
bahman hedayaty: رضا مهدوي ..حجره نت هم هست
bahman hedayaty: از ذخائر کشور
bahman hedayaty: اره
M F: بابا تو كه از حاج رضا گذروندي!
M F: چه دست به نقد!
bahman hedayaty: اره
bahman hedayaty: بايد فاصله بين ايده ها و عمل ها رو کم کرد!
M F: با ارّه؟
bahman hedayaty: :))
bahman hedayaty: خيلي باحالي !
bahman hedayaty: ما شما رو توي کربلاي پنج نديده بوديم؟
M F: ئه… تو هم تو اون سوراخه بودي؟
M F: موشه گفته بود چند تا از حزب ال هاي ديگه هم هستن
M F: موقع اجاره
bahman hedayaty: اره ديگه !
M F: تو سوراخ هم با اره اومده بودي؟
M F: نگفتي بگيرنت….!
M F: با همون اره
M F: 😉
bahman hedayaty: مي ياي حالا يا نه ؟
bahman hedayaty: يا مي ترسي؟
bahman hedayaty: 😀
M F: خب معلومه كه مي‌ترسم
M F: يه بار به عكس خودت با خاتمي نيگاه كن!
M F: مثل جادوگرا ميموني!
bahman hedayaty: اره ! بچه ها هم مي گن
bahman hedayaty: ولي جدي به فکر عمل دماغ افتادم!
M F: البته مي‌توني يه كار ديگه هم بكني
M F: دماغو نيگه داري خودتو عمل كني!
bahman hedayaty: ؟
M F: خرجش كمتره
bahman hedayaty: =))
bahman hedayaty: بابا مگه ما چمونه؟؟
bahman hedayaty: آينده از آن اسلام است !
M F: آينده نو هم مي خواد توقيف بشه؟
bahman hedayaty: نمي دونم،
bahman hedayaty: شما با قاضي مرتضوي حرف نمي زنيد ، آقاي محترم
M F: آخه گفتي آينده هم از آن اسلامه
M F: گفتم اينم رفت وردست بقيه نشرياتي كه از آن اسلام شدن
M F: آقاي محترم هم عمه محترمه تونه
bahman hedayaty: 😛
M F: خوب بود اين زبونو … و اين حرفا نديدن
M F: كلي فكرا واست ميكردن
bahman hedayaty: اره ، شايد قائده هم مي شدن واقعا
M F: =))
bahman hedayaty: http://media.knuttz.net/0704/cool_ads-54/cool_ads-032.jpg اسلام + يونيسف!
M F: خب ديگه كاراي خبرگزاري رو انجام دادي
M F: حالا برو به قليونت برس
M F: باي و يك ماچ اسلامي از خط القعر دماغت
bahman hedayaty: =)) :->
bahman hedayaty: ولي هروقت ترست ريخت
bahman hedayaty: بگو بريم قليون بزنيم
M F: از شوخي گذشته مريضم
M F: والا ميومدم
bahman hedayaty: خوبه برات بابا
bahman hedayaty: قليون کار اماله رو مي کنه بعضي وقتها
bahman hedayaty: اماله روحي !
M F: پدر جان من زن و بچه دارم
M F: همينجوري كه نمي تونم هرجا دلم خواست برم
M F: حالا درسته اسمم محموده
bahman hedayaty: اي فلک زده
bahman hedayaty: فکر کردم مجردي و آزاد و…!
M F: اي كپك زده
M F: حالا كه فهميدم مجردي عمرا باهات ديگه بيرون بيام
bahman hedayaty: 😀
bahman hedayaty: شما بايد مال دهه 40 باشي
bahman hedayaty: من 59 هستم
M F: بيست و هفت سال هم واسه كپك زدن كافيه ها
M F: ولي به زودي يه قراري با هم ميذاريم
M F: ميگم چت باحالي هم شدها
M F: ميذاشتيم ملت بخونن كلي حال كنن
bahman hedayaty: اره
bahman hedayaty: بذار
bahman hedayaty: باشه ، منتظرم پس
bahman hedayaty: شماره من اينه
M F: اين اره رو بردار مثل پينوكيو…
bahman hedayaty: …
bahman hedayaty: البته بچه هاي… (حذف!)هم گوشي رو برمي دارن ! محض اطلاع
M F: پس با هم حرف ميزنن
M F: چون گوشي من رو هم تحت عنايت دارن گويا
M F: بدبختي رو
M F: اون وريا ميگن ما نوكر ر‍ژيم و مامور اطلاعاتيم!
M F: اين وري‌ها هم…
M F: به قول تو
M F: “اره”
bahman hedayaty: :))
bahman hedayaty: پسر خوبي باش
M F: چشم
bahman hedayaty: به … هم سلام مخصوص برسون
M F: اگه بتونم چيزي برسونم مطمئن باش چيزاي واجبتر هم هست!
M F: مواظب باش
M F: دور سه فرمونه يادت نره
M F: دماغو مي‌گم
M F: آره قربونش!

4 دیدگاه در “وقتی کلاش می‌خواست گولم بماله!”

  1. شما ها داريم لاس می زنين! والّله من که هيچ جز سکشوال کمستری بين شما نمی بينم. شاید من خيلی از وطن دور بوده ام مغز ام پوکیده، اما این شيطنت های هردوی شما ممکنه باعث شه خلق الّله يک جوری بشن.
    بنده خدا توکا که این وسط به خاطر يک نا قابل آيه مورد سو استفاده ابزاری قرار گرفت.

پاسخ دادن به عباسحسيننژاد لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *