و از کرامات شیخ سهراب ما

و شيخنا سهراب را حكايت كنندي كه روزي در ميان ياران گفتي امروز چيزكي نوش كنيم كه بس دلپذير و سرخ‌فام باشدي.

ياران سرگشته شدندي و بانگ برآوردندي كه يا شيخ، گر  آنچه حدس ما برآنست را نعوذ بالله طلب نوشيدن فرموده باشي، هيهات منك! شيخنا تغير بكردي كه سالك را آن نرسد كه شيخ طريق را منعي كند و خلل در آن نرود كه اراده نموديم امروز شرابي نوش كنيم كه درونمان را بسوزاند و برونمان را گلگون كندي.

مريدان چون اين بشنيدندي مويه‌ها بكردندي و موي‌ها بكندندي كه پس اين همان باشد كه بر آن شك داشتيم و واي بر ما شيخ‌ ما. شيخنا سهراب علت پرسيد عرضه بداشتندي آن را دلپذيري كه بنوشند و سرخ‌فام باشد و درون‌ها را بسوزاند و رخسارها گلگون كند، جز اين نباشد كه مي ناب باشد.

شيخنا را از آن پريشان‌گويي مريدان غافل خنده آمدي و فرمودي نادان مريداني كه شماييد! كه سال‌ها بگذشت و پدرم رحمت الله عليه در حسرت مي‌ ناب و شراب شيراز بماند تا از فرط نوشيدن الكل گندم بمرد. مي ناب كجا باشدي؟

اين بگفتي شيخنا و خم شراب كچاپ دلپذير از ميان درآوردي و سير بنوشيدي و شدي آنچه اراده فرموده بودي.


امروز (19 بهمن) تولد سهرابه. سه سالش ميشه. در آينده كرامات بيشتري ازش خواهيد خواند و شنيد. ضمنا در مورد عكس بگم كه واقعي و براي ما معموله. سهراب جدي جدي هر وقت سس گوجه فرنگي مي‌بينه سر مي‌كشه. هيچيشم نميشه.

تولدت مبارك عشق كچاپ‌خوار من!

 

4 دیدگاه در “و از کرامات شیخ سهراب ما”

  1. ما (جمعی از کله‌گنده‌های جنبش مردان) بر آن شده‌ایم که در جهت تلاش برای تغییر قوانین ناعادلانه و مردستیز در ایران حرکتی هدف‌مند (ظاهرا به این‌جور چیزها می‌گویند کمپین!) را در دستور کار خود قرار دهیم. مخلص کلام اینکه جان عمه‌تان کمک کنید ما “صدمیلیارد” امضا جمع کنیم تا آبرویمان نرفته!

پاسخ دادن به 100milyard لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *