زمانهء شوونبرگ هانی دات عسل!

از همان اول که مهدی جامی طرحش را گفت، مجذوب رادیو زمانه شدم و الان هم هنوز فکر می کنم رادیو زمانه یکی از درخشان ترین طرح های ایرانی در حوزه رسانه است و پتانسیل تبدیل به بهترین رادیوی 24 ساعته رادیوزیان فارسی را دارد. و البته از همان اول که صدای زمانه به گوشم رسید بعضی نواها را نپسندیدم.

در موج اول واکنش ها به رادیو زمانه هم ساکت ماندم تا مدتی بگذرد و رادیو و برنامه هایش قوامی بگیرد و بتوانم پخته تر و منصفانه تر بنویسم. آن مدتی که در نظرم بود سرآمد اما در همین مدت خودم هم در تدارک برنامه طنزی برای زمانه شده بودم(!) و مجالی نبود. بعد هم خیلی با خودم کلنجار رفتم که چیزی بنویسم اما با خودم فکر کردم اگر تحسین کاری را بکنم متهم می شوم به چاپلوسی یا خودشیفتگی و اگر انتقادی از برنامه ای و کاری بکنم، شاید کسانی (و به خصوص همکاران) فکر کنند قصدم زیر پا خالی کردن است و یا اینکه برنامه ام را عاری از عیب می دانم و… از این چیزهای آزار دهنده.

راستش تا همین ده دقیقه پیش هم که داشتم شام می خوردم و به عادت این چند وقت به رادیو زمانه هم گوش می دادم، برنامه ای نه چندان کوتاه به قدری عصبانی ام کرد که فکر کردم اگر مطلبکی در موردش ننویسم، منفجر می شوم. معذورات بالا هم که به خاطرم رسید با خودم گفتم اگر کار از این قرار باشد که پس هیچوقت نباید چیزی بنویسم، چون یا همکار زمانه ام که موارد بالا محتمل است و یا نیستم که پس خواهند گفت "تا حالا که خودش زمانه ای بود عیبی نمی دید و حالا از بغض و حسادت اشکال می تراشد" این است که کلا بی خیال حرف مردم شدم.

و اما بعد
بعضی از برنامه های رادیو زمانه را می پسندم و بعضی ها را نه. از این بعضی ها، برخی را دوست دارم اما مناسب رادیو نمی دانم و بعضی ها را به بنا به سلیقه دوست ندارم. اما یک گروه سومی از برنامه ها هستند که از مقوله پسند و نا پسند آن سوتر می روند و به عقیده من موهن اند. موهن نه از این جهت که فحش ناموسی به مخاطب داده باشند، بلکه به خاطر دست کم گرفتن شعور و سطح فرهنگی مخاطبان زمانه.

پیش از هر چیز هم بگویم که من نه سنت پرستم و نه از آنهایی که شب ها با کت شلوار به رختخواب می روند و مثلا در باب موسیقی طیف شنونده طیف وسیعی از موسیقی، از اصیل ایرانی تا پاپ و از فولکلور تا کلاسیک هستم. در مورد روش اجرای برنامه ها هم، هر چند زیاد خوشم نمی آید در یک برنامه مثلا هنری، مجری "جیگر طلا" یا "هانی دات عسل" خطابم کند، ولی این جور چیزها را عیب اساسی برای یک برنامه نمی دانم. همینطور با اینکه برای رادیویی مثل زمانه نمی توانم اهمیت معرفی "تاپ تن"های بازاری را درک کنم، ولی سعی می کنم علاقه های نسل جوانتر را درک کنم و به آن احترام بگذارم. و باز علاوه بر اینها این مشخصه بارز و خوصوصیت اساسی رادیو زمانه را که برنامه های آن از طرف آماتورها اجرا می شود را همیشه مد نظر دارم.

اما آیا اینها دلیل می شود که بعضی برنامه ها به جای آماتوری، از سر باز کنی باشند و آیا اصولا قرار است آماتور بودن با بد ساختن مترادف شود؟ و آیا جوان بودن و جوانی کردن همان جینگولک بازی درآوردن است؟(ببخشید یک کمی رک شدم!) لحن مجری قرار است با ما خودمانی باشد یا مثل دخترخاله 9 ساله اش با من مخاطب برخورد کند؟ جذاب کردن ارائه اطلاعات هنری، یعنی ریختن یک کرور اطلاعات زرد در مورد تعداد دوست دخترهای فلان ستاره پاپ و رنگ چشم نوزاد یکی دیگر؟ تنوع یعنی شنیدن ده پانزده ترانه بی ربط و آن هم هر کدام در قطعات 10،15 ثانیه ای؟

حرف در این باره زیاد است و از باقی حرف ها و مثال ها  می گذرم، فعلا. این را بگویم و بروم که

 شوونبرگِ موسیقی دان، پیش بینی کرده بود که با اختراع رادیو، زمانی خواهد رسید که موسیقی به سر و صدا و آت و آشغال تبدیل خواهد شد. یعنی آن زمانه رسیده است؟!

5 دیدگاه در “زمانهء شوونبرگ هانی دات عسل!”

  1. راستش من سه چهار بار رادیو زمانه رو گوش کردم. یک بار وقایع وبلاگیه شما بود که هرچند مثل طنزهای مکتوبتون نبود ولی خیلی هم بد نبود، یک بار چند آهنگ کاملاً نامربوط به هم و نصفه نیمه پخش شد، یک بار نیک‌آهنگ کوثر به بندتنبانی‌ترین و مبتذل‌ترین و زردترین وجه ممکن طوری نمک می‌ریخت که صد رحمت به برنامه‌های بندتنبانی قدیمی رادیو و مبتذل‌ترین نمایش‌های روحوضی لاله‌زار و یک بار دیگه‌اش رو هم راستش یادم نمیاد چی بود.
    نمی‌دونم شما چی شنیدید چون دیگه رادیو زمانه رو گوش نکردم ولی تو همون چند باری که گوش کردم برخلاف سایتش و نوشته‌هایی که توش دیدم به نظرم بسیار سخیف و مبتذل اومد.
    به نظر من سایت رادیو زمانه خیلی موفقه ولی برنامه‌های رادیوییش رو اصلاً علاقه‌ای ندارم دیگه گوش کنم.

  2. ااااااا….اینجا کجاس؟! چرا خبر ندادین که مارو شرمنده کردین تا جبران کنیم؟! اتفاقی اینجارو پیداکردم.ممنون ازلطفتون.ببخشیدکه حرفام مربوط به مطلب نیست ولی باید بهتون می گفتم.

دیدگاه‌ها غیرفعال هستند.