ما پوستین را رها می کنیم پوستین ما را ول نمی کند

آقا ما یک کلام نوشتیم که از توقیف روزنامه شرق حالمان گرفته شد. این آبجی سیبیل طلا ولمان نمی کند. یک بار می نویسد نظرات "اسطوره حماقت آقای فرجامی" را از دست ندهید و یک بار دیگر می نویسد تمام کارهای عالم بر ضد ما از "لگد زدن دیگران" (با لینک به من) بهتر است.

ای بابا عجب گیری افتادیم ها! ما پوستین را رها می کنیم پوستین ما را ول نمی کند (توضیح برای دوستان فیمینست با سواتِ دانشجوی دکتری: این یک فحش نیست. یک ضرب المثله نخودی جان!)

آقا من چکار به شماها دارم؟ فیمینیسم و دفاع از حقوق زنان صد شاخه دارد که همگی قابل احترامند، حالا شاخه پری بلنده هم به حرمت آن دیگران قابل احترام. هیچ گلی که بی خار نمی شود. منتها فقط به شرطی که این خار توی چشم دیگران فرو نرود علی الدوام.

تازه اگر انصاف داشته باشیم، همینکه این شاخه فیمینیسم از سرودن اشعارِ "بیا منو…" و انتشار عکس های "بیا بیشتر منو…" با یاری هیات نظارت بر مطبوعات، به مرحله تعطیل کردن روزنامه رسیده خودش کلی پیشرفت می تواند محسوب شود و ای بسا اگر همین طوری پیش برود در همین شصت هفتاد سال آینده ببینیم روزگاری را که دختر قوی هیکلی با موهای قرمز پریشان، در حالی که داسی دریک دست و کلنگی در دست دیگر دارد؛ به یاد جده مرحومش، نازلی السلطنه کاموری، شعار "بیا منو…" را در خیابان های پایتخت سر دهد و ارکان ج.ا.ا. را آنچنان بلرزاند که جمیله هم به عمرش همچین نلرزانده باشد.

این است که من می توانم قبول کنم که اسطوره حماقتم، اما نمی توانم بفهمم اظهار تاسفم از تعطیلی شرق چطور می تواند در حکم لگد زدن به دیگران باشد. آن هم دیگرانی که اگر بخواهیم انصاف داشته باشیم، نقششان در تعطیلی شرق، به اندازه نقش آن باد احتمالی در به …ا رفتن همان پسره باشد!


توضیح ضروری:

من عمیقا برای فعالان واقعی احقاق حقوق زنان احترام قائلم، اما هر از چندی مجبورم چیزکی در مورد این روشی که امثال نازلی و ساقی در پیش گرفته اند بنویسم و البته هر بار هم توضیح بدهم که بر خلاف آنچه آنها می خواهند وانمود کنند با فعالان حقوق زنان مشکلی ندارم و منظورم آنها نیستند.

با این همه همانطور که قبلا هم چند بار به نازلی پیغام داده ام، من حاضرم به هر طریقی که او یا دوستانش تعیین کنند با آنها مناظره کنم تا مشخص شود دلیل مخالفت من با راهی که آنها در پیش گرفته اند -فارغ از بد و بیراه هایی که گاه و بیگاه به من حواله می کنند- چیست. و چرا دقیقا کارهای آنها با شرایط فعلی سیاسی و اجتماعی ایران به ضرر جنبش زنان است. متاسفانه علی رغم ادعاهای کلان و اعتقاد ظاهری آنها به گفتگو، هیچوقت در این مورد پاسخی نداده اند.

پی نوشت: باز این بخش کامنت ها خراب شده. شرمنده ی دوستانی که نظر دادند و ارور گرفتند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *