مورچه دارهء مخملباف

فرياد مورچه ها را با ديد مثبت نگاه کردم (چون هر چه در باره اش شنيده بودم منفی بود)، ولی هيچ چيز مثبتی در آن نيافتم. همه اش شعار بود. فکر نمی کنم مخملباف، فرق فيلم و شعار را نداند و عمدا شعار را به جای فيلم به خورد مردم بدهد. فکر می کنم مخملباف لج کرده است؛ با خودش، با جامعه، با حکومت، با همه. بدن عريان خانم لونا شاد فقط نمايانگر اين لج بازی ست نه چيزی بيشتر. همه چيز آماتوری ست. همه چيز خام است. از شيوه ی گفتار خانم شاد، تا رفتار آقای شکراللهی، تا کردار زن فاحشه همه و همه ابتدائی ست. فقر، آزادی، شادی، در بدترين حالت ممکن به تصوير و کلام در آمده اند. برای مخملباف متاسفم؛ نه به خاطر کم شدن درجه ی غلظت اسلام اش، نه به خاطر پاپيون زدن اش، نه به خاطر عريان کردن زنان هنرپيشه اش، بل که به خاطر فيلم هايی اين چنين ضعيف؛ فيلم هايی که عريانی زيباترين زنان هم ذره ای به ارزش شان نخواهد افزود.

من هم با اين نظر ف.م. سخن كاملا موافقم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *