این شرم نیست، این حماقت است!

 1- روی جلد این هفته ویژه نامه آخر هفته هم میهن عکسی ست از زهرا امیرابراهیمی به بهانه آخرین نمایشگاه او. عکس، زیباست و هنرمندانه و پرتره آدمی شرم آگین؛ اما برای چند میلیون نفری که فیلمی سکسی- خصوصی از او (یا منتسب به او) را دیده اند این عکس، به خصوص این شرم، حالتی دیگر را القا می کند! البته عکاسِ هنرمند هم گویا این سابقه را در نظر داشته و تعارف اگر نداشته باشیم، دیگران هم در در کل این پروسه (گفتگو، انتخاب آن به عنوان تیتر یک، انتخاب عکس جلد…) این مطلب را در نظر داشته اند. و این تازه در صورتی ست که با تسامح قائل به "در نظر گرفتن" باشیم والا اگر واقع بینانه تر بخواهیم به این اتفاق نگاه کنیم شاید بیراه نباشد که ادعا شود از یک موضوع اروتیک، هم میهن ما برای "بفروش" تر کردن شماره پنج شنبه اش استفاده کرده است وگرنه مگر نمایشگاه نقاشی عکس یک بازیگر درجه 2 چه اتفاق مهمی بوده در این مملکت؟

zahraa.jpg

2- پیشتر از آنکه موج فیلم "زهره"ی امیرابراهیمی، کشورِ ایمان و امان را در برگیرد، دوستی خبرنگار با اصرار فراوان فیلمی را به من و چند نفر از همکاران نشان داد که در آن دختری با جوانی سکس داشت. فیلم کوتاه، بدون صدا و بد کیفیت بود. دوست ما معتقد بود که او زهرا امیرابراهیمی است و من اصرار فراوان داشتم که نیست. باقی  بین من و او سرگردان بودند. دلایل من بیشتر از عقلانی بودن، احساسی بودند چون معتقد باشم که اگر دختر فیلم زهرا هم باشد، باز این به خودش مربوط است و با انکار انتساب به او شاید بتوان اندکی جلوی تکثیر به آن را گرفت. یادداشت کوتاهی هم آن موقع در این باره نوشتم که به لطف امت همیشه در حال سرچ، خیلی پر بیننده شد. موج عظیم خیلی زودتر از آنچه فکرش را می کردم کل کشور، از جامعه تا رسانه ها و حتی حکومت را درگیر کرد. زهرا امیرابراهیمی دستگیر شد و خیلی زود به واقعی بودن انتساب فیلم به خودش اعتراف کرد، اما باز هم من فکر می کردم به عنوان یک ژورنالیست متوسط بتوانم کمکی بکنم. همصدا شدم با کسانی که بحث حریم خصوصی را پیش کشیده بودم و با حرارت از حریم خصوصی دفاع می کردم. کارهایی کردیم از جمله آنکه یکی از همکاران همان جمع، مقاله درخشانی در مورد حریم خصوصی و الزامات حقوقی آن نوشت که تاثیر گذار بود. (تا آنجا که طی فکسی، یکی از مسوولان قوه قضائیه رسما از آن تقدیر کرد) با تلاش رسانه ای آدم های زیادی که یکی شان هم من بودم، جو برگشت و بسیاری از متدینین و مراجع امنیتی و قضایی شاید برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، در یک مقوله اخلاقی، موضعی جانبدارانه به نفع کسی که معتقد بودند مرتکب بی اخلاقی شده، گرفتند. این در حالی بود که با اندک تغییر موضع اینان، براحتی می توانست سر امیرابراهیمی و پارتنرش به جرم خدشه دار کردن عفت عمومی بالای دار رود. فراموش نکنیم فیلمِ خودگرفته امیرابراهیمی در کشور

54 دیدگاه در “این شرم نیست، این حماقت است!”

  1. نمایشگاه عکس بود نه نقاشی البته…
    به نظر می رسد که به عکس بیشتر پرداخته اید تا متن.
    با بخش هایی از حرف هایتان موافقم.

  2. به نظرم زمین و زمان را به هم دوخته ای دوست من. در این دوره و زمانه اینکه بسیاری اولین فیلم فلان دوران زندگی شان را دیده باشند که واقعن هم از حقیقت دور است و هم از واقعیت. دوم آنکه این فرض که تو و امثال تو لطف کرده باشند و در دفاع از حریم خصوصی قلم زده باشند جایی برای منت نهادن و تعیین تکلیف برای ادامه زندگی کسی که مثلن نجات اش داده اید نمی گذارد. گو اینکه چنین نبوده ولی گیرم کسی را از آّب گرفته ای که داشته خفه می شده، طرف حق ندارد برود فاحشگی کند چون پدر شما مثلن بازاری است و خوش ندارد این چیزها را؟ سوم آنکه به کدامین دلیل باید طرف (هر کسی) خودش را تسلیم کند به آن چیز احمقانه ای که که در جریان است. حرکت درستی بوده به نظرم. اشتباه اش فقط در این است که طرف شهرتی به دست آورده که اگر یک عمر شرافتمندانه جان می کند نصف اش را نمی داشت. آن هم دست من و شما نیست دست این ملت است. جاهای دیگر دنیا هم تصور نمی کنم ملاک های مطرخ شدن خیلی عادلانه باشد. چهارم آنکه این چادر پیش از اسلام را از کجا در آوردی. پنجم آنکه خیلی دلم می خواست آن لفظ احمقانه را به کار ببرم مثل کاری که شما کردی. اما نه، این نوشته ات در همان حد شرم آور بود. یک بار دیگر هم راجع به گی بازی و این برنامه ها افاضاتی فرموده بودی که به نظرم جانِ من قدری تحمل ات را بالا ببر. از این به بعد هم اگر دیدی همجنس بازی فاحشه ای چیزی رفته زیر چرخ کالسکه همین طوری قدم بزن و نگذار دلسوزی باعث شود پا روی اعتقادات قشنگ ات بگذاری.

  3. How much I wished you were wrong, but unfortunately, that is the case. It reminds me of an article published at that time. Just read the last sentence if you don’t have enough time to read the entire thing: “the victim of a monster she had spent all her life feeding it”: http://www.iranian.com/Opinion/2007/January/Narges110/index.html
    فرجامی: دوست عزیز متاسفانه آن آدرس فیلتر است و دسترسی مقداریمشکل. اگر دوست داشته باشید می توانید بخش هایی از آن را در همین بخش کامنتها منتشر کنید.

  4. 1- bede tormoze maghzeto ye service bokonan. gahi vaghta ziadi takht gaz miri.
    2- inke adam rahat digaran ro sade-loh va karashuno ahmaghane dar nazar begire ye juraee tofe sar bala nist?
    3- shomaha age kari vase oon kardin ehtemalan be khatere aghayede khodetun bayad bashe va dar natijeh nabayad kari be tasmimi ke oon vase zendegie khodesh bad oon ghaze migire dashte bashin. hamun ke khodet neveshti: be ma rabti nadare.
    4- ghalat nakonam zakat ro ba “ze” minevisasn, na ba “zal.
    محمود فرجامی:ممنون.مورد چهارم را تصحیح کردم.

  5. با تشکر از همه دوستان، چند کلامی با آقای نیما:
    1- در مورد نکته اول، لطفا اگر مثل من دوستانی دارید که معلم دوره راهنمایی یا حتی ابتدایی هستند بپرسید که در آن دوران چقدر این فیلم در مدارس دست به دست شد. یکی از دوستان وبلاگنویسِ معلم (هادی نیلی به گمانم) همان زمان از مشاهدات حیرت آورش در این زمینه نوشت.
    2- من منتی بر سر کسی ندارم. فقط به عنوان کسی که آنطرف مخوف ماجرا را هم دیده خواستم کمی توصیف کنم که چه خطری از سر امیرابراهیمی جست و چه خطری هنوز در کمینش است. مساله هم البته پدر من نیست. پدران نوعی من است که اکثریت اجتماع را تشکیل می دهند.
    3- من نمی گویم جریان جامعه احمقانه است یا عاقلانه.
    بله… از نظر من هم او حق دارد که هر فعالیت اجتماعی که دوست دارد انجام بدهد، اما مساله اصلا حق و حقیقت نیست. متاسفانه در این بخش شما به آن داستان “حقیقت” و “واقعیت” که درباره اش نوشته ام، توجه نکرده ای.
    4- چادر اصولا به این صورت نه قبلا و نه الان در بین اعراب وجود نداشته و این چادر سوغات ایرانیان زرتشتی برای ماست. ولی چون یک مقداری از بحث دور می افتم، این یک مورد را تسلیم!
    5- من در مورد گی ها مطلبی ننوشته ام. احتمالا من را با ناصر خالدیان در این مورد اشتباه گرفته ای.

  6. محمود جان سلام
    ای کاش می نوشتی در آن روزهای سختی که زور می زدیم بنویسیم آقا به شما جماعت سکسی زده بی آبرو چه ربطی داره که حالا این دختر عقد نامزدش بوده یا نه، چه لاشخورهایی خودشان را به در و دیوار می زدندند که از کنار این خبر و حاشیه های خالی بندی و ساختگی خودکشی و جنازه کشی آن دو زار گیرشان بیاید.
    یکی می بینی در این جنگل زندگی ماده شیری است که هزار بار شکار کرده و یک بار شکار می شود، اما قضیه این آدم ها مثل لاشخورهایی است که لاشه موش و فیل برایشان فرقی ندارد.
    حالا می خواهد مملکت مذهبی باشد یا نباشد این جماعت هر جای دنیا بروند آن تکه را به گه می کشند.
    باور کن
    مگر هر روز هزاران عکس و تصویر لخت و سکسی از بریتنی و دیگران در رسانه های زیرزمینی و رسمی اینترنتی در سراسر جهان منتشر نمی شود، برای کدامیک از انها تریبون های بین المللی سیاسی و با نگاهی توهین آمیز مطلب می نویسند.
    سعودی ها با یازده سپتامبر حرکت زندگی بشری را دستخوش تغییر کردند و توهم مرگ را به نقطه ای از جهان بردند که با فرو ریختن برج های دوقلو حس روز قیامت پیدا کرده بودند، کسی پیدا شد که کتک زدن زنان سعودی و خرج های عجیب و غریب پستوهای خانه های سعودی را به روی رسانه ها بکشاند.
    باور کن باور کن باور کن به همان اندیشه و ارزشی که در ذهنمان برای دفاع از این دختر مظلوم داشتیم، برخی نشسته اند که نام ایرانی و ایران را در جهان سیاه و لکه دار کنند!!!
    اینها همان تخم و ترکه های آقاخان نوری و امثال خائن به دانه جمهوریت در زمان مصدق هستند.
    بدان
    یاعلی

  7. “شرم اروتيك”!!
    والله ما اروتيسمي نديديم! حالا نمي‌دونم اشكال از ماست يا شما!
    به هر حال اين نوشته‌ي شما به خوبي نشون مي‌ده كه بنيادگرايي چه جوري تا مغز استخون همه‌ي ما نفوذ كرده و نسل جديد و قديم نداره!
    چرا بايد اين دختر بيچاره سكوت مي‌كرد؟ چون شما هم علي رغم تمام فداكاري‌!‌هاتون كه مانع از اعدام اين بيچاره شدين در پس ذهن اون رو گناهكار و مستحق مجازات مي‌دونين… اون قسمتي كه اين فيلم رو عامل تحركات جنسي جوانان ديگه دونستين از همه مضحك‌تر بود….

  8. در جواب آقاي نيما گفتيد: “اين واقعيت است و …” (مورد3)
    خب حالا چون واقعيته تا ابد بايد همين جوري بمونه؟ زنده به گور كردن دخترها هم يك زماني واقعيت بود! اين داستان (مقاومت اميرابراهيمي و حمايت بخشي از جامعه) گام بزرگي بود در تغيير دادن اين واقعيت و اگه شما هم نقشي در اون داشتيد شايسته‌ي تقدير و تشكريد
    در جواب مورد1 هم خوبه در احوالات شاگردان تون بيشتر دقت كنيد تا دريابيد اين فيلم نه اولين و نه آخرين فيلم آن چناني‌است كه در موبايل‌هاشون دست به دست مي‌شه!

  9. با تمام احترامی که برایتان قائلم این بی منطق‌ترین نوشته‌ای بود که تا به حال از شما خوانده‌ام (من وبلاگ شما را از ب بسم‌الله تا به حال خوانده‌ام). فیلم او اگر نبود فیلم دیگری در موبایل‌ها و مدارس دخترانه پخش می‌شد و می‌شود. گناه او چیست که کسی فیلم خصوصیش را پخش کرده؟ با عرض پوزش از شما، آیا شما تا به حال از خودتان یا همدمتان در حالتی خصوصی فیلم یا عکس نگرفته‌اید؟ شاید بگویید نه ولی خیلی‌ها این کار را کرده‌اند و می‌کنند و بعد هم آن فیلم یا تصویر را جایی مخفی می‌کنند یا از بین می‌برند. حالا اگر شما این کار را کرده بودید و یکی آن را می‌دزدید و پخش می‌کرد و با تیراژ بالا دیده می‌شد آیا شما باید دست از کار و زندگی می‌شستید و عزلت نشین می‌شدید؟
    مفهوم این نوشته‌ی شما در دفاع از حریم خصوصی نبود. کاملاً در مذمت آن بود. شعار دفاع از حریم خصوصی با این طرز فکر شما نمی‌خواند. این نوشته شما لگدکوبی شرم‌آور حریم خصوصی بود.

  10. سلام آقای فرجامی
    اگر برات مقدور هست که در نظر و عقيده تصميم گيرندگان قضايی تاثيرگذار باشی تو رو به امام رضا قسمت می دم يه فکری به حال دخترايی بکن که در گوشه کنار اين مملکت مورد اسيدپاشی قرار می گيرند و زيبايی و زندگی شونو از دست می دهند و به عبارتی معصومانه پرپر می شوند و اونوقت دستگاه قضايی ما فقط چند سال مجازات رو برای عامل اسيدپاشی در نظر می گيره. تورو ابوالفضل واسه اين قضيه اگه از دستت کاری برمی ياد کاری بکن

  11. سلام
    یادمه تو دانشگاه یکی از دوستانم پشت مانتوش بالا رفته بود و نفهمیده بود و قتی فهمید تا سه روز دانشگاه نیومد بعدش هم کلی با خجالت از این خاطره ، بیشتر ساکت بود که ما کلی بهش می خندیدیم و می گفتیم اینقدر موضوع رو جدی نگیر اصلا فکر کن یک روز با بلوز شلوار اومدی دانشگاه!
    حالا این زهرا خانوم در اوج پررویی نه تنها بر حضور بی فایده اش اصرار می ورزد بلکه حاضر میشه همچین عکسی ازش چاپ بشه ! این معناش جز این نمیتونه بشه که حماقت حد نداره و آدمهای پررو احمقند!

  12. 1- شما چند بار از كلمات اروتيكي بدون دليل استفاده فرموديدكه خود بسي جاي تامل دارد
    2- شما هم به دنبال جذب مخاطب هستيد
    3- جامعه ما در عرصه رياكاري سير مي كند. همه خود را منزه مي دانند ولي همه ما جوانان احتياجاتي داريم كه براي آنها پاسخي نداريم نياز به نوعي رابطه با جنسم خالف داريم كه عده زيادي از آن محرومند
    4- هر كاري كرده دمش گرم نه به من ربطي داره نه به شما

  13. البته تا اون جايي كه من يادمه وقتي كه موج اين فيلم جامعه رو دربرگرفته بود شما نوشته بودين من اين فيلم و نديدم و براساس عكسايي كه توي يكي از سايتا منتشر شده بود گفته بودين اين زهرا امير ابراهيمي نيست حالا چه جوري ميگين قبل از همه اين فيلم و ديدين؟

  14. آقای فرجامی عزیز!
    خداوکیلی حرف حساب تو چه بوده؟
    رفتی قلم فرسایی کردی دخترک معصوم مظلوم بی گناه!!! ی که برایش پاپوش دوخته بودند یک عده از خدابی خبر را از مرگ حتمی نجات داده ای حالا توقع داری برود کنج عزلت بگزیند و خون خونش را بخورد که چرا و چگونه تبدیل به پرچم کفر شده؟
    آدم زنده زندگی می خواهد برادر جان!
    یا باید اعدامش می کردند که نکردند
    یا باید می فرستادندش وردست هم صنفانش در بلاد غربی که نفرستادندش. (خیلی مرام گذاشتم که شما را در افعال اخیر مخاطب قرار ندادم)
    حالا که حق زندگی بهش داده اند آنهم به قول شما در این دیار ایمان و امان دیگر “آی چرا عکس این خانم را چاپ کردید” و “آی این نمایشگاه دیگر چیست” و “آی آن لبخند چه بود” معنی ندارد.
    والله کم کم دارد دلم برای جمیله و شهناز تهرانی و سایر هنرمندان!!! این مرز و بوم می سوزد. شاید بد نباشد از فردا برایشان کارت پستال و دعوت نامه بفرستیم و بیاریمشان همین جا بیخ گوش خودمان و مانتو و روسری مشکی تنشان کنیم و در حالتی که سرشان پایین است و لبخندی ژکوند (به دو مفهوم می تواند باشد این لبخند: 1) شرمساری 2) یک بیلاخ جانانه به جماعت) بر لب دارند ازشان پرتره تهیه کنیم و بیندازیم پشت ویژه نامه هم مهین و …
    نظر شما چیست؟

  15. سلام
    حقیقیتش من تا حد زیادی باهات موافقم. به نظر من جدای از اینکه این اتفاق پخش شده به نظرم وجود خود اتفاق عجیبه! مثل اینکه مثلا من هوزم فکر نمی کنم یه دختر ایرانی یا مثلا مسلمان حاضر باشه با یه آدم (حالا به تعبیری نامحرم) از این کارا بکنه. مسئله هنوزم برای من هضم نشده و همش فکر می کنم دروغه! در مورد این ماجرا منم تا تو ماهواره مصاحبه این خانوم رو نشنیدم دلم براش می سوخت و فکر می کردم دروغه!!!
    جالب اینجاست که تو هم میهن نوشته بود که: من چه چیزی رو با ید انکار کنم من خودم انکارم!!!!!
    حالا این جملات تلویحا یعنی انکار اونوقت به وضوح توی مصاحبه اش می گفت که بعله اون منم و منم زندگی خصوصی دارم و این حرفا!!!
    حالا با همه این تفاسیر من بازم دلم براش میسوزه که این قضیه پخش شده! هرچند که بعید میدونم چندان واسه اینجور آدما مهم باشه! همین چن روزی پیش توی وبلاگی خوندم که خانومی نوشته بود که چکار کنین که با پارتنرتون ارضا بشید و تجربیات خودش رو نوشته بود! حال اینکه من این خانومو دیدم و می شناسم و میدونم که مجرده!!!
    میبینی که اوضاع همچین خیلی عوض شده و تعجب ماهام قاعدتا چیزی رو عوض نمی کنه!!!
    همین این حرفا رو زدم که بگم میخوام در مطالب بعدی به کل این نوشته بلینکم. با اجازه بزرگترها البتههههههه

  16. خوب این روش بعضی‌هاست آقای فرجامی. برای محسن نامجو هم کلیپی بازی کرده. هم برای محسن‌نامجو معروفیت آورده و هم خودش احساس ؟؟؟؟؟ شدیدی می ‌کند:)جالب است بدانید که پارتنرش پسر همان کارگردانی بود که به او در فیلم نرگس بازی داد… این ماجرا اگر برای من و شما سودی نداشت خیلی‌ها از قبلش دارند نان می‌خورند.
    به این می‌گویند صنعتی که 5 یا شش یا هفت میلیارد سود تولید می‌کند… و حالا حالاها ادامه دارد….

  17. یه چیز دیگه یادم اومد. این چند وقته دوسه بار به فکرم رسیده. این مملکت چه‌جوریه که مثلا فیلم رقص آقای شهریاری- با کت‌و شلوار – در مهمانی دخترخاله‌ش منجر به ممنوع‌الکار یا ممنوع‌التصویر شدنش برای سه سال می‌شه. یا خیلی از هنرپیشه‌های قدیمی به خاطر بی‌حجاب‌بازی کردن قبل از انقلاب به همین بلا دجار شدند و حالا … با اینکه به نظر من مجازاتی نباید برای زهرا درنظر می‌گرفتن که خوب خصوصی بود… ولی تا این‌حد پر و بال دادن بهش جالب بود… یاد پاریس هیلتون می‌افتم که باباش با ساختن هتل‌های هیلتون معروف شد و او با اطوار و اداهاش… شاید زهرا امیرابراهیمی پاریس‌هیلتون مملکت ماست:) خواستم اینا رو بدون اسم بنویسم. اما گفتم چه باک! ما که کلی دشمن داریم چه یه وجب چه صد وجب:) تازه من که حرف بدی نزدم…
    آهان اینم بگم. اشعار دلغشه‌آور در وصف نجابت زهرا امیرابراهیمی خنده‌دارترین اشعاری بود که در عمرم خوندم:)))

  18. زيتون جان خيلي ممنون كه با اسم خودت كامنت گذاشتي (راستي اسم واقعيت زيتونه ديگه؟!) (;
    حالا از شوخي كه بگذريم، اينو توجه داشته باشين كه بخش بزرگي از انتقاد من متوجه رسانه‌اي مثل هم ميهن بود. هرچند كه معتقدم اين زهرا خانوم هم از حماقت و كج فهمي شديد رنج مي‌برد.

  19. من حرف شما رو متوجه شدم محمود عزیز، اما خواستم بگم این وسط هَمَه با هم سود می‌کنن:) هم‌میهن هم هکذا..
    و یه کم هم تعجبم رو اعلام کردم از به‌سادگی گذشتن این‌ها از این جریان. علتش رو هنوز نفهمیدم…

  20. ما خوب ” فرو”ش كرديم. شما هم اگه مي‌توني،بكن. اين‌طور فلسفه‌‌بافي‌هاي رقيق، براي اينه كه شما نمي‌توني “فرو”ش كني. اما ما خوب “فرو”ش كرديم.

  21. آقاي فرجامي عزيز سلام. من چون تحليل‌هاي تو را خيلي دوست دارم و هميشه برام جالب بوده دوست دارم نظرت رو نسبت به كافه شرق بدونم. احساس مي‌‌كنم كه خط مشي متفاوتي با خود شرق داره. مثلا آدمي مثل اشراقي هميشه نظرات خاص و پر سر و صدايي داره يا ميرفتاح با اون سابقه مهر و سوره و فحشهايي كه به روشنفكرها ميداد. ممنون ميشم نظرت رو بدونم.

  22. سلام دوست عزیز
    حالا گیرم این بنده خدا حالا یه کارایی کرده که درست یا غلطش رو کاری نداریم دیگه حق زندگی نداره و باید تارک دنیا بشه!!!!
    به وبلاگ من سر بزنی خوشحال میشم

  23. آفرین به شما که چسبیده اید به خلق و بشریت. در ضمن مهارت تان را در آسمان ریسمان بافتن و ربط دادن عقاید پدرتان به سیستم زندگی دیگران تبریک می گویم. توصیه می کنم روزی 7-8 بار کامنت منسوب به نیما را بخوانید بلکه دوزاریتان سقوط بفرماید. در ضمن خانم زهرا اچ بی را هم کمی ساپورت اجتماعی و مردم شناسی بفرمایید بلکه متوجه بشوند در بهشت برین زندگی نمی کنند.اوه یادم نبود، ایشان خیلی متحیرند که چنین چیزی ممکن هم باشد!!! یا شاید فکر می کنند که فقط امیرابراهیمی اینطور است؟ طفلک ما که هنوز با خودمان هم درگیریم.

  24. يك كلام: موافقم و اين نگاه ظريف رو تحسين مي كنم.
    به نظرم اكثر دوستان كه كامنت مخالفت نوشته اند اصلا متوجه منظور شما نشده اند.كما اينكه مي بينيم با وجود تاكيد چند باره شما باز هم چند نفر نوشته اند آقا به ما چه ؟يا به شما چه؟ و از اين حرفها….

  25. چقدر لذت می برم از این بال بال زدن ها. اون بچه مدرسه ای هایی که اون فیلم رو دیدن مشکل از خودشون و خونواده شون بوده. مشکل زهرا امیرابراهیمی چیه؟ توقع دارید امیرابراهیمی بیاد عذرخواهی کنه که ببخشید که خصوصی ترین حریم زندگی من رو پخش کردین؟؟؟
    حالا هم دارین می سوزین که سرپا وایساده؟؟ به گند کشیدینش (شما نه، شمای نوعی) حالا که سربلند وایساده و این ارزش های مزخرف این جامعه مردسالار رو به هیجی حساب نکرده، به جلزولز افتادین.
    این مملکت باید درست شه بالاخره یا نه؟؟؟ پدران شما هم عادت می کنن. نکردن هم چشمشون کور، قرن ها مملکت اونجوری که پدران خواستن به گند کشیده شد. حالا دیگه دوره شون تموم شده. مردم هم اونجوری که خودشون می خوان جامعه رو درست می کنن. ضمنا هی نگید پدران نوعی منظورته. والا ما تو نسل قبلی ها هم که می بینیم دیگه انقدر شعور دارن که این مسایل براشون حل شده باشه.

  26. ای ول. دختره دیگه شورشو درآورده انگار نه انگار داشت زیر …. استغفرالله. همچین قیافه هم گرفته انگار خیلی خجله. برادر میوت یه سری به ما بزن.

  27. فیلمی پورنو از خانمی، در مملکتی که به ظاهر اسم اسلام را نیز یدک می کشد، به نحوی منتشر میشود که اثراتی مخرب و چه بسا فراتر از مخربی که میگویم و یا فکر میکنم بر روح هایی پاک و روان هایی مقدس اعم از پیران گوش به زنگ و یا دختران و پسران جوان چشم به راه می گذارد.
    و باز تو به دنبال سوژه ای ؟؟؟!!!!!!!
    به دنبال چه هستی ؟!
    کاش می دیدیم ذره ای از آنچه را که بایست ببینیم .
    حقیقت دلپذیر یا واقعیت نفسگیر؟

  28. پر رو را که پر روست! به خیالش می خواهد از این آب گل آلود تا جایی که می شود ماهی بگیرد. این جریان آنقدر بزرگ هست که بتواند تاثیر همیشگی روی زندگی این آدم بگذارد، ولی نه تنها پاتوق همیشگی خانوم تغییر نکرده، بلکه دارد با پر رویی تمام از معروفیت باد آورده (سو) استفاده می کند. گیریم که پاریس هیلتون با پخش شدن فیلمش یک شبه ره هزار ساله را بپیماید و حتی بعد از لوث شدن قضیه جنجال جدیدی راه بیندازد برای ماندن در صفحه اول اخبار (و البته فروش)، نظرتان در مورد تکرار شدن این ماجرا در ایران چیست؟

  29. اما من از شهامت این دختر خوشم میاد از نترس بودنش از جسارتش و اینکه هم چنان پا برجاست من این دختر رو دوست دارم.و بر اش بسیار احترام قائلم.بیشتر از خیلی های دیگه ای که فیلمشون دست کسی نیست…

  30. سیمرغ بلورین ولوح سپاس به خانم ابراهیمی برای تولید اولین فیلم …..مستند تجربی ملی و قابل رقابت با انواع خارجی در راستای فرمایشات رییس جمهور برای تشویق امت به ازدیاد نفوس

  31. هر انسانی دچار خطا میشود دست بردارید تمومش کنید خدا توصیه های زیادی به مساله پرده پوشی کرده اند اگر مسلمانید بس است اینقدر حرف و نظر کافیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *