دستور العمل عمومی دعوا کردن – سطح متوسط

مقدمه:  مجید؛ داداش کوچیکه‌ی من است که با هم ماجراها داشتیم. وقتی آمد کلاس اول دبستان من سال چهارم بودم و آنقدر شر که بدنامی من باعث می‌شد به عنوان "برادر اون فرجامی" همیشه برایش خط و نشان بکشند که اگر بخواهد راه من را برود از مدرسه اخراجش می‌کنند. یک سال بعد همه تعجب می‌کردند که چطور دوتا برادر یکی اینقدر شر است و یکی آنقدر آرام.

در دبیرستان دوباره به هم رسیدیم و این‌بار بدنامی من جدی‌تر شده بود. آنقدر جدی که فکر کنم همان روز ثبت نام ازش تعهد گرفته بودند که مثل من نباشد! طفلکی شاید اولین خاطره اش از دبیرستان اندیشه این باشد که داداشش با یکی از داش‌های مدرسه توی حیاط زد و خورد کرده بود. "یهو گفتند داداشت با فلانی دعواش شده. تا آمدم دیدم زیر چشم یارو یک بادمجان سیاه کاشته شده و محمود هم کف حیاط ولوست"
از این ماجراها زیاد داشتیم.

چند سال بعد دوباره در دانشگاه به هم رسیدیم. اما این بار در محیط تیره، خاک‌آلود و شادی‌کش دانشگاه همه طور رمقی از من گرفته شده بود. یک مقداری هم به جای کلاس‌های کانگ فو به کلاس‌های اخلاق یک حاج‌آقایی می‌رفتم که خیلی آرام و خونسرد بود. اما در این سال‌ها آقا مجید داشت جبران می‌کرد. داداش کوچیکه نه فقط هیکلش در این سال ها دوبرابر من شد و تُن صدایش از مقیاس دسی‌بل به ریشتر رسید بلکه از هیچ نوع دعوایی، از خیابانی بگیر تا سیاسی و دانشگاهی ابا نداشت. هرچقدر من بیشتر در خود فرو می رفتم داداشی بیشتر در دیگران! آنقدر که روزهای آخر تحصیل در دانشگاه وقتی با یکی از کارمندها دعوایم افتاد گفت "آقای فرجامی؛ پرونده‌ات سیاه هست، سیاه‌ترش نکن!" و بعدا کاشف به عمل آمد که ما را اشتباه گرفته…

خب… گمانم دیگر بس است و قبل از اینکه بیشتر از این پته پوته‌ی خودم و آقا داداش که یکی از مهندسان خوب عمران در مشهد است را روی آب بریزم؛ برویم سراغ راهنمای مفیدی برای دعوا که مهندس فرجامی، صاحب‌نظر انواع دعوا با کارگرهای ساختمانی، رهگذران پررو، راننده‌های بددهن، سوسول‌های مزاحم، جوات‌های لایی‌کش، روسای دانشگاه راستی، دخترهای 4 ساله‌ی شیطون (مثل دختر خودش) … و خلاصه هرکس و هرچیزی که توانایی بالقوه برای کتک خوردن داشته باشد؛ نوشته است.

با توجه به تجربیات تئوری و معمولا ارزشمندی که اخوی در زمینه دعوا داشت (هرچند که خودش فروتنانه همواره می‌گوید ما شاگرد شماییم آقا محمود!) از او خواستم که برای راهنمایی هر چه بیشتر خوانندگان این وبلاگ آنها را بنویسد. خوشبختانه این نوشته در آستانه‌ی انتخابات که نیاز به بعضی از بندهای آن  -به خصوص برای عزیزان اصلاح‌طلبی که قرار است با چماق بدست‌های آنطرفی مبارزه‌ی فراانتخاباتی داشته باشند- بیشتر است به دستم رسید.

شما با خواندن این دستوالعمل به تجربیات ارزشمندی در مورد دعوا کردن، فحش دادن، دادگاه رفتن، فرار کردن و خلاصه هرچیزی که مرتبط با این امور باشد دست خواهید یافت. این شما و این هم دستورالعمل سطح متوسط دعوا کردن به قلم کارشناس شهیر مجید فرجامی. با این توضیح که توضیحات داخل پرانتزها از من است.

هو القهار
دستور العمل عمومی دعوا کردن – سطح متوسط

چند روز قبل در خیابان یک دعوا کوچولو داشتم . اینکه آنجا چی شد مهم نیست . این مهمه که در دعوا چگونه باید بود و چه باید کرد و چه نباید کرد . بر همین اساس به این نتیجه رسیدم که تجربیات خودم را با تجربیات چند نفر آدم با تجربه و شنیده های معتبر دیگر ، در قالب این نوشته جمع آوری کنم و در قالب " دستور العمل عمومی دعوا کردن – سطح متوسط " در اختیار دوستان قرار دهم تا از این دستورالعمل در موقع لزوم استفاده کنند . این اصول شامل سه اصل مهم است که مانند اصول نیوتن نقش کلیدی دارند :
1- اصل اول و بسیار مهم اینکه دعوا نکنید . تا حد امکان از دعوا کردن و به ویژه فحاشی بپرهیزید چرا که دعوا کردن و فحاشی در شان شما نیست . (من: جدی نگیرید!)

2- اصل دوم ضعیف کشی نکنید . از برخورد فیزیکی یا فحاشی به افراد ضعیف تر از خود دوری کنید . در تمامی موارد ، افرادی که بخاطر مشت یا پشت قوی تر خود ، دعوا یا فحاشی کرده اند به سرعت نتیجه اش رابه شکل بسیار سختی دیده اند و در کوتاه مدت در مقابل افراد قوی تر از خود ، ضعبف واقع شده اند .

3- اصل سوم اینکه از دعوا کردن با افراد مسن و زنان بپرهیزید . این دسته معمولاً مورد حمایت افراد رهگذر و کناره قرار می گیرند و بعضاً با وجود مقصر بودن مظلوم نمایی می کنند . در این مواقع می توانید با اشاره به "حرمت موی سفید" و یا اینکه "ضعیفه که ارزش دعوا ندارد" (من: با پوزش از تمامی فیمینیست‌های محترمه خصوصا استاد سیبیل طلا) از خیر ! دعوا بگذرید .

و اما اصول بعدی :
4- اگر جایی مجبور به دعوا کردن شدید از فحاشی به ویژه فحش های ناموسی و رکیک بپرهیزید. هرگز خواهر و مادر طرف را جلوی چشمش نیاورید . پرهیز از فحاشی سه دلیل مهم دارد . اول اینکه این قبیل فحش ها به آدم غیرتمند انرژی مضاعفی می دهد و امکان دارد شما را ناک اوت کند . (من: فتامل!) دلیل دوم اینکه ، فحاشی به آدم بی غیرت ، اجازه فحاشی متقابل را می‌دهد و چه بسا طرف شما از فحاشی شما ناراحت نشود اما فحاشی ها شما را به سمت کارهای پیش بینی نشده سوق دهد و یک آن به خودتان بیایید و ببینید طرف رو زمین افتاده و دهان و دماغش یکی شده است . دلیل سوم اینکه فحش از نظر قضایی دردسر دارد و جرایم سنگین و زندان به همراه دارد . دوستی که در دعوا دستش شکسته بود و دادگاه طرف مقابل را دیه محکوم کرده بود به خاطر یک فحش ناموسی به 6 ماه زندان محکوم شده بود .

5- در تکمیل موارد قضایی فحاشی توجه به این نکته اساسی است که فحش دادن در مواردی که نسبتی به طرف مقابل وارد نمی شود فقط جریمه دارد ولی فحاشی که با نسبت دادن همراه باشد حد و تعزیر دارد . (من: قابل توجه خانم فاطمه رجبی عزیز!)
به عنوان نمونه (با عرض پوزش از خواهران محترم) اگر شما به کسی بگویید خواهرت فلانه این فحش در صورت اثبات حد و تعزیر دارد اما اگر بگویید خواهرت را فلان می کنم این فحش در صورت اثبات جریمه نقدی دارد . (من: با پوزش از خواهران محترمی و پوزش مضاعف از برادران غیرتمند)

6- دعوا را کش دار نکنید . دوران لجاره کشی تمام شده است . هر اتفاقی در بین دعوا رخ دهد رخ داده و معمولا تمام می شود . اگر در دعوا کتک خوردید به هر شکلی همانجا تلافی کنید . معمولاً 90% دعواها در پاسگاه خاتمه می یابد و طرفین به هم رضایت می دهند و روی هم را می بوسند! (من: برادران همجنسگرا از این مورد صرفنظر بفرمایند)

7- در هنگام حضور مامور کلانتری یا … ، بر خود مسلط باشید و با حاضرین به ویژه مامور کلانتری مودب صحبت کنید . در هنگام حضور در پاسگاه نهایت ادب خود را نشان دهید تا نظر مامورین به عنوان تهیه کنندگان گزارش برای دادگاه به شما مثبت باشد . ضمن آنکه شغل خودتان را اعلام کنید به ویژه اگر فرهنگی ، دانشجو ، مهندس ، پزشک و یا اداری هستید . 

8-  در هنگام دعوا از ضربه زدن به هر شکلی به سر و صورت طرف مقابل بپرهیزید . این قسمت ها به سرعت کبود شده و دیه های سنگینی در بر دارد . بهترین قسمت برای دعوا های معمولی سینه ، پهلو و ران پا است . همچنین در دعوا از چوب ، میله ، قفل فرمان ، زنجیر ماشین و … اکیداً استفاده نکنید . این وسایل ، جو پیرامون دعوا را بر علیه شما سوق می دهد . اگر جایی مجبور به استفاده از این وسایل شدید فقط به روی ران پاهای طرفتان ضربه بزنید چرا که هیچ اثری باقی نمی گذارد . (من: مجید! تو هم؟)

9- به طور کلی در دعوا از وسایل خطرناک استفاده نکنید . چه بسا اتفاقات جبران ناپذیری رخ دهد.

10- اگر مجبور به دعوا شدید و کتک زدید تا حد امکان صحنه را ترک کنید . به قول معروف بزنید و فرار کنید . این عاقلانه ترین کار است . هیچ اتفاقی نمی افتد . اگر در محل خاصی یکی را زدید و فرار کردید تا چند روزی (چند هفته ای ) آن طرف ها آفتابی نشوید .

11-  از دعوا در محل کار یا سکونت طرف مقابل بپرهیزید . همچنین از دعوا در روستاها به ویژه روستاهای کوهستانی دوری کنید.

12-  در محل کار یا زندگی خود دعوا نکنید . این گونه دعواها در هر شکلی به آبروریزی برای شما منجر خواهد شد .

13- اگر در سفر مجبور به دعوا با افراد محلی شدید مظلوم نمایی بهترین توصیه است . سعی کنید افرادی را که با شما مشترکاتی دارند را با خود همسو کنید . به عنوان نمونه اگر سفر شما به شمال کشور است در حین دعوا دیگر مسافران را با جمله هایی نظیر « غریب گیر آوردی؟» یا «چرا به مسافر زور می گی؟» به خودتان جذب کرده و همراه و پشتیبان خود کنید .

14-  در دعوا از هل دادن شدید و پر فشار بپرهیزید . چون در این گونه هل دادن نیروی هل شما و مقاومت طرفتان مشخص نیست این امکان که طرفتان سرش به جایی بخورد و یا عقب عقب رفته و از جایی بیفتد زیاد است . (من: به خصوص اگر مثل نویسنده دارای قدی نزدیک به 190 سانت و وزنی بیش از صد کیلو هستید)

15-  با تازه دامادها که با همسر یا نامزدشان هستند درگیر نشوید . این افراد حس خاصی دارند که در اوایل ازدواج بیشتر است . سعی کنید به غرور این دسته احترام بگذارید .

————————————————

توضیح ضروری: با خواندن این متن درباره‌ی نویسنده و خانواده‌اش فکرهای بد نکنیدها! همه‌ی اصلاح طلب‌ها در جوانی از این کارها کرده‌اند. سهل است –بلانسبت- آدم هم کشته اند! باور نمی کنید؟ یک سری به آرشیو روزنامه‌های اول انقلاب بیندازید… (اصولگراها هم که اصولا همین الان هم در همان فضا به سر می‌برند!)

11 دیدگاه در “دستور العمل عمومی دعوا کردن – سطح متوسط”

  1. چقدر شما درد دل دارين !!!
    به هر حال هستيم و اين دردها را ميشنويم و ميخوانيم .
    با سپاس

  2. من نمي دونم وقتي براي احقاق حقوق زن تلاش مي كنيم اين شوخي ها چه تأثيري دارد. يعني نميدونم قدم مثبته يا منفي؟ به هر حال اگه دستم بهت مي رسيد ، نه تو محل و سركار شما بلكه تو محل خودمون چنان با دسته جاروبرقي مي زدم همون رون پاتو قلم مي كردم و بعد فلنگو مي بستم و تا چند وقت هم آفتابي نمي شدم كه ديگه پست بدآموزي ننويسي. بعد هم وقتي تو و آقا مجيد صد كيلويي هي مي گشتين دنبالم كه انتقام بگيرن به بند ۶ ارجاعتون مي دادم!يا نهايتش مي رفتم سراغ استراتژي مظلوم نمايي. چطوره؟باور كن خيلي ها اينطوري نتيجه گرفتن.

  3. بسم الله. سر جريان آغاجري در دانش​گاه اميرکبير يکي از دوستان خطاب به تحکيمي​ها مي​گفت: تو بحث که کم مي​آوريد، تو خيابان هم که کتک مي​خوريد، براي چي ما بايد به شما راه بدهيم؟

  4. آقا سلام ، مطلب دستورالعمل دعوا رو كه خواندم ريسه رفتم ، حقيقتش رو بخواي من آدمي هستم كه با قد بالاي 180 و وزن بالاي 90 ام جيگر يه دعواي درست و حسابي رو ندارم يكي دو بار هم كه آستين همت رو افشانديم ، كار خيلي بد از آب دراومد: يا تو دو ثانيه كاري رو كه بايد بعد صد بار بكش و در رو انجام داد في الفور انجام دادم و باعث شدم بنده خدا يه مختصري تنش به تن عزرائيل بخوره ، هم كه ديدم سمبه سفته و به نحو مصيبت باري حقارت باري آب دهنم در گلو دلمه بسته و ناچار شده ام كوتاه بيايم ؛ بعد آن هم كه كلي طامات بافته ام كه بابا بي خيال ؛ دكتر و مهندس كه دعوا نميگيرن، اصولا دعوا به لحاظ ترمينولوژري خشونت و از نظرگاهپراگماتيستانه ، حاصل برخورد جبهه هاي طغياني مرزهاي فرا رواني خودآگاه و ناخود آگاه آدمي است!!!! و از اين لاطائلات ، چند جا هم سر زده بودم كه بلكه بتوانم اصول تاديب بعضي ها را كه از هنگام خروج از مخرج مادر ( به جاي مهبل ) اساسا آدم هاي ناراحتي هستند بياموزم كه در پيشخوان هيچ برادر ناشري نبود تا اينكه چشمم به الگوريتم شما افتاد ؛ آقا دست مريزاد . كار ما را راحت كردي ، پيغمبر دزدان پاريزي را كه خوانده اي ؟! شدي مراد ما !

  5. آقا دمت گرم برادر… كاملاً از توضيحات فني شما مشخص هست كه همه اينها رو از ديگران شنيديد و خودتون تابحال از اين كارا نكرديد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *