دعوت به مناظره از آقای اکبر گنجی درباره تقلب در انتخابات

یادداشت اخیر اکبر گنجی که در آن مدعی شده است در انتخابات ریاست جمهوری سال 88 تقلبی صورت نگرفته است (یا اگر صورت گرفته مدرکی در دست نیست) به قدری خام، سطحی و غیر منطقی است که نوشتن پاسخ برای آن را کم فایده می‌دانم. وقتی اینهمه نوشته و عکس و فیلم به آقای گنجی نتواند چیزی را ثابت کند و ایشان در نوشته‌اش به فیلم‌هایی که وزارت اطلاعات در صدا و سیمای دولتی ایران پخش کرده یا ادعاهای نماینده احمدی‌نژاد درباره محتوای حرفهای دکتر بهشتی در دیدار با رهبر ج.ا.ا. استناد کند، بعید است بتوان با نوشتن نامه‌ای یا پاسخی، آقای گنجی را به آنچه اتفاق افتاد آگاه -یا معترف- کرد.

اما از آنجایی که به عنوان یک روزنامه‌نگار و گزارشگر در دوران انتخابات و تا تقریبا یک سال پس از آن در ایران حضور داشتم،  گمان می‌کنم اطلاعات، مدارک و مشاهداتم از آنچه گذشت آنقدر باشد که اگر در مقابل نادرست‌نمایی‌هایی در این حد بزرگ ساکت بنشینم شرمنده باشم. شرمنده‌ی میلیون‌ها نفری که رای‌شان خورده شد و حرمتشان شکسته شد و در موارد بسیاری آزادی و سلامتی جسمی و روحی‌شان و حتی امرار معاششان آسیب دید. شرمنده‌ی آنهایی که امنیت کافی برای پاسخگویی به آقای گنجی و معدود افرادی که مثل ایشان‌اند ندارد. کسانی که دسترسی کافی به رسانه‌ها ندارند. کسانی که به اندازه کافی بر تکنیک‌های نوشتن و گفتن و منتشر کردن تسلط ندارند.

بنابراین همینجا اعلام می‌کنم برای نشان دادن بطلان ادعاهای آقای گنجی در رد وقوع تقلب انتخاباتی در یادداشت کذایی ایشان را به مناظره در هر رسانه‌ای و هر زمانی که ممکن باشد دعوت می‌کنم. آن انتخابات باطل است و احمدی‌نژاد رئیس جمهور ایران نیست و این نه یک ادعای تعصب‌آمیز است که صدها مدرک محکمه پسند برای آن وجود دارد.  آقای گنجی اگر به قوت استدلال‌های خود مطمئن است به مناظره بیاید تا “رو سیه باشد هر که در او غش باشد”. این همان  ضرب‌المثلی است که ‌ خود اکبر گنجی  پس از غائله کنفرانس برلین، با به کار بردن آن مخالفان را به مناظره فراخواند.

آقای گنجی زمانی هم هاشمی رفسنجانی را به مناظره فراخوانده  و پیغام می‌داد که شهرت و موقعیت هاشمی نباید مانع از آن بشود که از مناظره با یک روزنامه‌نگار تن زند. اکنون این گوی و این میدان.

————

پی‌ افزود: به توصیه دوستان یک پاراگراف از آخر متن حذف کردم. اما همچنان سر دعوتم هستم و معتقدم برآیند کلی‌ حرف آقای گنجی در آن یادداشت به زیر سوال بردن اعتراض های روشن بخش بزرگی‌ از مردم ایران به تقلب انتخاباتی بوده است.

10 دیدگاه در “دعوت به مناظره از آقای اکبر گنجی درباره تقلب در انتخابات”

  1. کسی مثل اکبر گنجی به پستی بلندی و پیچ و خم این رژیم ضد انسانی بخوبی آشنا است ، در نتیجه شخصا مطمینم که وی در کنه وجود و ضمیرش به تقلب بزرگ باور دارد ،حال علاقه مندم بدانم چرا (تمام تاکیدم روی این چراست ) چنین دروغ شاخداری را بافته ! بدون اینکه قائل به نشان دادن چراغ سبز به حکومت باشم چه خیلی زودتر از این ها میتوانست مرتکب ان بشود .

  2. 1. اگر طرف مناظره تان گنجي باشد از همين الان خود را پيروز ميدان حساب کنيد!
    2. خواهشاً استدلالهايتان از جنس آقاي موسوي نباشد. استدلالهايي که در نامه خود به شوراي نگهبان آورد. مثلا اينکه ايشان در بند اول نامه شان به شوراي نگهبان به تجلیل و دفاع از مظلومیت آقای هاشمی و آقای ناطق نوری در مناظره ها اختصاص داد که براي من خيلي خيلي عجيب و غريب بود.

  3. متاسفانه آقای گنجی گاهی برای اثبات دیدگاه های خودش، بد جوری «گزینش گرا» میشه. این بار حتی به شوهای ملاعلی هم گزینشی استناد کرده!

  4. در گوگل ریدر که دیدم پشت سرهم وبلاگت را آپدیت کرده ای حسابی امیدوار شدم ، به متن نوشته ات که رسیدم بسیار مایوس شدم محمود خان. این متن نوشته گنجی ست در توضیح نوشته اش:
    http://news.gooya.com/politics/archives/2010/10/112201.php
    این هم قسمتی حیاتی از متن : بدين ترتيب، تقلب در انتخابات يا پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات محل نزاع نبود. احمدی نژاد در انتخابات پيروز نشد(آرای وی بالای بيست ميليون نبود)، بدون شمارش آرا، وی را با بيش از ۲۴ ميليون رأی برنده اعلام کردند(همين مدعا برای تأييد نيازمند ارائه ی شواهد و قرائن است. بدين ترتيب، راقم اين سطور مدافع وقوع “تقلب تأثيرگذار” در انتخابات است و احمدی نژاد را برنده ی انتخابات نمی داند)
    نکته ای که گنجی در این نوشته تلاش می کند به همه نشان بدهد ، حذف مونوپولی اصلاح طلبان سابقا حکومتی از اعتراض سیاسی است. به همین دلیل بلافاصله می نویسد : ما حتی يک دليل بر پيروزی موسوی(اخذ بيش از بيست ميليون رأی) وجود نداشته و ندارد.
    بی شک جنبش سبز برخلاف آنچه امثال مهدی جامی و محسن کدیور و داریوش محمد پور و خیلی های دیگر تلاش می کنند نشان بدهند ، ارتباط چندانی به مضحکه ای که نامش را انتخابات گذاشتند ندارد. برای همین هم بود که وقتی در عاشورا شعارها رادیکال شد ، همه شان راه افتادند و زیر علم «میانه روی» سینه زدند. از همه خنده دار تر ، حرف مسعود بهنود بود که نوشت ما باختیم! دموکراسی در ایران فصلی ست ، به همین قیاس فرصت ابراز نظر سیاسی هم در ایران موسمی ست. آنچه در پی انتخابات دزدیده شده رخ داد ، به حدی دور از انتظار بود که حلقه رخداد در مقاله ای که به یاد ندارم به قلم چه کسی بود ، نوشت ایران باز هم نشان داد که فرانسه خاورمیانه است. اما به نظر من و احتمالا اکبر گنجی ، نزدیک بینی سیاسی ست که فکر کنیم موضوع مردم در خیابان، انتخابات بود. همان موقع قبل از انتخابات هم ، حسین کرباسچی مرتب به شیخ الیگودرزی التماس می کرد که چطوری جلوی تقلب را می گیری؟ آن هم در تلویزیون ج. ا. !!

    اصل حرف اکبر گنجی گامی ست استوار در راه شناخت رنگارنگی سیاسی ایران ، اگر دارو دسته احمدی نژاد روزی اجازه می دادند صندوق های رای واقعا شمرده شود ، بی شک رنگارنگی سیاسی ایران برای همه روشن تر می شد. دیکتاتوری تنها برای شخص دیکتاتور مضر نیست ، ناظرین سیاسی هم از خفقان و سرکوب دچار کج بینی می شوند. بی شک حتی شخصی متوسط الحال مثل محسن رضایی هم به لطف تپه های گلکاری شده توسط احمدی نژاد ، دارای هوادار شده بود. اینکه فکر کنیم بیست و چند میلیون نفر به شیوه حزب بعث یا ناسیونال سوسیالیست ها به یک نفر رای دادند ، انکار واقعیتی ست که جامعه سیاسی ایرانی به ارمغان آورده است.
    امیدوارم که نوشته ای که لینک ش را گذاشته ام به دقت بخوانی و در صورتی که هنوز با قسمت های نقل قول شده توسط من از گنجی مخالفت داشتی ، دوباره دعوت به مناظره کنی.
    به امید نوشته های بهتر و سنجیده تر

  5. با سلام. برای اثبات تقلب؛ به این پست که حتما ندیده اید هم مراجعه کنید؛ سند بسیار دست اول و جالبی ارائه کرده است:

    http://cheshmefetneh.wordpress.com/2010/09/27/%d8%b3%d9%86%d8%af-%d8%a7%d8%b0%d8%b9%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%88%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d9%86%da%af%d9%87%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%82%d9%84%d8%a8-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7/

    و مطالب دیگر این وبلاگ هم برای اثبات تقلب خواندنی است.

  6. این تغییر دیدگاه تقریبا ۱۸۰ درجه ای خیلی عجیبه ،فراموش نکنیم که رژیم به مرز جنون رسیده و هیستریک قادر به تمام جنایتهاست .امثال آقای گنجی با داشتن اعضای خانواده شان در دستان رژیم به عنوان گروگان همیشه در معرض دست اندازی رژیمی هستند که پایبند هیچ گونه حد و مرز اخلاقی نیست .

  7. تقلب در انتخابات يا پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات محل نزاع نبود. احمدی نژاد در انتخابات پيروز نشد(آرای وی بالای بيست ميليون نبود)، بدون شمارش آرا، وی را با بيش از ۲۴ ميليون رأی برنده اعلام کردند(همين مدعا برای تأييد نيازمند ارائه ی شواهد و قرائن است. بدين ترتيب، راقم اين سطور مدافع وقوع “تقلب تأثيرگذار” در انتخابات است و احمدی نژاد را برنده ی انتخابات نمی داند).اما حتی يک دليل بر پيروزی موسوی(اخذ بيش از بيست ميليون رأی) وجود نداشته و ندارد. تمامی شواهد و قرائن، حداکثر، تقلب در انتخابات را تأييد می کنند، نه پيروزی موسوی را در انتخابات. وقتی دائماً از دروغ گويی احمدی نژاد و زمامداران حاکم بر ايران ناله می شود،نبايد بی پروا مدعيات بلادليل بيان کرد.دروغ چيزی جز بيان مدعيات کاذب به قصد فريب نيست. اين گونه مدعيات خطرناک است. افراد را گرفتار توهم می سازد. (نقل قول ازمقاله گنجيhttp://news.gooya.com/politics/archives/2010/10/112201.php
    به نظر مي رسد که عده اي از دوستان اين نوشته را درست نخوانده اند، شايد هم از اين و آن شنيده باشند که گنجي نوشته تقلب نشده است.بنده خدا اين بخش را بولد هم کرده است!
    بعد از يک سال و اندي نبايد براي اين پرسش هاي مهم پاسخ درست داشته باشيم؟حرف اصلاح طلبان زنداني و غير زنداني به کنار،اگر حتي ميزان تقلب هم اين قدر واضح است (بيشتر سبزها با اعتماد به نفس از 19 ميليون و 13 ميليون حرف مي زنند)بايد بر اساس بيانيه هاي منتشر شده موسوي و کروبي،شاهدان عيني معرفي شده توسط رسانه هاي اينترنتي اين دو نفر( حتي شاهد بدون نام)، براي ما “پاسخي فراهم شود” که به يک نفر مخالف بگوييم با دقت خوبي کجا و به چه ميزان تقلب شده است.
    علم کلام مسلمانان که مي داننيد چيست؟ شبه فلسفه اي است که براي شخصي طراحي شده که صحت دين را پذيرفته و حالا مي خواهد براي باور هايش دلايلي هم جور کند. براي جنبش سبز اين خطر اتفاق افتاده و حالا دلايلي که ” در دست دارد” فقط براي اعضاي خودش متقاعد کننده است. من اين مقاله را بسيار لازم مي دانم به علت دو سوالي که براي خواننده واقعي مطرح مي شود:
    1- آيا مي توانم دلايلي براي تقلب ارائه دهم که يک مخالف غير مغرض را قانع کند؟
    2- آيا مخالفت من با جمهوري اسلامي وابسته به ادعاي تقلب است و بدون اين ادعا حرفي براي گفتن دارم؟

  8. هنوز منتظری از جناب گنجی جواب بشنوی؟ خیلی ساده تشریف داری!! این اکبر خیلی خودبزرگ بین است و ذه تنها چیزی هم که علاقه مند است گنده کردن خودشان است. درست است که وقتی این اکبر زمانی اکبر هاشمی رفسنجانی را به مناظره فراخوانده و پیغام می‌داد که شهرت و موقعیت هاشمی نباید مانع از آن بشود که از مناظره با یک روزنامه‌نگار تن زند.ولی توجه داشته باشید که اکبر گنجی خود را بالاتر از آن می داند که با شخصیت یک لاقبایی مثل حضرت عالی وارد گفتگو شوند.

    قاطبه روشنفکران ما در تفرعن و خودبزرگ بینی هیچ کم از ا.ن یا خ.ر. ندارند.

  9. به جان بچه م که هنوز معلوم نیست مامانش کیه اگه دوباره آدرستو عوض کنی عمراً تو فیدم ادت کنم!!

  10. I think it’s about time you write a follow up on this post. Whether you want to take a new position about what Ganji has to say or you want to keep your previous stance on the subject and elaborate on it. Especially since Ganji’s more recent articles have expanded that initial point he was making in several dimensions. 

    This is what an avid reader like meexpexts thabks

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *