آقای ابطحی عزیز؛ برایمان عزیزتر شده‌ای!

آقای ابطحی عزیز
اعترافات منسوب به شما  را خواندم. همگی به نقل از خبرگزاری فارس بودند و ایرنا. این نخستین دلیل بر بی‌پایگی آن بود چرا که به تواتر دیده‌ایم این راویان کذاب در روز روشن و در انتقال حقایقی بدیهی، با وقاحت تمام وقایع را وارونه می‌کنند؛ چه رسد به چنین ماجرایی که اصل بر وارونه‌سازی‌ست. حتی از ورود خبرنگار شبکه پرس‌تی‌وی هم به صحن دادگاه خودداری شده چه رسد به رسانه‌های مستقل.

ابطحی/ افتر بی‌فور! دومین دلیل روشن‌تر از اولی است و همین چهره‌ی شماست. هنوز باورم نمی‌شود شما به این چهره درآمده‌باشید. نه از آن رو که گمان نمی‌کردم تحت فشار و شکنجه باشید، بلکه به این خاطر که همواره دیدم کسانی که به زندان و به خصوص سلول انفرادی می‌روند، هرچقدر هم که زیر فشار باشند باز هم چاق‌تر می‌شوند. دلیلش هم روشن است: کسی که در یک فضای تنگ و محصور است، فعالیتی نمی‌کند که انرژی مصرف کند؛ در نتیجه عموما با همان غذای اندک زندان هم چاق می‌شود.
اما شما نه تنها چاق نشده‌اید و لاغرتر شده‌اید بلکه نوعی حالت بیمارگونه از چهره‌ی تکیده‌تان هویداست. گویی به شما داروهای قوی اعصاب و روان و حتی روان‌گردان تزریق کرده‌باشند.

همه‌ی اینها اگر قابل رد و انکار باشد (و دیوار حاشا هم که در این چند سال تا ثریا بلند شده است) نفس دستگیری و نحوه‌ی نگهداری شما تمام این اعترافات را زیر سوال می‌برد. بنا بر چه مدارکی و به چه اتهامی بازداشت شدید؟ کجا نگهداری شدید؟ حق دستیابی به وکیلتان چه شد؟ چگونه تفهیم اتهام شدید؟ حق ملاقات با خانواده‌تان کی محقق شد؟ هیات منصفه کجا بود؟

در چنین شرایطی اگر اعترافاتی که خبرگذاری‌های دروغ و وقاحت و ریا  به نقل از شما منتشر کرده‌اند را واقعا هم گفته باشید هیچ ارزشی ندارند و ذره‌ای از ارزش شما برای ما کم نمی‌کنند. شما آدم بی نام و نشان و فرصت‌طلبی نبوده‌اید که به طمع خام چند صباحی عضو گروهی شوید و در آستانه‌ی انتخابات به ظهور برسید و بعد طی چند ساعت بازجویی و تهدید اعترافات آنچنانی کنید و خوش‌رقصی را هم به آن اضافه کنید. شما آدم شناخته‌ شده‌ای هستید که فقط وبلاگتان گواهی می‌دهد یکی از رجال سیاسی خوش‌فکر و متشخص ایران بوده و هستید و هفته‌های متمادی زیر فشار سنگین و خردکننده‌ای که شاید تصورش هم برای ما سخت باشد مقاومت کرده‌اید. دست کم دوازده  سال عملکرد سیاسی شما در دوران اصلاحات و شش، هفت سال حضورتان در وبلاگستان با نیم ساعت زیر سوال نمی‌رود.

آقای ابطحی عزیز
به تعداد تمام روزهایی که مقاومت کرده‌اید، به تعداد تمام یادداشت‌های وبلاگتان که بیشتر آنها در دفاع از آزادی و حقوق انسان‌ها بود، به گَرَم گرَم وزنی که کم کرده‌اید، به تعداد موهایی که در همین چند هفته سفید کرده‌اید و به اندازه‌ی تمام رنج‌هایی که کشیده‌اید و خواهید کشید نزد ما عزیز هستید و عزیزتر شده‌اید.
مناصب دولتی هیچ ارزشی برای ما ندارند اما فراموش نمی‌کنیم که شما در هنگامی به وبلاگستان آمدید که معاون رئیس جمهور بودید و پیش از آنکه وبلاگ نوشتن تبدیل به یک پز برای سیاسیون و دولتی‌ها باشد به خاطر همین حضور گرمابخشتان هم مورد تهمت‌های فراوان واقع شدید. هیچ‌کدام از اینها را از یاد نخواهیم برد.

آقای ابطحی آغوش ما برای شما بازتر از گذشته است. زودتر بیایید. منتظریم. کارها داریم…

 

محمود فرجامی؛ یکی از هزاران دوست و دوستار شما

53 دیدگاه در “آقای ابطحی عزیز؛ برایمان عزیزتر شده‌ای!”

  1. پاسخ به حسین: دوست عزیز شما این قسمت را انگار با دقت نخواندید: ّشما آدم بی نام و نشان و فرصت‌طلبی نبوده‌اید که به طمع خام چند صباحی عضو گروهی شوید و در آستانه‌ی انتخابات به ظهور برسید و بعد طی چند ساعت بازجویی و تهدید اعترافات آنچنانی کنید و خوش‌رقصی را هم به آن اضافه کنید…ّ

  2. میدونم که شرایط زندان چقدر بده…ولی واقعا چرا ابطحی همش در مورد موسوی بد گفت؟ هیچ کدومشون در مورد کروبی یک کلمه هم حرف نزدن! همین ها هستن که اصلاخ طلبان رو به جون هم میندازن

  3. جوابی به يکی از کامنت گذارهای بی نام نشون. خب آدم حسابی بهشون گفتن تا ميتونيد به موسوی بد بگين و اسمی از کروبی نيارين. نکنه تو خيال ميکنی اينها حرفهای دلشون رو زدن؟ بابا ايول از عقل و شعور.

  4. بزرگترين حماقتي که سبزها مي‌تونن مرتکب شن اينه که فکر کنن اينها حرف واقعي‌شون رو زدن.
    تا قبل از اين بايد حرص مي‌خورديم که چرا ا.ن. اي ها نمي‌فهمن چي مي‌گذره، حالا بايد حرص بخوريم چرا همين آدمهاي ديروزي اينطور گول خورده‌ن.
    آقا جان، چطور تلويزيون تا قبل از اين دروغ مي‌گفت؟ چطور بيست و سي دروغ مي‌گفت، حالا چطور فکر مي‌کنين اينها شاد و خندون اومده‌ن و اون چيزي که واقعا فکر مي‌کنن رو مي‌گن.
    تقلب اسم رمز آشوب بود مسخره نيست؟ شما اسم رمز مي‌گفتي مي‌رفتي خيابون؟
    اگه همه چيز زندان خوب بوده چطور ابطحي زن و بچه ش رو فقط يکبار اون هم دو روز قبل از پخش اين اعترافات ديده؟
    براي خاطر خدا هم که شده عاقل باشين

  5. به رامین عزیز؛
    برادر ارجمند، به بنده امکانات بدهید، از شما اعتراف می گیرم که در کودتای ۲۸ مرداد دست داشتین. بعضی ها حرف هایی می زنن که به قول حافظ:
    بر عقل و دانش او / خندند مرغ وماهی

  6. دوستانی که به آقای ابطحی بخاطر اعترافاتشون بدبین شدید خودتون طاقت دو تا نشگون رو دارید؟طاقت دارید بهتون بگن داریم زنتو دخترتو بعله؟طاقت دارین بگن اگه اعتراف نکنی بچه هاتو جلو چشمت میکشیم؟نگین داریم که باورم نمیشه…فقط قبل از نق و نوق خوب فکر کنید

  7. از قدیم گفتند رنگم را ببین حالم را بپرس.
    قیافه جدید ابطحی بدبخت را ببینید بقیه اش را بفهمید.
    امشب علاوه بر الله اکبر مردم می گفتند:ابطحی دوستت داریم.
    توپ تانک اعتراف دیگر اثر ندارد

  8. آقای فرجامی من مطمئنم هفت جد اینها رو جلو چشمشون اوردن تا این حرفا رو بزنن!و میدونم که در اعتراف گرفتن و تهمت زدن ید طولایی دارن اما سوال حسین برای منم پیش اومد. و جواب شما به ایشون روشنم نکرد. میشه یه مقدار واضحتر بگید چه فرقیه بین اعترافی که ابطحی جلو دوربین میکنه و مصاحبه امیرحسین مهدوی؟ یعنی چرا ابطحی عزیزتر میشه و مهدوی رو میزنیم با خاک یکسان میکنیم؟

  9. دوستان واقعيت اينه اين حضرات از جمله ابطحی از جان بچه های مردم سرمايه میگذارند و به فراخور روزگار چيزی می گويند و حالی می برند چه ديروز چه امروز هيچ فرقی نمی کنند. يه مقدار عميق باشيد.

  10. شکنجه عمار و اعتراف او و ديدگاه حضرت رسول ص
    کار عمّار تازه مسلمان، پس از شهادت پدر و مادرش دشوارتر گرديد و شکنجه وي از سوي مشرکان مکه به اوج خود رسيد تا اين که براي رهايي از ستم‏هاي قريش، در برابر خواسته‏هاي آنان داير بر ستايش بتهاي «لات» و «عُزّي» و بدگويي از پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم تسليم شد و چنين کرد. پس از اين جريان نزد رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم شتافت و در حالي که به شدّت مي‏گريست چنين گفت:
    «چيزي به زبان راندم که دلم بر خلاف آن است و بر ايمانم سخت استوارم».
    رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم با دست پر مهرش اشک از چشمان عمّار زدود و فرمود:
    «اگر بارديگر تو را آزار دادند و خواستند که به من ناسزا گويي همان را انجام بده».
    بدين سان عمّار با عمل کردن به تقيّه که ريشه قرآني دارد و مورد سفارش اکيد امامان معصوم عليهم‏السلام است ـ2 خود را از آزار قريش رهانيد.
    برخي او را به خاطر اين کار و تسليم ظاهري در برابر کفّار، سرزنش کرده و کافر دانستند. اين سخنان به گوش پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم رسيد، فرمود:
    «چنين نيست؛ بلکه سراپاي وجود عمّار را ايمان فرا گرفته و باگوشت و خون او آميخته است».3
    و آيه «مَنْ کفر باللّه مِن بعد ايمانه الاّ مَنْ اکره و قَلبه مطمئنٌّ بالايمان»

  11. دلم برات سوخت. لازم نبود مطلبی بنویسی. حرفت در مورد مهدوی غلط و غیر اخلاقی بود. حب و بغض مان نباید بر منطق و اخلاقمان اثر بگذارد. هم شما و هم ما باهوشتر از ان هستیم که آن جمله(که در پاسخ به حسین نوشته ای) را دلیلی بر ثبات عقیده شما بگیریم. دوست عزیز یکی از راههای خنثی کردن ارزش اعترافات این است که فعالین سیاسی اعلام کنند در صورتی که زندانی شدنشان با روند غیز قانونی انجام شود بلافاصله هر چه بازجو میخواهد خواهند گفت.

  12. دوست عزیز..از زمانی که موضع گیری منطقی و قاطع و صد البته در تضاد با احساسات را در مورد مهدوی خواندم مرتبا به این وبلاگ سر می زنم چرا که پیش خودم فکر کردم یک نفر پیدا شد که حقیقت را فدای احساسات نکرد اما امروز متاسفانه سحنی دیگر از شما در مورد ابطحی می شنوم. در مقام مقایسه ی مهدوی و ابطحی بسیار بهتر از من می دانید که ضربه ی ابطحی به جنبش قابل مقایسه با مهدوی نبود و به همین نسبت هم مسئولیت آن دو بسیار متفاوت بود..هنگامی که ایشان سالها به خوردن و خوابیدن و حمل لقب حجت الاسلام و فربه کردن و وبلاگیدن های خود می پرداخت باید احتمال چنین روزی را هم می داد و تنها انتظار از وی این بود که در صورت بروز حادثه ی احتمالی قافیه را نبازد نه اینکه در سالهای خوشی و راحتی سنگ آزادیخواهی به سینه بزند و در روزهای اسارت اینچنین وقیحانه و بی شرمانه به دیگران اتهام وارد کند..دوست عزیز..اصلاحات نشان داده که در مواقع حساس و بحرانی قبل از همه پشت مردم حامیان خود را خالی می کند و امروز دیگر ۱۸ تیر ۷۸ نیست ..امروز این مردم عادی بودند که خیانت اصلاح طلبان را با چشم خویش دیدند و درد آن را با تمام وجود لمس کردند..آیا انقدر فراموشکار شده ایم که مبارزان دهه ی شصت را که در زیر شکنجه هایی بسیار وحشیانه تر دوام آوردند و با شرافت نام خود را جاودانه کردند فراموش کرده ایم؟ اصلا چرا راه دور..ایکاش یک تار موی حجاریان )با تمام مخالفتی که با ایشان دارم( به تن این آقایان بود..دوست عزیز..مردم از اصلاحات عبور کردند چرا که دیدند هرگز از اصلاحات آبی گرم نشده و نخواهد شد.امید کمک از اصلاح طلبان همانند امید داشتن به شنیدن آواز بلبل از دهان قورباغه است ..این را مردم به خوبی دریافته اند و از تغییراتی که در شعارها و در تظاهرات بوجود آمده می توان به سادگی آن را فهمید: استقلال..آزادی..جمهوری ایرانی … .

  13. فضول ياب عزيز يادتان باشد كه آقاي حجاريان از لحاظ جسماني در وضعيت مناسبي قرار ندارند، بنابراين اعتراف گيري و نشان دادن چنين چيزهايي از اين آدم در رسانه ملي، به راحتي فاتحه اين دم و دستگاه را حتي در بين طرفداران و حتي آن پيرمرد روستايي اي كه به الف نون راي داده است تا برايش جاده بكشد و … خوانده خواهد شد. به هيچ وجه يك رژيم ديكتاتور چنين كاري انجام نميدهد. در عين اينكه تمام ااطرافيان من با ديدن چهره عطريانفر و ابطحي به سرعت گفتند كه مجبورش كردند اينها را بگويد. پس آقاي ابطحي هم به اندازه و وسعت خودش مقاومت كرده اينكه ما بخواهيم يك آدمي مثل چيزي كه ما بخواهيم رفتار كند كه خوب بهتره خودمان جاي اين آدم باشيم نه اينكه به اون فشار بياريم كه اين مدلي باشه و به نظرم خوب حالا نمك نبايد روي زخم پاشيد ولي امثال آقاي ابطحي هم فعلا دارند هزينه هاي دفاع از عقايدي را ميدهند كه در نهايت شما ميخواهيد كلمه “اسلام”‌ را از اسم ايران برداريد، پس بالاخره فعلا ايشان گرفتار چيزي شده اند كه كم از آن دفاع نكرده اند در دوران قبل: اعتقاد به ولايت فقيه، اعتقاد به اسلام و …. بنابراين به نظرم بدترين اتفاقي كه فعلا براي آقاي ابطحي و امثال ايشان دارد ميا فتد، مواجهه با چيزي است كه دم از دفاعش ميزدند و … بنابراين بهتر است اينقدر هم بيرحمانه به قاضي نرويم، به هر حال اگر طرفدار دموكراسي هستيم، بايد بپذيريم كه ايشان هم حق انتخاب داشته اند مثل همه آدمها، شما حتي سرگذشت خيلي از همين آدم معروفهايي كه در دوران ساواك شكنجه ميشدند را بخوانيد، خيلي هاشون ميگويند كه ما دروغكي يك اعترافي ميكرديم و يك حرفي ميزديم و بعد دوباره ميرفتيم بيرون و چند ماه بعد دوباره زنداني ميشديم و … به هر حال در زندان روح و جسم شما مورد حمله قرار ميگيرد و قرار نيست كه واقعا هميشه پابرجا بماند. به نظر من بدترين شكنجه براي آقاي ابطحي و امثال ايشان مواجهه با زندان و برخوردهاي بد و شكنجه در “نظام جمهوري اسلامي”‌است. كمي صبر كنيد و منتظر باشيد.
    در ضمن اقاي فرجامي، خوش رقصي ابطحي و خوش رقصي مهدوي هيچ فرقي با هم نداشتند، فقط يكي مهره كم اهميت تري بود و يكي پر اهميت تر. يكي تحملش سه روز بود و يكي 45 روز. به هر حال نتيجه رفتار هر دو خوش رقصي بود ديگر.

  14. به نظر من بابک و فضول یاب که از دار و دسته ی اوباش و ا.ن. هستند. این افراد وظیفه اشون تفرقه انداختن میان مخالفان دولت و خامنه ای است.
    در مورد ابطحی هم هر خری این قیافه رو ببینه و عکس پیش از زندان رفتنش رو، می تونه تشخیص بده که چی به سر طرف آوردن که بمباران هیروشیما رو هم به عده می گرفت چه برسه به این حرف ها.
    اگر معنی داروهایی که روی روان و مغز تاثیر می گذارد را نمی دانید با یک سرچ ساده در نت به سواد خودتان اضافه کنید تا بفهمید با چند تا از این داروها هر کدام از خودتان اعترافاتی خواهید کرد که الان ادعا می کنید زیر گیوتین هم چنین نمی کنید.
    زندان های مخوف جمهوری اسلامی خیلی وحشتناک تر از آن هستند که تصور کنید.
    اگر علاقمند بودید براتون مثال بزنم از..

  15. دوستان عزيز، من همچنان از متنی که درباره مهدوی نوشتم دفاع می کنم و آن را به هيچ وجه در تضاد با اين متن نمی بينم بلکه دقيقا در يک راستا هستند. لطفا آن متن را يک بار ديگر با دقت بخوانيد. همه حرف من در آنجا اين بود که بايد فرقی گذاشت بين اعترافی که يک روزه و دو روزه به دست می آيد با اعترافی که يک ماهه و چهل روزه گرفته می‌شود. فرق است بين اعترافی که از مهدوی ۱۲۰ کيليويی به دست می آيد با اعتراف از ابطحی‌ای که دست کم ۲۰ کيلو وزن کم کرده. و البته بر همين مبنا می‌گويم که اگر مثلا سميه توحيدلو يک ماه ديگر دوام بياورد قطعا ارزش کارش بيشتر از کسی ست که الان بريده. اين‌هايی که تا همين مقاومت کرده‌اند نمره‌ی قبولی را گرفته‌اند و از اين به بعد بحث بين خوب و خوبتر و عاليست. اما کسانی که دو سه روزه (يا به قول خود مهدوی چند ساعته) زير فشار بريدند و با آن طول و تفصيل به اصلاحات حمله کردند نمره قبولی نياوردند و بايد پاسخگو باشند. لطفا اينقدر صفر و يکی نباشيد و گمان نکنيد چون ابطحی و مهدوی هر دو اعتراف کردند پس در يک سطح هستند. از آن گذشته آيا ممکن است در همين عرصه وب ۱۰ نوشته از مهدوی در دفاع از آزادی و توسعه سياسی به من نشان دهيد؟ می‌خواهيد من ۱۰۰ نوشته از ابطحی نشانتان بدهم؟ (البته با ابطحی اختلاف نظرهايی هم دارم)

  16. من دیشب گریه کردم چون می دونستم ابطحی وقتی داره چرت و پرت می گه با چه حالی می گه ووقتی که خونوادش می شنوند بابای شوخ و تپل و عزیزشون چرت و پرت می گه چه حالی داشتند ابطحی چی کشیده تا ناچار شده اینهارو بگه و چی کشیده تو اون ساعتها
    هیچ فکر کردید
    دیشب شکنجه یک مشت بی گناه جلوی چشمان ما صورت گرفت و یک پنجره شیشه ای که جنسش از جنس میله های زندان بود بین ما و اونها بود اونها همدردی مارو نمی دیدند و احتمالا فکر نی کردند دارند از ما کتک می خورند کتکهایی که قبلا خورده بودند یک هزارم دیشب نبود
    آیا می خواهیم ماهم جلاد باشین؟
    می خواهیم شرور شناسنامه دار باشیم ؟

  17. بله آقای فرجامی عزيز اما آن خوش رقصی ها را چه می گوييد؟ آن نام بردن از خاتمی و رفسنجانی آن وسط چه بود؟ شوخی کردنها چه بود؟ من هم قبول دارم که فرق است بين مهدوی و ابطحی. همانطور که فرق است بين ابطحی و بهزاد نبوی. آن مثل سرباز که اميرکبير گفته بود برای ابطحی هم صدق می کند مگر نه؟

  18. گالیله: در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمده‌ام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس می‌کنم توبه می‌کنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار می‌کنم و آنرا منفور و مطرود می‌نمایم…
    ابطحی که سهله! اگه يه ماهه ديگه تصوير خود مهندس موسوی رو هم تو رسانه کودتاچيا ديديد که اعتراف ميکنه بدنبال انقلاب مخملی بوده و برا سلامتی رهبر دعا کرد تعجب نکنيد!!
    شمايی که ابطحی رو متهم می کنی هر وقت تونستی فقط بيست و چهار ساعت خودتو تو يه اتاق سه متری حبس کنی (حتی بدون هيچ آسيب و فشار جسمی و روحی ديگه) بعد بيا راجه به کسی که بيبش از يه ماه معلوم نيس کجا بوده قضاوت کن.
    مساله همينه که ماها انسانيم نه آدم آهنی. فقط امیدوارم زندشون بزارن تا بیان بیرون و به وقتش حقیقتو بگن.
    يا رب ارحم ضعف بدني…

  19. محمودجان! ما نفهمیدیم چه طور اگر مشهدی اعتراف کند برای شما عزیزتر می‌شود، اصفهانی که اعتراف کند فحش و فضیحت می‌دهی (مهدوی) یا سکوت می‌کنی (عطریان)؟ خوددانی!

  20. آقايوني كه بي چون چرا بي قيد وشرط به سخنان اصلاحات عمل مي كنيد كمي تامل كنيد به واقييت ها فكر كنيد انكار واقيت چيز خوبي نيست .

  21. امروز هر کس رو که می بينم ناراحت و عصبيه . نه بخاطر صحبت های ابطحی . بلکه بخاطر رفتارهای بد با ابطحی و سايرين
    گويا آقايون تخصص دارند در عصبانی کردن مردم .
    شايد يادشون رفته دفعه قبلی که شال و نماد سبز موسوی را مصادره کردند و به تمسخر کشيدند مردم چقدر عصبانی شدند!!!

  22. باهات مخالف​​ام در مورد مهدوی. ظرفیت افراد با هم فرق می​​کنه و یکی ممکنه در عرض یک ساعت در هم بشکنه و یکی سال​​ها مثل پاپیون مقاومت کنه. این طرف رو گناه​​کار نمی​​کنه. استدلال​​ات یک کمی سطحی بود در پاسخ به کسان​​ای که ازت سوال کردند دوست من.
    مثل خود ابطحی شجاعت به خرج بده بگو قضاوت​​ام اشتباه بود.
    اینو ببین:
    http://mag.gooya.com/politics/archives/021318.php

  23. می گویند این اعترافات باعث خواهد شد که مردم دست از اعتراض بکشند و تعدادشان کم شود ولی فردا معلوم می شود که چند نفر این خزعبلات نوشته شده روی کاغذ و خوانده شده توسط اقای ابطحی را باور کرده اند … هر چه تعداد بیشتر تو دهنی محکم تر

  24. براتون متاسفم.خودتون هم گيج شديد البته حق هم داريد منم اگه ميديدم بااحساساتم بازی شده چرت وپرت ميگفتم يا سعی ميکردم يه جوری توجيهش کنم.

  25. دوستان عزیز، گماشته های اصولگراها به این وبلاگ ها سر می زنند و از کامنت های ما سواستفاده می کنند. همه می دانیم که آنها از ابتدا خواسته اند بین سبزها تفرقه بیندازند و به همین دلیل نخواسته اند که از کروبی حرفی به میان بیاید وگرنه بیش از همه تشنه خون او هستند، چون روحانی و تند و تیز است و خوشایندشان نیست. خودتان که در جریان هستید که چند بار به او حمله ور شده اند. از صحبت هایی که بوی نفاق می دهد پرهیز کنید. ایمان دارم که پیروزیم.

  26. در آخر هم کلام رسول خدا به یار وفادارش عمار را یادآور می شویم که در زیر شکنجه مشرکان مکه ناچار به گفتن آن چیزی شد که مشرکان می خواستند. محمد (ص) که می دانست قلب عمار مالامال از عشق و ایمان به خداست خطاب به او فرمود: “اگر باز هم جانت در خطر افتاد این کلمات را بگو و خودت را نجات بده. تو سرتاپا ایمان هستی”

  27. بزن باران بهاران فصل خون است
    بزن باران که صحرا لاله گون است
    بزن باران که به چشمان یاران
    جهان تاریک و دریا واژگون است
    بزن باران که به چشمان یاران
    جهان تاریک و دریا واژگون است
    بزن باران بهاران فصل خون است
    بزن باران که صحرا لاله گون است
    بزن باران که دین را دام کردند
    شکار خلق و صید خام کردند
    بزن باران خدا بازیچه ای شد
    که با آن کسب ننگ و نام کردند
    بزن باران به نام هرچه خوبیست
    به زیر آوار گاه پایکوبیست
    مزار تشنه جویباران پر از سنگ
    بزن باران که وقت لای روبیست
    بزن باران بهاران فصل خون است
    بزن باران که صحرا لاله گون است
    بزن باران و شادی بخش جان را
    بباران شوق و شیرین کن زمان را
    به بام غرقه در خون دیارم
    به پا کن پرچم رنگین کمان را
    بزن باران که بیصبرند یاران
    نمان خاموش! گریان شو! بباران!
    بزن باران بشوی آلودگی را
    ز دامان بلند روزگاران
    بزن باران بهاران فصل خون است
    بزن باران که صحرا لاله گون است

  28. حس خوبی‌ست وقتی می‌بینم در نگاهم به این دادگاه تنها نیستم. کاش می‌شو به گونه‌ای به گوش شناس و ناشناس آن دادگاه هم رساند که در تنهایی به تنهایی فکر نکنید.
    مرد مختصر.

  29. از تفرقه دوری کنيد دوستان عزيزم. آبروی صدا و سيما که خيلی وقته رفتهُ. چی باعث می شه فکر کنند پخش اين دادگاه و اون حرفا وجاهتی به اعترافات می ده؟!!!!! الان ساعت ۱۲:۳۰ دو شنبه است. ما هر چی منتظر مونديم مراسم تنفيذ الف نون مثل دفعه قبل مستقيم از تل پخش شه خبری نشد. الان فهميديم که مراسم تموم شد و رفت. اينجوری رييس جمهوری رو که به قول خودشون ۲۴ ميليون رای آورده تنفير می کنند؟ بدون سر و صدا؟ ببينيد چقدر جايگاه کله گنده هايی مثل خاتمی و هاشمی خالی بوده که جرات نکردند پخش مستقيم نشون بدند!!! رسوايی از این آشکارتر؟؟

  30. یه موضوعی که هیچ کس توجه نکرد در دادگاه شنبه :
    آقای ابطحی در بین صحبتهاش گفت :
    ؛من دیروز همینجا در جمع شما دوستان درباره تقلب گفتم …؛
    باید پرسید یه روز قبل از دادگاه چرا ابطحی و بقیه تو دادگاه بودند جز تمرین آنچه که باید تو دادگاه بگویند .
    لطفا به این قسمت بپردازید…
    با تشکر

  31. با بابک موافقم ، یکی که پا به این عرصه میذاره و قرار میشه یکی از رهبرای ما مردم بشه بايد خيلی محکم تر از اينا باشه < درسته توو زندان بلاهايی سرشون ميارن که خدا ميدونه و باز هم خدا ! ولی تويی که قدم در اين راه ميذاری بايد از جون خودت و خونوادت و همه چيزت گذشته باشی وگرنه غلط کردی اومدی جلو و اون حرفا رو زدی ، من به هيچ عنوان عکس العمل ابطحی و عطريانفر رو تاييد نميکنم و بهشون حق نميدم ، همه شون دنبال قدرت بودن وگرنه چرا گنجی تا آخرش موند؟؟ سر اون اين بلاها رو نياوردن؟؟؟ يه کم فکر کنيد

  32. باز هم نميشه قضاوت کرد ما چه ميدونيم شايد همان ۳ تا ۴ روز بلاهايی سر مهدوی در آوردند که مجبور شد او اعتراف رو بگه شايد هم برنامه بازجويان اين بوده ظرف ۳ روز بايد اعتراف ميگرفتند و برای فشارها و شکنجه ها شايد شديدتر و وحشتناک تر بوده باشه کسی چه ميدونه

  33. باشه اینا درست. ولی شما یه زمانی سردبیر اندیشه نو رو به خاطر اعترافاتش کشتید. چون اون یه آدم تازه در جریان اصلاحات بوده که نمی شه اونجوری لهش کرد! در ضمن از آقای ابطحی که این همه شناخته شده است که باید بیشتر انتظار داشت. این که بدتره اتفاقا…نمی دونم والا گیج شدم.

  34. دوستان يه سر به وبلاگ خود ابطحي بزنند و عكسي كه خودش قبل از زندان تو وب گذاشته ببينيد!!!!خيل لاغر تر از عكسيه كه فرجامي گذاشته!!!اين عكس رو از كجا آورديد؟؟؟احتمالا اينجا آقاي ابطحي دچار بيماري ورم بوده اند!!!

  35. چرا تلاوت می کنید خودشون گفتند که اگه نظام نباشه اونها هم اعتباری ندارند عزیز تر که نشده داره جدی هم میگه اصلا اینا همشون مثل همند شما چرا باور ندارید

  36. ابطحی سالهای جنگ در صدا و سيما مفامی داشت و کارش تبليغ برای کشتار مردم عراق بود و ادامه جنگ و گول زدن جوانان که بروند و برای اسلام و قرآن عراقی بکشند و مواظب باشند کسی جرات نکند برعليه جنگ اعتراضی بکند. (…) آنهايی که به خاطر نفع خودشان با ظالمان همکاری ميکنند بالاخره خودشان هم قربانی اين ظالمان ميشوند. شيطان دوستاران خودش را هم به جهنم می اندازد. براش ناراحت نشين.

  37. هم ابطحی هم هاشمی هم موسوی هم کروبی هم ……همشون دشمن نظام و انقلابن.
    بيشتر از اين بايد سرشون بياد.من ازاين که به اين آقای چيز رای دادم مثل …پشيمونم.
    اميدوارم خدا توبه مو بپذيره و شهدا اون دنيا جلومو نگيرن.
    به اميد ظهور منجي عالم

  38. ميدونيد چرا جناب ابطحی به اين حال و روز افتاده؟! از شدت عذاب وجدان به جهت بازی کردن با احساسات جوونای اين مرزو بوم.به جهت واردکردن افترا تقلب به نظام جمهوری اسلامی.به جهت خصومت ورزی بامردی که بزرگترين جرمش خدمتگزاريست.به جهت پايمال کردن اخلاق اسلامی بواسطه اغراض سياسی آلوده و به جهت ……..

  39. من نمی دونم چطور از چهره ی آقای ابطهی پی می برید به شکنجه های سخت و تزریق روان گردانو….اما وقتی همین چهره به سخن میاد حرف هاش رو وارونه شده و الکی و چاخان می دونید؟؟؟ چطور کسی حرف هایی رو به زور می تونه بگه در حالی که برای بند بندش استدلال می یاره؟ اگه یک آدم بی طرف بخواد قضاوت کنه چطور می تونه فکر کنه تمام اعترافاتی که به صورت داوطلبانه و با ذکر دلیل و در دادگاه نه شکنجه گاه از زبان خود شخص بوده دروغ بوده ولی ادعای شکنجه ی این افراد جهت این اعترافات با توجه به قیفه فرد! و وزنش! راست می تونه باشه؟
    حداقل شان افرادی رو که دوست دارید انقدر پایین نیرید و سریع حرف از روان گردان و بی مقاومتی اینها در برابر شکنجه نزنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *