انتقال ذهن

«خیابان»

 

… می­دهم

به شاهزاده­ای

که مرا با بوسه­ای زنده می­کند

و اجازه می­دهد

رویاهایم را به خانه بیاورم

 

… می­دهم

به دوستانی

که فضاحت­بار

مرا تایید می­کنند

و اعتماد به نفس را

با چشمان­شان

به من هدیه می­دهند

 

… می­دهم

به دشمنانی

که خشم مرا

سازمان­دهی می­کنند

و نفرت­ام را

از انباری به پذیرایی می­آورند

 

… می­دهم

به عاشقانی که مرا

معشوق همیشگی قصه­هایشان می­خواهند

و اگر فرار کنم

به دنبال­ام می­دوند

و اگر بایستم

مرا به قتل می­رسانند!

 بخشي از شعري در اينجا

 


توضيح: افتادگي‌ها(…) از من است و تمام نقطه‌چين‌ها "ب.ا.ج" بوده‌اند كه به‌خاطر آنكه رياست محترم جمهور هر نوع ب.ا.ج.‌دهي را ممنوع كرده‌اند، براي رها شدن از شر موتور جستجوهايي كه اين كلمه را بجهت عمل فيلطارينگ جستجو مي‌فرمايند حذف شده‌اند.

ضمنا شما هم خيلي بي‌ادبيد!

2 دیدگاه در “انتقال ذهن”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *