خواب

ديشب خواب مي ديدم، يك پليس بيخود و بي جهت سيزده هزار تومان جريمه ام كرد. خيلي عصباني شدم و داشتم حرص و جوش مي خوردم كه شنيدم كسي (شايد خودم بودم) به من گفت: «اين يك خواب است و نهايتا جريمه اي كه شده اي تا صبح كه ازخواب بيدار شوي معتبر است! پس چرا اينقدر حرص مي خوري و جوش مي زني؟»
اما باز هم من ول كن ماجرا نبودم و خلاصه تا وقتي از خواب بيدار شدم عصباني بودم! صبح، زماني به ياد خواب ديشب افتادم كه مشغول رانندگي بودم در همان مكاني كه در خواب پليس جريمه ام كرده بود. فكر كردم به اينكه آدم بداند كل يك ماجرا (يا حتي جهاني كه محيط بر آن ماجراست) «مجازي» است و آن وقت باز هم قضيه را جدي بگيرد؟!
تكاني خوردم… .
بعضي وقتها بد پريشان مي شوم.

25 دیدگاه در “خواب”

  1. محمود جان! گريز پا بودن فكر و بسنده نشدن اش به عالم واقع از ويژه ترين خصوصيات اش است. همانطور كه اين خصوصيت در موارد خوب متبلور مي شود و ما را از جهان مادي كنوني و گرفتاري هايش مي رهاند ، نگراني چيز نا موجود هم مي آورد! هم خدا و هم خرما؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *