خواهر و گاری

گويا مطلب قبلي در مورد سهراب، رسما آبروي خانوادگي ما را برده. عليرضا* مي‌گه رفته خونه و ديده عيالش نشسته رو كاناپه و قاه‌قاه داره مي خنده و هي مي‌گه "خواهر… گاري… مَيوت"! فراز** هم مي‌گه بعد از اينكه ماجراي خواهر و گاري رو براي چند تا از اقوامش تعريف كرده، طي همين چند روز اين تيكه كلام "خواهر ما رو سوار گاري كردي" به جاي اون عبارت ناجور (خواهر ما رو…) افتاده تو دهن فاميل و شده چيزي در رديف عبارت "پاچه‌خواري" كه خيلي زود جاي "…مالي" رو گرفت.

مينو خانوم، همكار پريسا(امّ سهراب) به روال اين چند سال كه به‌طور دائم مياد ولي ردپا (كامنت) از خودش باقي نمي‌ذاره هم كه اينو خونده.

دايي علي و دايي هادي هم كه از اون ور دنيا دارن مي خونن…

اي واي، مثل اين كه جدي‌جدي داره…!


* و **: فراز و عليرضا دو تا از همكارهاي من هستن. هر دو متاهل، منتها عليرضا زن‌ذليل‌تره!

2 دیدگاه در “خواهر و گاری”

  1. بابا ميوت آخه اگر ما زن ذليليم تو سلطان قلبهاي زن ذليل هاي خلقتي ! مشتي ما که در مورد زنگ موبايل رئيس کل همش : چشم! چشم! چشم! که نمي گيم.
    بخواهيم جايي هم بريم هي پياده گز نمي کنيم و با ماشين خودمون اين ور اون ور ميريم.
    جان دوتامون که يکي تهروني اصل و ديگري کرد اصله، يکبار ديگر اون پاي بوگندتو بکني توي کفش ما يک تجربه دل انگيزي برات ترتيب مي ديم که خودت با هاش حال کني، چه رسد به ما
    ها! ايه!!!!

  2. با این نوشته یک سری از زن ذلیل ها ناراحت از حقیقت تلخ ؟! و یک سری زنان بی جنبه که کمبود محبت و عقده های روانی فراوانی را از منرل پدری به عنوان سر جهازی به خانه بخت آورده اند با کلی ادعا و ناز و فیس و ادا خوشحال شده و با انداختن بادی در غبغب ؟! به همدیگر با صدایی بلند که همسر محترمشان بشنود می گویند واااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا واه واه مگه بده آدم زن ذلیل زنش باشه !!!!!!!!!!!!!!
    چی می شه گفت این همه خرج می کنن ننه باباها می زارن این دخترا درس بخونن که آخرش به جای درمان شیزوفرنی بودنشون می گن وااااااااااااااااااا ما افتخار می کنیم به اینکه شوورامون زن ذلیل هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا به داد یه همچین مردایی برسه بدبختن به خدا با آدم عوام زندگی کردن هم یه نوع عذاب الهیه دیگه دادش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *