راهنمای عملی تظاهر به روزه داری

همانطور که همگان می دانند تظاهر به روزه خواری عمل بسیار زشت و شنیعی بوده بطوریکه مستوجب تعزیر و تازیانه هم می‌شود. و همانگونه که همگان تر می دانندانجام عکس یک عمل، باعث اخذ نتیجه معکوس خواهد شد و به طور خلاصه از این صغری و کبرای فوق می توان نتیجه گرفت که به همان میزان که تظاهر به روزه‌خواری عملی زشت و مستوجب عقوبت است، تظاهر به روزه‌داری عملی نیکو و مستحق پاداش خواهد بود.
از طرف دیگر، خیلی از خواهران برادران دینی به دلایل متفاوتی مثل بیماری، سفر، حاملگی،عادات ماهیانه (مثل حیض)، عادت روزانه(مثل خوردن غذا)،عادات ساعتانه (مثل خوردن آب) و یا عذر عقلی(جنون و فلسفه) قادر به روزه‌ گرفتن نیستند و واجب است که از تظاهر به روزه‌خواری پرهیز و تظاهر به‌روزه‌داری کنند.
از اینرو، بر پایه‌ی پژوهش‌های دقیق بر روی رفتارهای عموم روزه‌داران جامعه، راهنمای عملی تظاهر به روزه‌داری با تشریح مختصر هر بند برای استفاده این عزیزان تقدیم می‌شود. علاقه‌مندان می توانند با عمل به همه یا تعدادی از موارد زیر به روزه‌داری تظاهر کنند.

 

1- بوی بد دهان را فراموش نکنید. علی‌رغم توصیه‌های اسلامی به مسواک زدن و داشتن دهان خوشبو، اکثر روزه‌داران به خاطر عدم استفاده از مسواک و به خصوص نخ‌دندان دهان‌هایی دارند معطر به عطر مخلوط گوشت بز و روغن نباتی و پیاز و سبزی‌خوردن ماکارونی و هنودانه گندیده! این معجون را تهیه کنید و پس از بو‌دادن، در لای دندان‌های خود جاسازی نمایید. میزان بو باید تا حدی باشد که تا 75 سانتیمتر اطراف شما را پوشش دهد!

2- به علت لمباردمان چندین کیلو آش رشته و پنیرو زولبیا و گوشت و ماست و حلیم و سیر و چای و خرما و پلو و سبزی و سویا و سیب‌زمینی و شکر در فاصله بین افطار تا سحر، در طول روز معده‌ بینوای روزه‌دار چندین بار کوشش می کند تا بخشی از این بار سنگین و ناهمگون را به نای بفرستند. نای هم قاعدتا نازکتر از آن است که تحمل این بازار مکاره را داشته باشد و آنرا به حلق می فرستد. حلق هم بخشی را به دهان و بخشی را به مری می فرستد، مری هم … .
خوردن غذاهای درهم و برهمی که باعث ترشا می شود را فراموش نکنید یا با مراجعه به عطر فروشی‌های خیلی مدرن و مدیست، عطری پیدا کنید که بوی ترشیدگی بدهد. آروغ زدن به فاصله هر دو ساعت هم توصیه‌ می شود! ضمنا این فرآیند گوارشی صدای غار و غور نسبتا عظیمی را هم تولید می کند که تا فاصله دو متری (از راس ناف) قابل استماع است. سعی کنید آن را هم به نوعی تهیه کنید که راه‌های گوناگونی برای این کار وجود دارد: از تقلید بوسیله دهان تا پخش صدای آبشار نیاگارا توسط یک واکمن جاسازی شده در زیر لباس!

3 کسی که تا سه ثانیه قبل از اذان صبح مشغول خوردن پلو خورش باشد، قاعدتا از ساعت ده صبح تشنه می شود و از ظهر به بعد کف به لب می آورد و اکثر روزه‌داران هم از لحظه-لحظه آنات ملکوتی سحر کمال استفاده را می کنند! 

لبهایتان را خشک و ترک خورده نگاه‌دارید و باهر صدای شر شر آبی که به گوش می رسد حالت تضرع به خود بگیرید. استفاده از اسپری‌های تولید حباب و کف در دهان به میزان کم بلامانع است.

4- هرچند که در روایات اسلامی به هیچ عنوان به کم‌کاری در ماه رمضان توصیه نشده‌است، اما در کشور ما ماه رمضان ماه پرخوابی و کم کاری است و مطابق یک توافق همگانی، قرار است در این ماه کشور به حالت نیمه‌ تعطیل دربیاید. با در نظر داشتن این اصل صبح دیر به سر کار بروید و دست کم تا ساعت 11 صبح سفیدی چشمهایتان را سرخ نگه‌دارید. (برای این‌کار می‌توانید اندکی آب زعفران استریل در هر کدام از چشمهایتان بچکانید. اگر هم اهل شب‌زنده داری و تماشای برنامه‌های ماهواره هستید که مشکل خود به خود حل است!) کارهایتان را به کندی انجام بدهید و دائما خمیازه بکشید. یک ساعت و نیم قبل از ساعت اتمام کار جدید هم دست از کار بکشید (دو ساعت که از اول ماه مبارک خودبه‌خود ساعت کاری‌تان کمتر شده‌است)
5- اگر در هنگام افطار جایی دعوت داشتید و یا جایی گیر افتاده بودید، برای تظاهر هرچه بیشتر به روزه‌داری، قبل از شروع “ربنا” با چشمهای از حدقه درآمده به غذاها نگاه کنید و سه صدم ثانیه بعد از شروع افطار، به غذاها حمله کنید. در نظر داشته‌باشید که اکثر روزه‌داران هرچند از سحر تا افطار غذایی نخورده‌اند اما هر ساعت در ذهنشان با خوراکی‌ها عشق‌بازی کرده‌اند! به همین خاطر، برای آنکه همرنگ جماعت باشید و دستتان رو نشود، فکر کنید که در مسابقه پرخورترین آدم جهان (فینال بخش سرعتی!) هستید و سعی کنید در حداکثر زمان ممکن، بیشترین و متنوع‌ترین خوراکی ها را روانه خندق بلا کنید. اینکه لمباردمان اینهمه غذاهای شور و چرب و شیرین و ترشی‌جات مختلف و گرمی‌ها وسردی‌ها و سبزی‌ها و چه‌وچه، چه بلایی به سر دهان و دندان و مری و معده و روده شما می‌آورد، به بحث ما مربوط نیست.

6- فراموش نکنید که یکی از دلایل انجام “تظاهر به روزه‌داری” شما، قلب نازک و روحیه لطیف دیگران است. بسیاری از روزه‌دارن با دیدن و حتی فهمیدن اینکه یک نفر روزه نیست، به شدت آزرده‌خاطر و عصبانی می‌شوند و این‌ مطلب (یعنی روزه‌نگرفتن یک نفر دیگر) را در حقیقت دامی شیطانی برای تحریک اشتهای خود دانسته و در یک فرآیند غیرتمندانه دینی، به شدت به سرویس کردن دهان جماعت روزه‌خوار   متمایل می‌شوند. شما هم برای تظاهر هر چه بیشتر به روزه‌داری، سعی کنید به شدت در مورد هر حرکت دیگران –ولو پنهانی – که به روزه‌خواری مشکوک است عکس‌العمل‌های عصبی نشان دهید. برای نزدیک‌تر شدن به این حالت، فرض کنید که روزه‌خوردن دیگران مساوی است با فحش خانوادگی رکیک به شما!

7- البته این درست است که عبادت برای خداست و ریا هم درست نیست، ولی بالاخره بی هیچی که نمی‌شود! سعی کنید با تقلید از بعضی از روزه‌داران تابلودار، تظاهرتان را بیمه کنید: به “روزه‌ای که هستید” قسم بخورید، تسبیح بچرخانید و لبهایتان را به علامت ذکر بجنبانید و از یک ساعت مانده به اذان ظهر برای شرکت در نماز جماعت کار را تعطیل کرده وبه حالت استارت دربیایید. خصوصا برای برادران توصیه می شود از دو ساعت مانده به اذان، آستین‌ها را بالا داده، جوراب‌های فوق‌العاده کثیفتان را به لبه‌های جیب شلوارتان آویزان کنید و با پای برهنه و کفش‌پاشنه‌خوابیده در محل کار بگردید.

یک توصیه ویژه برای خانومها: فراموش نکنید که دست کم پنج روز “تظاهر به روزه‌داری” را ترک کنید. خیلی ضایع است که یک‌ماه تمام در صف نماز جماعت ظاهر شوید!

یک توصیه ویژه همه: بهتر نیست به جای اینهمه مکافات کشیدن، روزه بگیرید؟!

 

موفق باشید. التماس دعا!

12 دیدگاه در “راهنمای عملی تظاهر به روزه داری”

  1. یک راه جالب دیگر هم هست.
    آنهایی که روزه میگیرند روزه خودشان را بگیرند و آنهایی هم که روزه میخورند روزه خودشان را بخورند.
    هیچ کس هم دهن کس دیگری را سر روزه گرفتن یا خوردن سرویس نکند.
    حتما که همه مجبور نیستند روزه بگیرند.
    روزه داران محترم و عزیز هم نباید به خاطر نزدیک شدن به خدا دهن بقیه مردم را سرویس کنند که کسی هیچی نخوره که من دهنم آب میفته.

  2. سلام آقای فرجامی
    ۱- گله‌کرده‌بودی که خواننده‌ها کامنت نمی‌گذارند. والا من همیشه مطالبت را می‌خوانم اما خداییش زیاد کامنت‌پذیر(!) نیستند. نه این‌که بد باشن‌ها…خدا نکنه!… زیاد توی مطالب‌تان اظهارنظری شخصی که آدم را درگیر‌کند و برای کامنت‌دادن قلقلک‌دهد پیدا‌نمی‌شود. به جاش هر وقت می‌آم اینجا به ذخایر لذتم اضافه‌می‌شود. آخری‌ش میزگرد سوم دبش که مثل اسب می‌خواندم و می‌خندیدم…خدا بود.
    ۲- در وصف کمالاتت همین بس که آرش موسوی را آلوده به وبلاگ‌نویسی کردی…باقیات صالحات است!
    ۳- تو انگار قبلاًها پادکست هم داشتی چی‌شد؟
    ۴- درباره‌ی قالب جدید وبلاگت، چون نظر‌خواسته‌بودی: حاشیه‌اش زیادی به خود وبلاگت اختصاص‌یافته است. مثلاً نمیشه فیدهای لینکدبش را اینجا بیاوری مثل ۲در۲ که لینک های صبحانه و اینا را اون بغل گذاشته. لینک‌های بایگانی ماهیانه را ببری پایین‌تر. عنوان براده‌ها خیلی باحال نبود! لااقل بلاگ‌رول دبشی‌ها رو هم اضافه‌می‌کردی کی حال‌داره بره سایت دبش!
    ۵- لینکدبش خیلی زود‌می‌تواند جای صبحانه و امثالهم را بگیرد چون ثبت‌نام نمی‌خواد ولی تبلیغاتش کم‌بود. خداییش فرق آن با هفتان که این‌قدر راجع بهش سروصدا راه‌اندازی شد چیه؟ یک کم شلوغ‌کن عزیزم…بازاریابی تهاجمی نشنیده‌ای؟ البته شفافیت لازم را درتوضیح نحوه‌ی انتخاب لینک ها به‌کار‌نبرده‌بودی.
    ۶- کاش به نقد و بررسی محتوایی وبلاگ‌ها هم علاوه بر طنزنوشتن راجع به‌شان می‌پرداختی…البته واضح و مبرهن است که این نظر من است. البته قبلی‌را هم ادامه‌بده که اِندش بود!!
    ۷- من دوست‌دارم لینک وبلاگم در لینکدبش باشد پس تا اینجا نصف قضیه حل است! اگر شما هم دوست‌داشتی نصفه دوم هم حل است و گر نه خب چاره‌ای نیست…صبر می‌کنم!
    ۸- خوب بید؟

  3. به نظرم بين بيكاري ايرانيان و افغاني ها رابطه وجود دارد هرچند دليل اصلي نيست.
    اما مشكل حضورآنان فقط اشتغال نيست، برخي ديگر از مشكلات حضورشان عبارت است از:
    1- نرخ بالاي جرم و جنايت وفساد دربين ايشان
    2- استفاده از امكانات عمومي كه از بودجه اين مملكت يا ماليات اين ملت ساخته شده است، بدون پرداخت هيچ چيز
    3- افزايش جمعيت كشور (به خصوص در شهرهايي مثل مشهد)
    وبالاخره اينكه آيا همانطور كه ايرانيان از اين همسايگان در كشور خود پذيرايي مي كنند آنها هم حاضرند؟
    قبول كن كه ما پس از يك خواب طولاني به فكر مسئله آمدن و ماندن افغانها داريم فكر مي كنيم. اين هرگز افتخاري براي يك حكومت نيست كه بيشترين تعداد پناهنده را داشته باشد، به خصوص اگر مردم خودش در مضيقه باشند. مردم يك جامعه حق دارند بي آنكه خشونتي نشان دهند ورود بيگانگان را به جامعه اي كه خود ساخته اند كنترل كنند. اگر حساسيت ما كم است شايد به اين دليل است كه سهم چنداني در ساختن تمدن فعليمان نداشته ايم و همه از سر چاه نفت خورده ايم.
    اما آیا هیچ کجای دنیا مهاجرین خارجی را به همین شکلی که دوستان افغانی ما به ایران آمده اند می پذیرند…ما نیاز به قوانین مهاجرت سفت و سخت تری نداریم؟
    به دلیل عدم وجود قوانین مناسب مهاجرت و جنگ خانمانسوز در افغانستان این خیل عظیم مهاجر افغانی باعث دردسر های فراوان و اسیبهای جدی شده اند.
    همان طور که در اروپا و آمریکا هست، حضورشان مشکلات زیادی دارد. از جمله از دلایل بیکاری هست، پایین آمدن درآمد سرانه افراد پایین جامعه است، … که همه این ها در کشور های پیشرفته هم هست، اعتراض هم می کنند. سرمایه دار طرفدار کارگر ارزان است و به طور مستقیم درگیر با مشکلاتی که به وجود می آورند ندارد. قشر پاین است که هزینه این مساله را می دهد.
    رفتارشان نادرست است، قبول. ولی انکار اینکه حضورشان مشکلات زیادی هم ایجاد می کند هم غیر عقلانی است. در آمریکا هم مکزیکی ها و در اروپای غربی هم مردم اروپای شرقی همین مسائل را ایجاد می کنند. و عکس العمل اجتماعی، حتی در سطح رسانه های بزرگ هم در آنها هم وجود دارد. اگر می خواهید بگویید کارگر بهتری از ایرانی ها هستند، قبول. ولی این دلیل برای قبول آنها از طرف جامعه به هیچ وجه کافی نیست.
    اظهار نظر در مورد حضور جمع چند ميليوني افغان در كشور ما چه ربطي به نژاد پرستي دارد؟ بهتر است بدانيد من حتي در دانشگاه شريف دوستاني افغان داشته ام كه از نظر اخلاقي بسيارهم خوب بوده اند.
    2- هر وقت دنيا شد دهكده جهاني و براي رفتن از كشوري به كشور ديگر نيازي به ويزا نبود افغان ها هم بدون هيچ محدوديتي تشريف بياورند، ما هم مي رويم هرجا بخواهيم
    3- دوستاني كه افغانستان را به دليل تاريخي بخشي جدا شده از خاك ايران مي دانند و دلسوزشان شده اند بدانند اولا افغان ها خودشان را كشوري مستقل مي دانند. ثانيا: اگر با منطق ايشان بخواهيم نگاه كنيم، نيمي از آسيا و بخشهايي از شمال آفريقا هم زماني خاك ايران بوده چرا به فكر آنها نيستيد؟ وآيا آنها هم شمارا راه مي دهند؟ به سفارت برخي از اين كشورها برويد تا ببينيد يك ايراني چه ذليلانه براي گرفتن ويزا التماس مي كند.
    4- از نوشته اكثر كساني كه با احساسات فراوان حمايت از حضور افغان ها را كرده اند، مشخص است كه از ايشان فقط به عنوان كارگر (براي امور ساختماني، گلكاري، كار منزل) استفاده كرده اند و چون از كار زياد و دستمزد كم راضي بوده اند، منافع ملت را به منافع شخصي ترجيح مي دهند
    5- آمار جرم و جنايت در بين افغان ها را مراجع رسمي منتشر كرده اند و به اين معني نيست كه ايراني ها جرم و جنايت نمي كنند بلكه نشان مي دهد متوسط جرم و جنايت آنها بيشتر است.
    6- بنا به آمار رسمي حدود 2 ميليون و آمار غير رسمي حدود 3.5 ميليون افغاني در كشور حضور دارند. مي دانيد اين ها چه تعداد خانه را در اين مملكت اشغال مي كنند؟ جالب است بدانيد من خودم آپارتماني دارم در مشهد كه مستاجري افغاني در آن زندگي مي كند، از او راضي هم هستم ولي وقتي راجع به حضور افغانها در ايران اظهار نظر مي كنم نسبت به منافع كلي جامعه فكر مي كنم.
    اگر از ايرانيها هم ماليات نگيرند، اگر جوان ايراني مجبور نباشد 2 سال سربازي برود (كه حداقل 24 ماه ضرب در حقوق يك ماه به ضررش است)، … آنوقت جوان ايراني هم حاضر مي شد با نرخ ارزانتر از افغاني كاركند.
    اما از تاریخی که افغانها برای تصاحب نان و آب ایرانیها تا عمق خاک ایران آمدندو اصفهان پایتخت صفوی را محاصره کردندو مردم بیچاره آنجا از بی آب و غذایی به موش و گربه خوردن افتادند هنوز سیصد سال نمی گذرد.آنچه مسلم است افغانستان در حال حاضر در تصرف آمریکائیهاست.!!!بنابر این بی ضابطه برخورد کردن با مسئله به این مهمی می تواند باعث تکرار تاریخ شود. یادتان باشد این سیاست است که مارا جلو میبرد.نه احساسات. هر اتفاقی می تواند بیفتد که همه کشورهای برادر همسایه یکهو باهم پدر کشتگی پیدا کنند. مگر قبلا این اتفاق نیفتاده است؟ باید بدونیم در صورت بروز یک جنگ بین ایران و همسایگانش شهروندان آن کشورها در کشور ما ؛ملیت وآب و خاک خود را به ایران عزیز ترجیح می دهند. همانطور که ما ایران عزیزمان را.
    اگر دقت کنید متوجه می شوید که افغان ها در ایران مهاجر نیستند، پناهنده موقت هستند.
    حرفی که من زدم این بود که در کنار منافعی که برای بعضی از انسان ها حضور افغان ها ایجاد کرده، برای عده ی به نظر شخصی من زیادی هم مشکل ایجاد کرده است. اینکه فقط قسمت پر لیوان را آن هم با دید خواص نگاه می کنید درست نیست. این درست نیست که هر جا به نفع ما بود، مفاهیم اخلاقی را پیش بکشیم و انسان دوستی کنیم و هر جا نبود …
    من نمی گم که با افغان ها غیر انسانی بر خورد کنیم، ولی می گم که خیلی هستند افرادی که به خاطر حظور افغان ها در ایران ضرر دیده اند. کالا ارزان برای کسی هست که در آمد هم دارد. وقتی در آمد ندارد کالای ارزان فقط به درد همان سرمایه داری می خورد که سود هم می کند.
    از اینکه حکومت این مساله و مسائل بسیار دیگر را به عنوان ابزار سیاسی استفاده می کند، راضی نیستم، ولی این دلیل نمی شود هر کاری که می کند را از ریشه نفی کنیم. هستند عده ای که از ایرانیان که از حضور افغان ها راضی نیستند، سود و منفعت ندارند، دلیل پناهندگی موقت آنها هم به ظاهر پایان یافته است. خوب، حق دارند بگویند که می خواهیم بروند کشور خودشان. شما فکر می کنید که چرا اروپایی ها به این کارگران ارزان که می خواهند مهاجرت کنند اجازه نمی دهند؟ آیا رفتار غیر انسانی می کنند؟ یا حضور کارگر ارزان به نفع شان نیست؟ یک مقدار ابژکتیو تر به مساله نگاه کنید. هر کشور منابعی دارد، وضعیت و امکاناتی دارد. چند نفر از ایرانیانی که به خارج می روند کمتر از همکاران خارجی خود کار می کنند؟ فکر می کنم واضح است که بسیاری حاضرند دوبرابر کاری که در ایران می کنند را در اروپا یا آمریکا انجام دهند و از امکانات آنها که همین طور مفت هم بدست نیامده استفاده کنند.
    تنها حرف من این است که حضور افغان ها مشکلاتی ایجاد می کند. این حرف ها هم که زمانی جزو ایران بودند، چرا با فلسطینی ها بهتر برخورد می شود، … هم فقط منحرف کردن بحث است. (در مورد فلسطین، روشن است که مشکل آنها هنوز حل نشده، و هر چقدر هم که بخواهند به سرزمین خود برگردند، باز هم فعلا نمی توانند، …)
    وقتی یک پناهنده به کشوری میاد، با شرط این میاد که وقتی مشکلی که باعث شده پناهنده بشه، رفع بشه برگرده. اینکه مهاجر رو کشوری قبول می کنه، عملا داره یک کار فوق العاده انجام می ده که هیچ لزومی نداره که انجام بده. اگه فقط مساله کارگر بود، مثل آلمان که یک زمانی کمبود نیروی کار داشت، درخواست از کشورهایی مثل ترکیه که بهش نیروی کار بفرستند، بهشون هم به عنوان مهاجر نگاه می کنه، تعدادشون هم کم نیستند. با این وجود باز تو کشور آلمان عکس العمل هایی هست، تازه بعد از چند نسل که اونجا بودند.
    این مساله مهاجر غیر قانونی فقط مختص ما نیست. همین چند روزه بی بی سی رو نگاه کن در مورد پذیرش رومانی و بلغارستان به اتحادیه اروپا. همچنین بحث عضویت آینده ترکیه. همین چند هفته پیش وقتی دولت آمریکا لایحه ای برای دادن مهاجرت قانونی به مهاجران غیر قانونی مکزیکی ارائه کرد، ببین چی شد. یک برنامه لری کینگ تو سی ان ان به این مساله اختصاص داشت. قبول، شاید این مشکل اصلی بازار کار ایران نیست. ولی قسمتی از مشکل هست. خیلی مشکلات دیگه. اگر این مشکلات نبود، برای من جای سوال هست که چرا این همه مردم کشور های پیشرفته نسبت به این مساله عکس العمل نشون می دن. خیلی از افراد می گند که یکی از دلایل اصلی رد شدن قانون اساسی اروپا در فرانسه همین مساله مهاجرت و نیروی کار و ترس از کاهش رفاه بود. مشکلات دیگه هم داریم، ولی چون مشکلات دیگه هست، به این معنی نیست که این اصلا مشکل نیست. یک فرد افغانی وقتی می اومده ایران وضعیت رو می دونسته، بر اساس منافع خودش اومده، و بر اساس اینکه در ایران موندن به نفعش بوده در ایران این مدت رو مونده. همون طور که گفتم یک سری منافع هم برای عده داشته در ایران. قبول. الان هم که شرایط تغییر کرده، با بر اساس منافع خودش تصمیم می گیره که بمونه یا بره. یک ایرانی هم بر همین اساس تصمیم می گیره. من فکر نمی کنم تعداد بسیار اندکی از افغانی ها به خاطر عشق به میهن که شما می گی ایران می دونن به اینجا اومد، یا انگیزه ی اخلاقی داشتند وقتی می اومدند. به فکر خودشون بودند. وقت اومدن هم می دونستند موقته. بقیه حرف ها معنی نداره. یکی که نیازمنده میاد چند روز خونه تو می مونه، فردا مشکل رفع می شه. حالا چون خونه رو دوست داره و یه مدت توش مونده و فکر می کنه خونه ی خودشه، قبول می کنی تا اخر عمرش یا هر وقتی که بخواد بمونه؟ گیرم که تو کارهای خونه هم کمی کمک کرده.
    تفاوت بین مهاجرت و اقامت موقت به عنوان پناهنده رو فکر می کنم متوجه نشدی. افغان ها مهاجر نیستند، پناهنده اند.
    ” به هر صورتی و با هر کلکی که اومده باشند فرقی نمی کنه. اگر خلافی نکردند چرا باید باهاشون چنین برخوردی بشه.”
    همین که غیر قانونی بیان یا بعد اتمام پناهندگی غیر قانونی در ایران حضور دارند خلافه، نیست؟
    افغان هاانسان هستند. مثل ما. از نظر ذات انسانی هیچ فرقی ندارند. قبول. ولی به خاطر اینکه مثلا من انسانم، حق دارم بگم که خونه تو ماله منه، چون منم انسانم؟ بحثی که می کنی شبیه اینه. این مثال قشنگی نیست، ولی احساس می کنم مثل آدم هایی رفتار می کنی که از اینکه گربه های خیابون گرسنه هستند شروع می کنند به حمایت از حقوق حیوانات و یادشون میره که بچه همسایه کنارشون گرسنه است.
    مساله روستای و شهری هم باز با این موضوع فرق می کنه. باز داری مساله رو منحرف می کنی. از نظر قانون کشور هیچ محدودیتی برای اینکه روستایی در روستا بمونه نیست، با شهری فرقی نداره. ولی یک پناهنده از نظر قانونی و حقوقی با یک تبعه وضعیت متفاوتی داره.
    من باز فکر می کنم مشکل اصلی بحث ما اینه که شما افغان ها رو به اشتباه مهاجر حساب می کنی، نه پناهنده موقت. اگه این نکته روشن بشه و تعریف و حقوق و وظایف پناهنده رو بدونی، این مساله حل می شه.
    چرا من ایرانی باید وجود زردپوستهایی را که تنها افتخارشان از تبار چنگیز بودن است به همراه اینهمه جرم و جنایت و تجاوز تحمل کنم؟ ملت ایران باید تاوان جنگ و آوارگی اینها را بپردازد؟ نیم ملیون هزاره در تهران یعنی گرفتن نیم ملیون فرصت شغلی از ایرانی های بیکار که توسط این واحدهای گوشتی با آن بدنهای زرد و چرک اشغال شده. این هزاره ها را نه تنها از سرزمین ایران که به مرور باید از فلات ایران هم بیرون راند. این وحوش نه فقط در ایران، در افغانستان هم بیگانه و متجاوز هستند.
    حق تابعیت ایرانی که بتزاگی در مجلس اسلامی تصویب شد هم یک دشنه ی خائنانه ی دیگر بر پیکر این ملت است. “افاغنه ای که مادران ایرانی دارند” کدام مادران ایرانی؟ یک زن نجیب ترجیح می دهد بمیرد تا با یک هزاره ازدواج کند.
    بحث ما سر کسانی است که باتعداد دو و نیم میلیون نفر با شرط زندگی دراردوگاه مهاجران به ایران آمدند اگر اینها هم مثل آمریکا گزینش شده به ایران آمده بودندو از کلی فیلتر رد شده بودند من هم قبول داشتم که تابعیت ایرانی بدهند
    افغانی با شناسنامه ایرانی جعلی زمین و ماشین می خرد ولی بعلت حضور غیر قانونی در ایران سربازی نمی رود مالیات نمی دهد افغانی فامیل قاچاقچی خودش را لو نمی دهد افغانی که می داند اگر در افغانستان بود یک صدم درآمد توی ایران را نداشت اگر خوب کار نکند چکار کند ؟
    همین الآن موبایل ماهواره ای و 3G توی افغانستان است و کلی پیشرفت کرده پس چه احتیاجی به ما دارند حالا اگر هم می خواهند بمانند باید در اردوگاه پناهندگان زندگی کنند نه اینکه شناسنامه جعلی بگیرند و دختران ما با ادعای ایرانی بودن ازداج کنند بعد ببرند افغانستان

  4. آقا فرهاد شرمنده. مهتاب خانوم بله سنم قد میده و خودم هم یاد همونا می افتم (اینو چند نفر دیگه هم گفتن)

  5. بلاخره اگر شما موافق نیستید با روزه پس این اشارات شما به روایات یا توصیه ی آخرتان! برای چیست؟ و اگر هستید دلیل زیر سوال بردن روزه تان برای چیست!؟ من کمی کانفیوز شدم

  6. ….man bishtar az hame ina nazare in khanande ha baram jalebe in mahtab ke too hesse shadide rappe kheyliam hesse bahali ham dare…in akhari ham ke bichare confuse shode nemidonam chera pofiuz nashode :))…behar hal bahal neveshte bodi baba harki mikhad begire barikalla harkiam na dige nabayad ke chob to astinesh konan:-j

  7. سلام
    فوق العاده درست صحيح و طنزآميز و خلاصه كاملا بدون نقص بود!!!!!!!!! همه ي مواردش!!!!!!!!!! دستتون درد نكنه…………..

  8. kheili ajibe, age vaghean ehsaas e rooshan-fekri mikonid az rooze nagereftan, hich dalili ham nadaare ke inghadr bi-adabaane dar morede rooze-daaran sohbat konid. dar inke bazi adat-haaye na-sahih vojood daare shakki nist, shoma be jaaye in tor fekr kardan, talaash kon ke chand nafar ro motavajeh koni ke digaran ro narahat mikonan.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *