شعر مشهدی

يك رفيق كم‌ديده‌اي در مشهد ما داريم به اسم قاسم رفيعا كه شاعر است و شعرهاي طنز خوبي هم مي‌گويد. از قضا اين قاسم آقا وب‌لاگ هم مي‌نويسد اما نه ديزاينش خوب است، نه پينگ مي‌كند و نه آنطور كه شايد لينكش كرده‌اند و قاعدتا خواننده‌هايش هم كم‌اند و محدود. اسمش هم كه ماشالله طوري انتخاب شده كه عمرا سال به سال از طريق موتورهاي جستجو، كاربران كتره‌اي به آنجا سرازير شوند (در حالي كه مثلا اگر اسم وبلاگش زَهر ابراهيم بود قول مي‌دهم اين‌روزها دست كم روزي هزار نفر از جستجوگران زهره نرگس اينا، به آنجا سرازير مي‌دند!)

به هر حال گفتيم از باب احساس مسئوليت درباره همه موگويان عالم، هم او را بازمعرفي كنيم، هم شما را دم انتخاباتي، به شعري با لهجه آقاي قاليباف مهمان كنيم. (ئي هم رپرتاژ آگهي مفتكي دم انتخابات براي محن‌باقر آقامان!)

دیوالا پور مره از عکس و شعار

وعده های جور واجور قطار قطار

حرفای کولون کولون ورق ورق

ژستای عجیب غریب هزار هزار

-موچی کارا مکنم اگر برم

-مومفهمم چی مگن هوار هوار

عاشق نسل جوون"کلبه مراد"

حامی مردم گوشنه غصه دار

-مو خودم گوشنه بودم تا پیریروز

موخودم غصه درم جون برار

-اگه انتخاب برم چکار مره

نمخام دربییه از گوشنه دمار

از ای حرفا مزنن با آب و تاب

از ای حرفا مزنن با افتخار

وخته انتخاب برن ما میشینم

مثل باغ خشکیده به انتظار

حالایم مثل همیشه دووره

بد جوره شهر گیذاشتن سر کار

ما اگر شورا نخم چکار کنم ؟

خوب بگن چکار کنم چکار چکار ؟

ای همه کغذ دره حروم مره

گولویاره گیرونی مده خچار

ادما جون مدن از غصه و درد

میمیرن هر روزو شب به زیر بار

هیشکیم راس نمگه ،دوغ نگن

جون ما ایقد ندن دیگه شعار

یک دیدگاه در “شعر مشهدی”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *