فیمینسم به سبک پری بلنده!

راستش اين روزها من شديدا به شك افتاده‌ام كه يا فيمينسم از اول به آن معنايي كه ما فكر مي كرديم (جنبش براي احقاق حقوق زنان و تلاش براي رفع تبعيض‌هاي جنسيتي) نبوده‌است و يا ما در ايران با يك نوع فيمينسمي روبرو هستيم كه در راستاي همان فرمايش گهربار شاه‌بابا مبني بر اينكه "همه چيزمان به همه چيزمان مي‌آيد" به همه چيزمان مي‌آيد!

اين فيمينيسم كه هوادارانش اصولا ميانه‌اي با ايجاب ندارند و اگر هم فعاليتي داشته باشند سلبي است، اين روزها چهره بامزه‌اي از خودش نشان داد. نوشته كوتاهي از من در اعتراض به شهرنوش پارسي پور عينهو آفتاب بغداد اين اژدرهاي خفته را بيدار كرد (جسارتا همينجا با توجه به سطح سواد و معلومات مقلدين گرانمايه حضرت سيبيل طلا -دامت شاربها- عرض شود كه اين اشاره به بغداد و اژدرها، ناظر است به يك داستاني از مولوي. فردا باز ننويسيد كه اين ضدزن احمق برداشته به زن‌ها توهين كرده و گفته زنها مثل اژدهايند! تمت توضيح) و به اين ترتيب بنده شرمنده يك شبه شدم ضدزن و ضدادبيات و ضدخودارضايي و از اين چيزها.

هرچه هم كه فرياد زدم بابا! من فقط به اين روايت خاص خانم پارسي‌پور معترض هستم و نه به وجه انساني و حتي ادبي ايشان، همچنان سيل ناسزا روانه كه من به زن‌ها توهين كرده‌ام و مخالف تابوشكني‌هاي جنسيتي از طرف زن‌ها هستم! و حتي انگار يكي نمي‌رود اصل مطلب را بخواند كه در آنجا مثالي هم كه بعنوان شاهدي بر بي‌اعتباري روايت خانم پارسي‌پور آورده‌ام يك مثال صددرصد سياسي (و نه جنسي)‌ است.

اين مثل آنست كه يك نفر فرضا به صداقت نوري‌زاده در گزارش‌ها و تحليل‌هايش ايراد بگيرد يا بگويد اين پسره، فخرآور هيچ پخي در جنبش دانشجويي ايران نبوده؛ و بعد از طرف مسكوليست‌ها متهم بشود به اهانت به شهر نور يا تمسخر رشته حقوق يا دشنام به جنبش دانشجويي ايران! و در نهايت يك برچسب ضدمرد رويش بچسبانند و سنگسارش كنند.

ولله اينقدر وبلاگ‌هايي كه در اين باره نوشته‌اند زياد شده‌اند كه حال و حوصله لينك دادن ندارم. (حالا جالب آنكه در يكي از اين وبلاگها -كه لينكش هم در بخش براده‌ها هست، بنده خدايي برداشته نامه‌اي مثلا خطاب به من در وبلاگش منتشر كرده و صددرصد مطلب من را وارونه نقل و بعد هم مثلا جواب داده، اما در كل متن يك لينك هم به نوشته‌ي نداده. خيلي‌ها هم بر اساس همان متن مثله شده درباره مطالب من قضاوت كرده‌اند. فقط يك نفر استثنائا در بخش نظرات(بخوانيد. از صد مقاله گوياترند) پرسيده ببخشيد آيا ممكن است آدرس وبلاگ فلاني را بدهيد؟!) في‌المجموع چيزي كه از اين ميان دستگير من شد اينكه دوستان براي اسم درآوردن در فيمينيسم‌بازي دنبال يكي مي‌گردند كه به صلابه‌اش بكشند. هرچقدر هم كه طرف توضيح بدهد كه آن چيزهايي كه در ذهن آنهاست را نه گفته و نه مراد داشته، ول كن نيستند و آنقدر به اين كار ادامه مي دهند كه در نهايت طرف عصباني شود و كت و كلفتي بارشان كند و بعد همين را بكنند پيراهن عثمان و فرياد وازنا و وافيمينسمايشان به آسمان هفتم برسد و عده‌ديگري دورشان جمع شوند و الخ… .

مختصرا با نهايت احترام به تمام انسان‌ها، چه زن و چه مرد و به ويژه مدافعان حقوق بشر و فيمينيستهايي كه واقعا مدافع حقوق زن‌ها هستند، خدمت اين دوستان بايد عرض شود كه اين روشي كه شما به كار بسته‌ايد، نه تازگي دارد و نه اثري در دراز مدت. در نهايت در حد فاحشه‌هايي‌ست كه سوار كاميون كلاه مخملي‌ها شدند و مرداد 32 زدند ملت را لت و پار كردند؛ و باز براي اينكه موضوع را جنسي‌اش نكنيد: در حد سلاخ‌ها و زن‌چادرهايي‌ست كه آن آخرين روزهاي دهه 50 به دانشگاه تهران ريختند و شكم دانشجوها را پاره كردند.

شما كه البته خوخواه‌تر و ترسوتر و كم‌بنيه‌تر از آني هستيد كه سازماني داشته‌باشيد و واقعا كاري بكنيد، ولي اگر مي‌داشتيد هم نهايتا از مجاهدين خلق رد نمي كرديد. آنها هم همين‌روشهاي حذفي و جار و جنجال‌هاي الكي و حذف مخالفان را پيش گرفتند، و طولي نكشيد كه در برابر همان‌هايي ايستادند كه قرار بود بخاطر آنها مجاهدت كنند! يك عده‌اي هم پيدا شدند كه با همان روش‌هاي خودشان، روزگار مجاهدين را سياه كردند و در نهايت دود همه اين كارها به چشم مردم رفت.

من البته چون از اين چيزها زياد ديده‌ام ذره‌اي تحت تاثير شما قرار نمي‌گيرم و حساب مدافعان واقعي زنان و فيمينيست‌هايي كه با يك صدم هياهوهاي شما، صدها برابر بيش از شما به زنان زجركشيده‌ ايران خدمت كرده‌اند و هزينه‌هاي زيادي هم داده‌اند (كساني مثل زهرا تشكر) را از حساب شما جدا مي‌كنم. اما بدانيد كه كمترين هزينه قرشمالگري‌هايي كه شما به عنوان دفاع از حقوق زنان – و در حقيقت براي اغراض شخصي‌تان- مي كنيد اين است كه در ذهن بسياري از كساني كه در وحله نخست هيچ مشكلي با جنبش احقاق حقوق زنان و فيمينيسم ندارند، تلقين مي كنيد كه فيمينيسم مساويست با اين قبيل شعارها و سطحي بودن‌ها و كوليگري‌ها و ملانقطي‌ بودن‌ها…

و مگر چند نفر فيمينيسم به سبك پري بلنده را مي‌پسندند؟

38 دیدگاه در “فیمینسم به سبک پری بلنده!”

  1. سلام. این متن و متن های ِ قبلی‌‌ت را خواندم و جواب‌هایی دیگران را هم. چند نکته در مورد مطلب ِ اصلی بی‌ آن‌که وارد بحث‌های بعدی‌َش شوم. سعی‌مى‌کنم بی‌طرف بمانم. به‌نظرم اصل ِ مطلب اول در این جمله‌ها بود:
    ۱- “نه خانم پارسی‌پور روایت‌گر سیاسی اجتماعی خوبی‌است…”
    مگر قرار است خانم ِ پارسی‌پور روایت‌گر سیاسی، اجتماعی باشد؟ تا جایی که من مى‌فهمم خانم پارسی‌پور به‌عنوان تاریخ‌دان یا سیاست‌مدار خاطرات‌‌‌َش را نمى‌گوید (نمی‌نویسد). همان‌طور که مثلاً فرح ِ دیبا یا مادر ِشاه هم به این عنوان خاطرات‌َش را نمى‌نویسند. قصد ِ تقدیس‌َش را هم ندارم. ولی خودش‌است: زنی نویسنده‌ که رادیو‌زمانه (به هر علت) انتخاب‌َش کرده تا خاطرات خودش از زندان را بگوید. شاید چیزی که این را جذاب‌مى‌کند قدرت ِ بیان‌َش است که به عنوان نویسنده امری‌است اثبات‌شده و تجربهء دست ِ‌اوّل َش.
    ۲- “…نه بحث‌ها و خاطرات سکسولوژیکش ارزش خاصی‌دارد”
    ۱-۲-اوّل این که منظورت از “سکسولوژیک” را درست نمى‌فهمم، اگرچه به نظر بار هجو دارد برای القای ِ معنی ِ “آموزش ِ جنسی”. واقعاً معتقدی قصد ِ این خانم آموزش ِ امور جنسی است؟ فکر‌نمى‌کنم این نوشته‌ها را از روی توصیف ِ شما- اصلَ‌ش که هنوز در دست نیست- ‌حتی بشود “سکسی” نامید. نوشتهء “سکسی” هدف‌َش تحریک و به‌هیجان‌آوردن ِ خواننده‌است. فکر‌می‌کنی خانم پارسی‌پور به عمد در پی تحریک ِ‌ خواننده است؟ در سابقهء ِ این خانم چنین چیزی دیده‌نمی‌شود.
    ۲-۲- “ارزش‌‌خواستن” از نوشته حسّ خوبی به من نمى‌دهد. من را یاد نوشته‌های ایدئولوژیک مى‌اندازد. این خانم ِ‌نویسنده به خواست ِ‌ رادیو‌زمانه خاطرات‌َش را مى‌نویسد، آن‌طوری که دیده و حس‌کرده. قلم ِ جذابی هم دارد و نامی که برای ِ‌ به‌دست‌آوردنَ‌ش زحمت‌کشیده. اگر بتواند احساس‌َش و تجربه‌اش را منتقل‌کند به‌نظرم کار ِ به‌درد‌به‌خوری کرده. قضاوت ِ خوب و بدش با ٰهمگانٰ که ٰهمه‌چیز را دانندٰ و مسئولیت انتخاب‌َش هم به‌عهدهء رادیو زمانه. مسئولیتی متوجه این خانم نیست.
    ۳-۲. و بالاخره اگر منظور این‌است که بهتربود خاطرات ِ‌ کس ِ دیگری به‌جای ِ خاطرات ِ این خانم نوشته‌مى‌شد بحثی مربوط به رادیو زمانه نه این خانم. اگرچه باتوجه به موردهای ِ بالا خاطرات این ِ خانم هم به‌خودی ِ‌خود خوبی‌هایی دارد.
    ۳- “همین مصاحبه‌اش پر سوتی بود”
    جدای ِ‌ از درستی و نادرستی ِ ادعای ِ تو، خود ِ این خانم به صراحت و با صداقت در مورد ِ بیماری‌َش صحبت‌کرده. بنابراین خواننده با آگاهی از این موضوع نوشته را مى‌خواند و حَرجی بر این خانم نیست. در همان مورد ِ اوّل هم گفتم که قرارنیست این خانم تاریخ‌دان و تحلیل‌گر سیاسی باشد (و ادعای‌َش را هم‌ندارد) که به این مسئله ایراد‌گرفت. اگر کسی تاریخ مستند و مستدل مي‌خواهد مى‌تواند برود سراغ نوشته‌های ِ تاریخ‌دان‌ها. پیدا‌کردن حقیقت مستند و مستدل از میان این طور نوشته‌ها کار تاریخ‌دان‌ها است نه خوانندهء‌ عادی.
    خلاصهء مطلب این که ازنظر من ِ خواننده تو این خانم را، درموردهایی که نسبت‌ها را مى‌شود تا حدی درست‌دانست، دانسته یا ندانسته به‌چیزهایی متهم‌مى‌کنی که اصولاً مسئولیتی در برابر آن‌ها ندارد و با لحنی که نمى‌شود دوستانه، و حتی بی‌طرف، دانست‌َش. این هم، درست یا غلط، این حس را به من ِ‌خواننده می‌دهد که با شخص ِ این خانم مشکل‌داری نه با نوشته‌اش. شاید هم این همان چیزی است که در جواب‌های ِ‌داده‌شده به چشم‌مى‌خورد: انتقاد به ٰحمله‌ء توٰ به این خانم به عنوان یک زن یا به عنوان ِ زندان‌کشیده، یا به‌عنوان ِ شخصی مبتلا به بیماری عصبی. درحالی که اصل ِ‌ مطلب همان‌طور که خودت هم حالا مى‌گویی اعتراض ِ تو بوده به نشر ِ مصاحبه و خاطرات ایشان در رادیو زمانه به این علت که در این فضا مى‌شود چیزهای بهتری، به نظرتو، گفت و نوشت. کاش فقط همین را مى‌گفتی.
    درآخر اشاره می‌کنم به یک نمونهء تاریخی مشابه و بسیار معروف. ویرجینیا وولف از معروف‌ترین نویسندگان زن ِ انگلیسی‌زبان است، کسی که بعضی شکسپیر ِ معاصر می‌دانندش (به‌عنوان مثال http://en.wikipedia.org/wiki/Virginia_Woolf). البته قصدم مقایسهء جایگاه نویسندگی ایشان با خانم ِ پارسی‌پور نیست. ولی از قرارمعلوم ایشان دچار همان بیماری خانم ِ‌ پارسی‌پور بوده‌اند (اختلال ِ دوقطبی- افسردگی-شیدایی) و این بیماری هم تاحدی ناشی از آزارواذیت ِ جنسی بوده (که ازقرارمعلوم در نوشته‌های ِشان هم آورده‌اند). حمله‌های ِ بیماری هم چنان شدید بوده که حتی کار به بستری‌شدن در بیمارستان هم مى‌رسد و عاقبت با خودکشی پایان‌مى‌گیرد. ولی نه کسی در “ارزش ِ” او به عنوان یک انسان و یک نویسنده شک‌کرده و نه حرف‌هایَ‌ش را بی‌ربط و مهمل‌دانست. برعکس جدیداً هم فیلمی از زندگی‌‌َ‌ش ساخته‌اند (Hours) که بسیار پرطرفدار‌بوده.
    شاد باشی.

  2. سلام
    محمود شهرنوش پارسی پور نویسنده خوبی است ولی در ایران و خارج از ایران کم نیستند کسانی که خیلی دقیق و علمی در این باره حرف بزنند. بنظرم کسانی که زود جوش می آورند و حرفهای چرت و پرت می زنند بهتر است کمی صبر کنند و بعد تا این حد گستاخانه حرف بزنند. البته این شیوه جدید هنجاری فمینیستی است که حضرات به تازگی آموختند و نه چیز دیگر.
    جنابعالی هم زیاد حرص نخور. یک وقتی می افتی می میری بعد ما بی محممود می شویم. خاطرات سهراب را بنویس.
    خوش باشی

  3. سلام آقاي فرجامي. من هم صحبت خانم پارسي پور را دنبال كردم و هم نوشته هاي شما و دوستان منتقد را. من هم به عنوان يك زن تا قسمتي فعال در عرصه هاي اجتماعي چندان موافق با نظرات اين خانم نبودم. اما فكر مي كنم اين حاشيه هم مثل فوتبال شده كه اصلا اصل قضيه را حذف كرده. تا به اينجا تا حدودي حق را به شما مي دادم ولي در اين لينك نوع ادبيات شما چندان صحيح به نظر نمي رسيد.

  4. سلام آقاي فرجامي. من هم صحبت خانم پارسي پور را دنبال كردم و هم نوشته هاي شما و دوستان منتقد را. من هم به عنوان يك زن تا قسمتي فعال در عرصه هاي اجتماعي چندان موافق با نظرات اين خانم نبودم. اما فكر مي كنم اين حاشيه هم مثل فوتبال شده كه اصلا اصل قضيه را حذف كرده. تا به اينجا تا حدودي حق را به شما مي دادم ولي در اين لينك نوع ادبيات شما چندان صحيح به نظر نمي رسيد.

  5. پژمان، در مورد سکسولوژی مغلطه کردی يا واژه شناسی تخصصی را نميداني؟ اين قبيل سفسطه گری ها خواننده را به کليت تحلبلی که شايد غنی هم باشد متاسفانه بد بين ميکند. حدافل اين پيش آگهی بد را ميدهد که نوشته وثوق علمی مکفی ندارد. بيشتر مطالعه کنيد. با احترام

  6. همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید. لازمه اون اقتصادمون همون سیاست مداران هستند و لازمه اون ها همین جور فعالین مثلا سیاسی

  7. shoma eshtebah kardi, un post ro dar javabe sibil tala gozashti ke kam nayari? kharabtaresh kardi! gamunam khodetam fahmidi, mo’tarezin faghat khanuma nistan, albatte ke hameye aghayun ham nistan! amma lahn va raveshe shoma dar naghd sharm avar bud, hatta age kari ba mohtava ya hatta dalile neveshtehat nadashte bashim o az arzesh o zedde arzeh ham chizi nagim o khodaye esme zan ro ham nayarim, shoma be badtarin o talkkh tarin shekle momken neveshti, va chon in neveshteha dar dastrese omum gharar dare, khanande ha haghe eteraz daran. lahne neveshtaret az hame bishtar morede eteraze! va agar inhame tohin az nazare khodet harfaye addi bude vay be un ruzi ke bekhai be kasi tohin koni….

  8. سارهء عزیز،
    تعریف sexology از فرهنگ ِ American Heritage
    sex•ol•o•gy ( sµk-s¼l“…-j¶) n. 1. The study of human sexual behavior. sex ”o•log“ic ( sµk”s…-l¼j“¹k) or sex ”o•log“i•cal ( -¹-k…l) adj. sex•ol “o•gist n.
    بیشتر مى‌خواهی http://en.wikipedia.org/wiki/Sexology
    خلاصه‌اش این‌که سکسولوژی بررسی ِ روشمند ِ رفتار جنسی انسان است.
    “مغلطه” به معنی ارائهء‌ معنی ِ غلط و به اشتباه انداختن در معنی است (کلامی که مردم در آن به غلط و اشتباه افتند- لغت‌نامهء دهخدا) و “سفسطه” به معنی استدلال بر مبنای فرض‌های نادرست و وهمی است برای مغلوب‌کردن ِ طرف ِ‌مقابل ([اصطلاح فلسفه] فیاسی است مرکب از وهمیات و غرض از آن مغلوب‌کردن ِ خصم است- لغت‌نامهء دهخدا).
    این از مطالعهء من از مرجع‌های ِ‌ معتبر. حالا تو که ادعا مى‌کنی بیشتر مطالعه کرده‌ای و حتماً معنی ِ لغت‌هایی را که استفاده‌کرده‌ای مى‌دانی نشان بده کجای خاطرات خانم ِ پارسی‌پور مربوط به سکسولوژی بوده (مگر این خانم کارشناس ِ علم ِ روابط ِ جنسی انسانهاست؟ :). از قرار معلوم منظور نویسنده “سکسی” بوده. درمورد “سفسطه” و “مغلطه” هم همان‌طور که مي‌بینی مربوط به ادعای ِ‌بی‌اساس است،بیشتر وقتی که کسی چیزی در چنته ندارد . تو اساس ِ‌ ادعای‌َت را نشان‌بده ونشان‌بده که سفسطه و مغلطه نمى‌کنی.
    قضاوت در مورد نوشتهء خودم و جواب ِ‌ تو و جواب ِ احتمالی تو به جواب خودم را به باقی خواننده‌ها وامى‌گذارم و بیش از این وقت ِ خودم و دیگران را نمی‌گیرم.
    شاد‌باشی.

  9. دوست عزیز سلام و خسته نباشی
    1- لطفا رنگ صفحه اگر می شود عوض کن چون خیلی سخت می توان نوشته ها را خواند .
    2- ناراحت نباش فمینیست ها ما بیشتر انتی ماسکولان هستند و در پی عقده گشایی جنسی تا برابری حقوق زن ومرد . در ضمن در کشوری که مرد ها و زن ها در برابر هم حقوق برابر ندارد و در حقیقت اصلا حقی برای مردم وجود ندارد کمی مسخره است که این حضرات مثلا فمینیسم در توهم خود صحبت از برتری زن در برابر مرد دارند که نمونه ان را در خوسته های عجیب و غریب شروط ضمن عقد دیدیم .
    take it easy

  10. سلام از نظر من که یک زن و علاقمند به آزادی های زنان هستم ، مطالب درستی را بیان کرده اید ولی از لحن نامناسبی استفاده کرده اید. نمی دونم عمدی بوده یا نه؟ شاید اگر لحنتان بهتر بود کار به این جا نمی کشید.

  11. اشتباه تو اصلا این بود که یه همچین قضیه ای را بزرگ کردی! حالا این رادیو زمانه (که من کلا نمی دانم چطور می شود گوشش داد) خواسته یه برنامه کمدی بسازد. شما رو سننه؟ می شود مثل آن قضیه تبلیغ همجنس بازی که نیک آهنگ و آن رفیقش راه انداختند و باعث آشنایی ما با آن قشر شریف (که تا پیش از مطالعه وبلاگ حضرات کلا از وجودشان خبر نداشتیم) شدند. شما هم هکذا. نونت نبود، آبت نبود؟

  12. اصلن ما دقیقن همون فمینیسم به سبکِ پری بلنده رو می پسندیم، چون تادیب و توبیخ و بعد مباحثه و احقاق‌ِ‌ حقوق به سبکِ فرجامی و کوثر حالمون رو به هم میزنه.
    این هم از روش های مهوع شماست که هر زنی رو از «پری بلنده» بودن (یا خطاب شدن) بترسونید.
    آقای فرجامی
    به گمانم از صدقه ی سر ِ‌ همون «زندان بان ِ قد علم کرده» تان، شما یکی از خطر ِ‌ پری بلنده بودن در امانید تا ابد.

  13. فرجامی عزیز تو رو خدا وقت عزیزت و صرف این خزعبلات بلاگرهای شهرت طلب نکن خواهش میکنم دوست عزیز و گرامی چیزهایی که اون پایین در پاسخ آنها نوشتی را کاملا با تو موافقم اما فکر میکنم درگیر این بحثها نشوی بهتر است…
    آمدم اینجا به شما بگویم که این جریان تغییر نام دریای عمان را که حتما شنیده ای؟ http://www.khabarchin.com/detailnews.asp?newscode=851107w1
    آمدم ببینم چه کار میکنی؟

  14. اما من با سمیه موافقم…
    مرد حسابی این چه طرز حرف زدنه! خیر سرت بلاگر معروف هستی و خواننده عام داری…
    میدونی روشنفکرهای ما همیشه یادشون میره که خواننده عام دارند یادت باشه همه جور آدم از هر طرز فکری نوشته تو رو میخونه، و هزار جور برداشت میکنه تو که فقط واسه 6 نفر آردم که نمنویسی که اگه اینطوری اصلا چرا مینویسی؟!

  15. محموود سلام پسر خاله ام وبلاگ جدید رااه انداخته است اگر خواستی لانکش رو بذار.jalalifakhr.blogfa

  16. محمود خان سلام
    من مدتیه که این جاروجنجال رو از دور دنبال میکنم. وکاملا با نظر شما در مورد این حضرات موافقم. این که به اسم حقوق زن هرچه دوست داریم بنویسم و دهانمان را باز کنیم وچشمانمان را ببندیم که نشد کار ! همانطور که نوشته بودید این ادامه ای است بر روش مرحومین پری بلنده و اشرف چهارچشم. اصرار عجیبی که ایشان در استعمال واژه های کاف دار سه گانه دارند و چسباندن آن به دفاع از حق زن بسیار وقیح و غیرمعمول است.
    بهتر است این حضرات به جای پنهان شدن پشت واژه فمینست از کلمه bitchist استفاده کنند که بیشتر با سیستم فکریشان جور است
    البته این غیر از خانمها و آقایانی میباشد که واقعا به دنبال حقوق حقه زن ایرانی هستند نه دنبال کولیگری و روش ساکنین شهر نو!!

  17. خوب من متن شما را درباره ی شهرنوش پارسی پور خواندم و به نظرم زشت و غیر انسانی رسید.بخصوص جایی که استدلال می کردید که نباید به یک دیوانه تریبون داد.بهرحال بحث در این باره زیاد شده و من اینجا صرفا بعنوان کسی که می خواهد قضاوتش را بگوید کامنت می نویسم(یعنی صرفا در نقش قضاوت کننده و نه تحلیل گر)..ه قضاوت من رفتار شما در این مورد خاص زشت؛غیر اخلاقی و در همراهی با قدرت سرکوبگر بوده است.

  18. وقتی حتی عمادالدین باقی نمی تواند در یک کنفرانس بین المللی علیه اعدام شرکت کند نشان می دهد که آقایان حالا حالا ها می خواهند جنایت ها را انکار کنند. دقیقا مثل هولوکاست !!!!!
    همان طور که حاکمان فعلی جنایات شاه را اگراندیسمان کردند و گفتند 70 هزار کشنه دیگر نباید اعدام !!! چرا مخالفان این رژیم بخاطر هزاران کشته شماتت شوند که تعدا واقعی این نبوده !!! شرم آور ست که حکومت بر آمده از انقلاب چنین آدمخوار از اب در آمد و نویسندگانش مانند شعبان بی مخ و رجاله های 28 مرداد با افتخار از پری بلنده حرف میزنند. شرم آور ست که او را در مقایسه با زنان روشنفکر ایرانی در یک مقاله جا زده اید.
    این رژیم حاصل عقب مانده ترین قشرهای ایرانی بود و شاعران و نویسندگانش به از این نمی شود.در این 27 سال تولیدات هنری و فرهنگی آن ذه درد قبرستانها هم نمی خورد.بهترست درخشان و نبوی و بهنود را دوباره به ایران فراخوانند تا فقط آن جا را آباد کنند !!!

  19. سلام.
    من واقعا تعجب می کنم. از شما که نفت به آتش یک عده همجنسخواه یا همجنسگرا یا همجنسباز می ریزید که از درک واقعیات جامعه به دور هستند و در کانادا یا هر جای دیگر دنیا بر روی کپل معشوقه شان نظرات صادر می فرمایند و برای زنان همه سن و همه جای این مملکت نسخه می پیچند و اداها در می آورند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *